باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

خدایا ببخش مرا به خاطره آن مطلب هایی که بخاطر تو ننوشتم

ببخش مرا به خاطره کامنت هایی که تو در آن نبودی

ببخش مرا از اینکه با مطلبم بنده ای را از خدا دور کرده ام

ببخش مرا که میتوانستم با اطلاع بیشتر بنویسم اما کم کاری کردم

ببخش مرا که وقتی مطلبم پرنظر و یا وبلاگم پر بازدید شد گمان کردم که از سعی تلاش خودم است و تو را فراموش کردم.

ببخش مرا که در وبلاگی مطلبی به چشمم خورد که تو در آن بودی ولی در آن تأمل و درنگ نکردم

ببخش مرا به خاطر اینکه به دوستی در وبلاگی بی ادبی و یا بی اعتنایی کردم

ببخش مرا به خاطر اینکه شکر این نعمت را بجا نیاوردم

ببخش مرا برای اینکه بدون قصد قربت و بدون وضو پشت میز کار نشستم

ببخش مرا که گاهی اوقات به جای وظیفه و تکلیف به سلیقه خود نوشتم و نظر گذاشتم

خدایا من را ببخش که کلبه ام آماده پذیرایی از حضرت ولی عصر (عج)نبود چرا که برای خود مینوشتم نه برای او...

خدایا از (تو) نوشتن را به من آموختی (برای تو) نوشتن هم به من بیاموز که چه سخت و چه شیرین است (برای تو) نوشتن...

طبقه بندی موضوعی

۱۵ مطلب با موضوع «رسانه» ثبت شده است

نامه خواندنی خداحافظی یک شهروند با تلگرام!


98

بسمه تعالی

خدا حافظ تلگرام…

بعد از یک ماه فعالیت موقت در تلگرام بعد از یکسری تحقیقات و مشاهدات تجربی خود و اطرافیانم به این نتیجه رسیدم که برای همیشه با این نرم افزار خداحافظی کنم.

علت های بسیاری برای جدایی از تلگرام دارم که چند نمونه از آن را خدمت شما می‌گویم:

(لازم به ذکر است دلائل زیر با این فرض نوشته شده است که در تلگرام فعالیت مفید و با قصد روشنگری کار میکنیم و اینکه تا کنون هیچگونه عکس و یا متن غیر اخلاقی را در این شبکه ندیده ایم )

  • خواندن هزاران مطالب غیر مفید ( با اینکه خودم با اختیار خودم در یکسری از کانال ها عضو می‌شدم اما می دیدم همان کانالی که مورد علاقه من هم هست. هزاران مطلب غیر مفید و ناکاراآمد می‌گذارد و من برای اینکه یک مطلب مفید بخوانم باید چشمم و زمانم را خرج هزاران پیغام بیهوده میکردم.

 

  • انباشت بیهوده اطلاعات ( یکی از ویژگی های تلگرام همین انبوه اطلاعات است، روانشناسان معتقدند که وقتی اطلاعات ورودی انسان فراوان شود، قدرت به حافظه سپردن اطلاعات بسیار کم می‌شود، در واقع همانند یک دریای وسیعی از اطلاعات می شویم، اما عمق این این دریا یک سانتمیتر است. اکثر افرادی که با تلگرام و برخی دیگر از شبکه های موبایلی در ارتباطند، احساس می‌کنند که دانا هستند چرا که حجم انبوده اطلاعات با موضوعات مختلف به گوششان خورده، بدون انکه قدرت تحلیل و حتی صحبت کردن درباره ان موضوع را داشته باشند. یکی دیگر از مصداق های این مورد را میتوانید در جک و لطیفه های تلگرام ببینید شاید روزی ده ها جک در کانال ها دیده باشید اما همین الان اگر بخواهید ده تا جک از همین تلگرام برای کسی بگوئید چیزی یادتان نمی‌اید. این یک قانون علمی است که حجم زیاد پیام باعث به خاطر نسپردن ان میشود.)
  • نا امن بودن (با اندک تحقیقی هم میشود متوجه شد که که کشورهای دنیا به خصوص غرب حتی یک سوزن امپول را هم برای ایران تحریم کرده اند چگونه می‌شود که نرم افزاری را به صورت کاملا رایگان و بدون هیچ محدودیتی در اختیار ایرانیان قرار می دهند.

شما وقتی تلگرام، وایبر، لاین، و یا برخی دیگر از این نرم افزار ها را می خواهید روی گوشیتان نصب کنید، خود این نرم افزار در ابتدا از شما سوال می پرسد که باید قوانین حریم خصوصی را بپذرید تا امکان نصب را به شما بدهد. چند نمونه از این قوانین را که در خود نرم افزار نوشته شده است و شما تائید کردید را برایتان میگویم:

دسترسی کامل به گالری گوشی، دسترسی کامل و روشن و خاموش کردن دوربین فیلمبرداری و ظبط. ایجاد امکان استفاده از اینترنت و حتی حساب بانکی، دسترسی به موقعیت مکانی شما از طریق جی پی اس و..ده ها دسترسی دیگه.

خوب مشخصه که این شرکت های سازنده دنبال اهدافی هستند و من نمیخوام پازلی از پروژه اهداف انان را تکمیل کنم.

  • دور شدن از اقوام و دوستان( شاید به ظاهر این شبکه ها ارتباطات ما را با دوستان نزدیک تر کرده باشد اما در عمل اینگونه نیست. چرا که ما را به همین ارسال مطالب به یکدیگر راضی و اقناع می کند. دیگر خبری از زنگ زدن تلفنی، و دیدار حضوری ، گعده های رفاقتی و صحبت و گره گشایی نیست، ولی احساس میکنیم از حال هم با خبر هستیم. دقیقا در یک مجاز بادکنکی پوشالی زندگی میکنیم)
  • کم شدم مطالعه( خیلی اهل کتاب نبودم اما حداقل سعی میکردم حداقل هفته های دوبار نیم ساعتی کتاب بخوانم اما با ورود تلگرام به زندگیم، دیگر هیچ رغبت و شوقی به کتاب نداشتم. بعدها در مطالب علمی خواندم که اکثر افرادی که از این شبکه هاستفاده می کنند ناخود اگاه عادت به تند خوانی و مطالب کوتاه دارند و بیشتر با عکس ارتباط می‌گیرند تا نوشته، دقیقا همان چیزی که اغلب ماها دچار ان شدیم)
  • اعتیاد( خدا رو شکر به علت اینکه این نرم افزار را بر روی گوشی خود نصب نکرده بودم و فقط از طریق کامپیوتر با ان فعالیت میکردم من دچار این عارضه نشدم و لی اکثر افرادی را که دیدم تاگرام دارند . حتی بین دو نمازشان هم موبایلشان را چک میکردند و اخرین چیزی که شب ها میدیدند و اولین چیزی که صبح ها میدیدند صفحه گوشی موبایلشان بود. این یعنی یک اعتیاد به تمتم معنا که به نظرم ظررش از اعتیاد مواد مخدر کمتر نیست)
  • غیر شرعی بودن/طی سوالاتی که دوستانم از مراجع تقلید برای استفاده از این شبکه های داشتند جواب زیر دریافت شد.

مقام معظم رهبری: به طور کلی استفاده از شبکه‌های اجتماعی و مانند آن اگر مستلزم مفسده (مانند ترویج فساد، نشر اکاذیب و مطالب باطل) بوده و یا خوف ارتکاب گناه باشد  “””و یا موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود””” و یا خلاف قوانین و مقررات نظام جمهوری اسلامی باشد جایز نیست.

کد پیگیری سوال شرعی از سایت لیدر:   ۹۱۹a64661164e5ca

برای مشاهده جواب فوق و سوال آن در سایت مقام معظم رهبری اینجا را کلیک کنید و کد پیگیری فوق را وارد نمایید.

خوب با فرض اینکه خلاف نباشد باعث ترویج فساد نشر اکاذیب نشود، اما نمیتوانیم منکر این شویم که موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین میشود، این را هم میتوانید در اینترنت جستجو کنید که با هر عضویت یک نفر در این شبکه ها چه هزینه نصیب سازنده این نرم افزارها میشود.

و همچنین این سوال: آیا نرم‌افزارها هم به‌مثابه کالا هستند و حکم خرید کالای ایرانی در اینجا هم وجود دارد؟

حکم خرید کالای دشمنان که به نحوی کمک به آنها محسوب می‌شود تحت عنوان «اعانه‌ی ظالم» شامل اینجا نیز می‌شود؛ یعنی ما با خریداری یک نرم‌افزار، خدماتی به آنها برسانیم یا به نحوی از این نرم‌افزارها استفاده کنیم که سودش به جیب آنها برود، مثل برخی برنامه‌ها که اصل ورود به آنها و تعداد استفاده‌کنندگان از آنها برای صاحبش مفید است، همین ورود به برنامه هم حرام میشود. بنابراین فرقی نمی‌کند که این کالا سخت‌افزار باشد یا نرم‌افزار و این توصیه‌‌ای که گفته‌اند اگر کالایی مشابه داخلی دارد، از کالای خارجی استفاده نکنید، شامل نرم‌افزارها هم می‌شود و باید از نرم‌افزار داخلی استفاده کنید.

خوب نرم افزارهای موبایلی مثب بیسفون و سلام که ایرانی هستند با این حساب تکلیف روشن میشود.

http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=29126#13 منبع

همکنون که از تلگرام بیرون می‌ایم احساس نمی‌کنم که چیزی را از دست داده ام. بلکه احساس می‌کنم که یک ماه وقت و چشمان و افکارم را بیهوده هدر داده ام، در حالی که می توانستم در همین زمان ها با خواندن چند کتاب علمم را زیاد کنم و یا با دیدن دوستان و اقوام، کمی نشاط روحی گرفته باشم.و یا با دیدن صورت پدر و مادرم و خانواده و طبیعت لذت برده باشم.

الان اگر با دوستم کاری داشته باشم یا با او تماس تلفنی میگیرم و یا به او پیامک میدهم.

اگر بخوام عکسی و یا فیلمی را برای کسی بفرستم برای او ایمیل میکنم.

و یا اگر بخوام مطلبی را به گوش تعداد افراد بیشتری بگذارم در یک وبلاگ مطلبم را به اشتراک میگذارم.

در واقع من پیام و ها و اطلاعات را مدیریت میکنم. نه اینکه این پیام ها باشند که من را مدیریت کنند و هرسو که بخواهند مرا تربیت کنند.

 

 

 

(یکی از آفت های تلگرام این است که شما این متن را هرچند خیلی مفید هم باشد را نمی‌خوانید چون چشماتان به متن های کوتاه عادت کرده است!)

 

نهضت سواد رسانه هایف شاید وقتی دیگر!


سواد رسانه ای

 دهه ۷۰ و ۸۰ در ایران نهضت سواد آموزی به اوج خود رسیده بود تا افرادی که سواد خواندن و نوشتن را ندارند بتوانند همانند دیگر افراد جامعه از نعمت خواندن و نوشتن برخوردار شود. آن روزها سازمانی هم برای این مشکل تشکیل شد و تمام ارگان ها و رسانه ها تمام تلاش خود را برای کمک به این سازمان انجام دادند. به طوری که هم اکنون بیش از ۹۵ درصد از مردم سواد خواندن و نوشتن دارند.

اما شاید در میان اطرفیان خود دیده باشیم که کسی که حتی سواد خواندن و نوشتن هم ندارد اما با کامپیوتر و یا تلفن همراه مشغول است.

با گسترش فناوری این روزها مردم بیشتر از اینکه محتاج خواندن و نوشتن باشند مشغول دیدن و یا شنیدن فیلم عکس صوت در فضای رسانه ای هستند بدون انکه اندک مطالعه و یا آموزشی در این رابطه دیده باشند.


چه خوب است با کمی تأمل به این سوالات توجه نمائیم:

سواد رسانه ای چیست؟ و چه ضرورتی دارد؟

چند درصد از افراد جامعه سواد رسانه ای دارند؟

چه گروه ها و افرادی نمی خواهند سواد رسانه ای در کشور افزایش پیدا کند؟ و چه هدفی را دنبال می کنند؟

آیا اهمیت سواد رسانه ای کمتر از سواد خواندن و نوشتن است؟

فردی که سواد رسانه ای ندارد دچار چه خطرات و مشکلاتی خواهد شد؟

جامعه ای که اکثریت افراد آن سواد رسانه ای ندارند دچار چه مشکلاتی خواهد شد؟

چه ارگان و یا سازمانی مسئول ارتقای سواد رسانه ای در کشور است؟

آموزش و پرورش، خانواده، رسانه ملی، شواری عالی فضای مجازی، شورای عالی انقلاب فرهنگی و… هر کدام چه وظایفی دارند؟

روزانه چه تعداد افراد قربانی بی سوادی سواد رسانه ای می شوند؟

دشمن از بی سوادی رسانه ای مردم چه بهره برداری می تواند انجام دهد؟

رهبری معظم انقلاب هم در حکم انتساب اعضای جدید شورای عالی فضای مجازی ۱۰ دستور را ابلاغ می فرمایند که بند هفتم این دستور اشاره مستقیم به موضوع سواد رسانه های دارد:

بند هفتم:

«ترویج هنجارها، ‌ارزش‌ها و سبک زندگی اسلامی ایرانی و ممانعت از رخنه‌ها و آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی در این عرصه و مقابله مؤثر با تهاجم همه‌جانبه فرهنگی و نیز ارتقای فرهنگ کاربری و سواد فضای مجازی جامعه.»

ای کاش مسئولین دستورات رهبری در رابطه با فضای مجازی را پیگیری کنند تا بتوانیم به نحو احسن از فضای رسانه ای و مجازی استفاده ببریم.

و هزاران سؤال دیگر…

به امید روزی که نهضت و سازمانی برای افزایش سواد رسانه ای در کشور تشکیل شود و تمام ارگان ها و سازمان ها تمام تلاش خود را در این زمینه انجام دهند تا جایی که بتوان مدعی شد که ۹۵ درصد افراد جامعه از با سواد رسانه ای هستند.

 آیا صفحه گوشیمان را بیشتر از صورت پدر و مادرمان نگاه میکنیم؟!


خانواده و شبکه های اجتماعی


گاهی اوقات خنده ام میگیرد از این همه پارادوکس ها و تضاد هایی که در زندگی میبینم.

رفاه و آسایش زیاد شده اما آرامش نداریم. ارتباطات پیشرفت کرده اما ما با همسایه کنار دستیمان هم ارتباطی نداریم. اکثر اوقات تلویزیون نگاه می کنیم.دیر می خوابیم و صبح به سختی بیدار می شویم.

صفحه گوشیمان را خیلی بیشتر از صورت پدر و مادر و فرزندانمان نگاه می کنیم.

حاظریم حرف ها و عکس و فیلم هایی که فایده ای برایمان ندارد را ساعت ها ببینیم اما چند دقیقه ای هم تحمل خواندن کتابی با فایده را نداریم.

برای ساختن زندگی مادی بسیار تلاش می کنیم اما زندگی کردن را نیاموخته ایم.

بسیار خرید می کنیم اما کمتر لذت می بریم.

تنوع غذاییمان بیشتر شده است اما تغذیه ناسالم تر.

ثروت را عامل خوشبختی می دانیم اما بیشتر طلاق ها در طبقه مرفه می بینیم.

به قول شهید علم الهدی که در نامه ای به خواهرش مینویسد:

شاندلshandel متفکر بزرگ اروپایی قرن بیستم در مورد چگونگی زندگی انسان در قرن بیستم می گوید:

انسان این عصر زندگی را وقف تهیه وسایل زندگی می کند ما زندگی را در رنج می گذرانیم تا راحتی و آسایش ایجاد کنیم تمام عمر می دویم به این امید که لحظاتی بنشینیم.

تمام عمر زحمت می کشیم تا استراحت کنیم و البته عمر می گذرد و راحتی و آسایش و نشستن و آرامش را لمس نمی کنیم و نمی یابیم زیرا مرتباً از طریق اجتماع به ما نیازهای جدید تلقین می شود. نیازهای کاذب و مصنوعی که دائماً بوسیله تبلیغات بوجود می آید. تلویزیون را روشن می کنید بعد از دو ساعت خاموش می کنید به خودتان نگاه می کنید می بینید هفت هشت احتیاج خرید تازه بوجود آمده که قبلاً لازم نداشتید قبلاً مثلاً با خاکستر دیگ را می شستید امروز حتماً باید پودر… بخرید.

به نظر شما آیا انسان امروز بیشتر آسایش دارد یا انسان دیروز؟ پس همه نیروهایمان صرف فدا کردن آسایش زندگی، برای تهیه وسایل آسایش زندگی می شود. قربانی شدن آسایش زندگی، برای چه؟ برای تکامل؟ برای تعالی؟ برای رفتن به حقیقت؟ برای رسیدن به ایده آل های مقدس انسانی؟ برای تقرب و نزدیکی به بهترین دوست و یار او(الله) و نه برای بدست آوردن وسایل آسایش زندگی. زیستن برای مصرف، مصرف برای زیستن. یک دور باطل، دور حماقت کار- استراحت- خوردن- خوابیدن همین و بس!!!

بهتر است کمی فکر کنیم ملاک ما برای شناختن افراد چیست؟ مثال می زنم، آیا وقتی مثلاً به خواستگاری می روید چه می پرسید؟ می پرسید که آیا شما آدم باهوشی هستید؟ با شهامت هستید؟ چه مقدار در تاریخ و اقتصاد و جامعه شناسی و انسان شناسی و تفسیر و فهم سخنان ائمه مطالعه دارید؟ معلوماتتان چقدر است؟ و… هرگز!

و ما تمام تلاشمان و ناراحتی هامان و رنج ها و حتی نوع احساسهامان در اینست که بهتر زندگی کنیم به جای اندیشیدن به اینکه چگونه باید زندگی کنیم و چرا؟ زندگی یعنی چه؟ تلاش برای چه؟ اصلا چرا زندگی کنیم؟ و به اینها توجه نداریم، چرا که نتوانستیم خود را از لجن فرهنگ بورژواسی نجات دهیم از لجن مصرف بدون تولید، از لجن زندگی خلاصه شده در مادیات و تمام نیروهای خلاق و نبوغ های سرشار را در وسیله خلاصه کردن، درست مثل کسی که پله ای گذاشته تا خود را به پشت بام برساند اما همینکه پا روی پلکان اول گذاشت آنقدر راجع به خود پله فکر کند، سوراخ سمبه های آن، رنگ آن و… که لحظه ای  خواهد رسید و مرگ گریبان او را فرا گرفت و هنوز در فکر اینست که پله چوبی راتبدیل به فلزی یا فلزی را تبدیل به کائوچو یا طلا و یا … کند و در نتیجه عمر تمام می شود و خود را به پشت بام نرسانده.

آری این اتفاقات دقیقا دارد با گسترش تکنولوژی و رسانه اتفاق میافتد.

مشخص است کسی که بدون اطلاع از سواد رسانه های تلویزیون را روشن میکند برنامه ای می بیند و خاموش می کند و یا اندک زمانی را در اینترنت بگذراند، تغییراتی را در رفتار و افکارش دیده خواهد شد. تغییراتی که بسیار ظریف اثر می گذارد تا جائیکه حتی خود انسان هم متوجه این تغییرات نمی شود.

چطور ممکن است که ما برای نشستن پشت فرمان باید مهارت های رانندگی را فرابگیریم آموزش ببینیم و حتی هزینه کنیم. اما برای استفاده از رسانه که به مراتب آسیب هایش خطرناک تر از تصادف رانندگی است، هیچ آموزشی نمی بینیم؟

برای نمونه شبکه های اجتماعی موبایلی که بهتر بگوئیم شبکه های ضداجتماعی که علی الظاهر قرار است ارتباطات ما را قوی کند، ما را از نزدیکان دور و به غریبه ها نزدیکتر ساخته است.

جای تعجب است که حتی پدر و مادر ها برای فرزندان خود هم این آموزش های رسانه ای را لازم نمی دانند و عملا خود و خانواده خود را در یک شیب بسیار تندی به سمت دره قرار می دهند.

برای همین گام اول برای نجات یافتن از این پارادوکس و تضادها، اندیشیدن در هدف خلقت و همچنین آگاهی از نقشه های دشمن در سیاست های استعماری در رسانه ها باشد.

شیخ زکزاکی یا عکس لو رفته فلان بازیگر!!؟


مسیحی بود،در بیمارستان احتایج به خون داشت اما بیمارستان شهر با کمبود خون روبرو شده بود. تا اینکه چند روز بعد روز عاشورا چند بسته خون رسید. پرس جو که کرد فهمید که شیعیان شهر در روز عاشورا خون های خود را به بیمارستان ها اهدا میکنند.خیلی خوشحال شده بود.حس خوبی به اسلام پیدا کرده بود.به دنبال این دین رفت و در نهایت شیعه شد.

وقتی استکبار جهانی چشمش را باز کرد دید که در دو دهه اخیر  جمعیت شیعیان نیجریه از چند هزار نفر به بالای بیست میلیون نفر رسید. برای همین همه تجهیزاتش را جمع کرد و با تقویت گروه های تروریسیتی به سرکوب انها پرداخت.

شیعیان مظلومی که همین چند روز پیش تعداد زیادی از آنها به خاک خون کشیده شدند و رهبر شجاع و پرتلاششان شیخ زکزاکی را به شدت زخمی و به نقطه ای نامعلوم بردند تا شاید بتوانند از افزایش شیعیان جلوگیری کنند.

شیخ زکزاکی همان فردی است که چند سال پیش خدمت امام خامنه ای میرسد و دین شیعه را انتخاب میکند. همکنون شیخ زکزاکی را همانند یک خمینی در قاره افریقا میشناسند و به او ارادت دارند.

رسانه های دنیا هم در سکوتی مرگبار خطر انقراض فلان حشره و عکس های لو رفته فلان بازیگر را مهمتر از کشتار بی رحمانه شیعیان نیجریه دانستند و خبری از این اتفاق را مخابره نکردند.

تاریخ در حال تکرار است و یزدیان، به ظاهر سپاه حسین(ع) را هدف قرار دادند غافل از اینکه درخت این اسلامگرایی به وسیله خون های ریخته شده و به برکت انقلاب شکوهمند ایران اسلامی روز به روز تنومند تر خواهد شد.

 

الهم عجل لولیک الفرج

30 سایت ویژه "ویدئو کلیپ های انقلابی" را بشناسیم


یکی از سبک های رسانه ای  تاثیر گذار در جنگ نرم، استفاده از کلیپ های صوتی و تصویری است. با لطف و عنایت خداوند در این چند ساله اخیر نیروهای مومن و انقلابی در فضای مجازی توانستد با تولیدات خوب خود، در این نبرد رسانه ای جنگ نوینی را اغاز کنند. در ادامه 31 سایتی و صفحات اینترنتی که در زمینه ویدئو کلیپ های ارزشی و انقلابی فعالیت دارند را معرفی می نمائیم:


مستضعفین تی وی
نصر تی وی

شبکه تبلیغ

روشنگری

الگوی فردا

مبین مدیا

مبارزکلیپ

انصار کلیپ

مای مدیا

تلویزیون اینترنتی آرمان

فریم افسران

یاس مدیا

اسرا تی وی

راه دل

با ولایت

شبکه مسیر

عهد ما

شبکه افق

سواد رسانه

نماهنگ سایت رهبری

بیان معنوی

مصاف

درس هایی از قرآن

دکتر سلام

حساس نشو

رسانه افتاب

سفیر فیلم

ویدئو فارس

بچه های سلام

ویدئو دانا

ویدئو فرهنگ نیوز

زمانه

کودک دانا




در حال تکمیل...

----------------------------------------------

دوستانی که سایت ها و صفحات اینترنتی دیگری در این زمینه میشناسند که ویدئو کلیپ های تولیدی دارند را در قسمت نظرات معرفی نمالین تا در لیست اضافه شود


عوامل و راهکار به معتادان فضای مجازی
اعتیاد اینترنتی

این روزها بسیاری از خانواده ها از رسوخ رسانه های نوظهوری مانند اینترنت و موبایل در سبک زندگی فرزندانشان ابراز نگرانی می کنند.

با اندک نگاهی به سبک زندگی خانواده هایی که کودکان آنان دچار اعتیاد اینترنتی هستند دریابیم که اکثر آنان افرادی هستند یک یا برخی از شرایط زیر را دارا هستند:

الف)تک فرزندی: اصولا تک فرزندها به علت تنهایی و دوری بودن از همبازی، به بازی های رایانه های و مشغول شدن به شبکه های موبایلی روی میآورند

ب)فاصله سنی زیاد پدر و مادر با فرزند: وقتی فاصله سنی با کودک زیاد باشد پدر و مادر نمیتوانند شریک و همبازی کودک شوند و کودک مجبور است به رسانه های نوظهور روی بیاورد.

ج) عدم رسیدگی پدر و مادر به فرزند به خصوص اشتغال مادر

د)عدم آشنایی پدر و مادر با سواد رسانه ای

ه) عدم آشنایی با تربیت صحیح: متاسفانه خطر فرزند سالاری در سالها اخیر رو به افزایش است.خطری که باعث میشود فرزندان از همان دوران کودکی تمام خواسته های خود را بدون تلاشی بدست اورند. نتیجه این اقدام پرورش حس گریز از مسئولیت در آینده کودک خواهد شد.

همچنین ترویج روحیه مصرف زدگی،چشم رو هم چشمی از آفات خطر فرزند سالاری است.

راهکار چیست؟

۱– افزایش آشنایی خانواده ها و فرزندان با سواد رسانه ای:

سواد رسانه ای در تعریف یک خطی یعنی “دانایی، قدرت دسترسی، تحلیل، ارزیابی اطلاعات و انتقال اطلاعات و پیام های رسانه های”

متاسفانه متولیان این امر همانند شورای عالی فضای مجازی، آموزش پرورش، صدا و سیما، وزارت ارشاد و دیگر ارگان های مرتبط نتوانستند با برنامه ریزی خود سواد رسانه های مردم را بالا ببرند، و با ادامه این روند باید همچنان شاهد قربانی شدن نسل جوان در مواجه با پدیده های نوظهور باشیم.

برای نمونه وقتی یک جوان عکس خانوادگی و اسرار درونش را  در سرور اینترنت قبیگانه قرار می دهد، یعنی او اولیات سواد رسانه های را نمیداند؛ و یا وقتی فردی نمی تواند تفاوت خبر تحریف شده و دروغ را از خبر راست و حقیقی تشخیص بدهد، یعنی او تاکتیک های عملیات روانی در رسانه ها را نمی داند.

۲-تحکیم کردن بنیان خانواده:

بدون شک در خانواده ای که ارتباط میان فرزند با پدر و مادر بسیار صمیمی است و فرزند با برادر و خواهرش میتواند همبازی شود و از طرفی روابط میان دوستان و اقوام زیاد باشد دیگر مجالی برای غلطیدن در فضای مجازی به وجود نمی آید.

تحقیقات نشان داده است که اکثر افرادی که در زندگی برنامه خاصی ندارند، مدیریت زمانی درستی را نمی توانند داشته باشند، بنابراین احساس بیهودگی می کنند و برای رهایی از این حس غلط روی به هرزه گردی های مجازی و بازی های اینترنتی می آورند.

۳– پیش بینی فعالیت های دشمن در جنگ نرم قبل از ورود با کشور و مقابله یا هدایت سازی آن

با گسترش فناوری اطلاعات متاسفانه هر روز یک ابزاری برای انتقال مفاهیم تولید می شود، ابزاری که به خودی خود مشکلی ایجاد نمی کند اما وقتی توسط شرکت سازنده تولید می شود و وارد کشوری می شود، طبیعتا پیوست های فرهنگی بسیاری را با خود همراه دارد، در این مواقع باید با تدبیر یا از نفوذ این ابزار به کشور جلوگیری کرد و یا اینکه با تولید نرم افزار های مشابه قدرتمند در داخل کشور، بتوانیم مانع از گسترش آن نرم افزار در کشور شویم.

خواست و نیاز

۰۹
شهریور

آسیب شناسی مصرف زدگی با تفکیک خواست و نیاز

چرا آرامش را در زندگی حس نمیکنیم؟




می‌پرسی چرا خواستگارهای دخترت را رد میکنی؟ می‌گوید جهیزیه اش کامل نشده است!

می‌پرسی چرا برای پسرت آستین بالا نمیزنی می‌گوید؟ می‌گوید خانه و ماشین ندارد!

می‌پرسی چرا فرزند نمی‌آوری؟ میگوید دنبال دردسر نمی‌گردم.

می‌پرسی چرا ازدواج نمی‌کنی میگوید؟ می‌گوید مانع ادامه تحصیلم می‌شود.

می‌پرسی چرا تا دیر وقت کار می‌کنی؟ می‌گوید باید قسط وام هایم را بدهم

میپرسی چرا وام گرفتی؟می‌گوید برای جهزیه دخترم.

میپرسی مگر جهزیه اش چی بوده؟ میگوید بالاخره یک دست مبل یخچال فریزر ماشین لباسشویی کلی هزینش میشه

می‌پرسی چرا ایرانی اش را نمی خری که ارزان است؟ میگوید کلاس ندارد!


براستی چرا بسیاری از افراد از زندگی خود لذت نمی‌برند؟

چرا اکثر افراد به هر دری میزنند نمی‌توانند آرامش را در زندگی لمس کنند؟

چرا افراد مرفه و ثروتمند از آرامش کمتری نسبت به افراد فقیر برخوردار هستند؟

براستی چرا انسان دیروز بیشتر آرامش را حس می‌کرد؟

تمام جواب این سوالات را می‌توان در مسئله خواست و نیاز پیدا کرد.

ابتدا تعریفی ساده از خواست و نیاز می‌کنیم:

خواست: به چیزی میگویند که بدون آن هم میشود زندگی کرد و به نوعی خواست دل است نه ضرورت زندگی

نیاز: به چیزی می‌گویند که بدون آن نمی‌شوذد زندگی کرد و زندگی بدون آن مختل میشود و به نوعی جز ضروریات زندگی است

با توجه به تعریف زیر با وجدان خود بگویید که  کدامیک از موارد زیر خواست و کدامیک نیاز ما هستند:

یک دست لباس و شلوار

ماشین لباس شویی

سه وعده غذا در طول روز

تلفن همراه

تنقلات

مبل

تخت خواب

و...

برای همه ما مبرهن است که بدون غذا نمیتوان زنده ماند و یا داشتن یک دست لباس برای مهمانی کاملا ضروری است

اما آیا داشتن تختخواب، مبل، تنقلات و تلفن همراه  برای هر زندگی ضروری است و نداشتن آن باعث اختلال در زندگی میشود؟!

برای نمونه با اندکی تامل میتوان متوجه شد که بدون تختخواب هم میتوان زندگی کرد. اما سوال این است که چرا یک خانواده فقیر وقتی میخواهد جهیزیه ای برای دخترش تهیه کند داشتن رختخواب را یک نیاز اصلی میداند؟ و حتی حاظر است ازدواج دخترش به تاخیر افتد تا زمانی که هزینه یک تختخواب تامین شود!

جواب این رفتار یک نکته است و آن تبدیل شدن خواست به نیاز است. بدین معنا که این مادر احساس نیاز کاذبی برای تهیه این تختخواب دارد و برای همین نمی‌تواند قبول کند که بدون تختخواب هم میتوان زندگی کرد.

عواملی مانند عدم شناخت رسانه، عدم آگاهی فلسفه خلقت ، نبود ثبات شخصیت، تربیت نادرست  باعث این مصرف زدگی میشود.


*عدم آگاهی فلسفه خلقت:

مطمئنا اگر کسی بداند که هدف از خلقتش چیست و برای چه چیزی زندگی میکند برای برآوردن خواست های بیهوده آرمش خودش را بر هم نمیزند.اگر کسی بداند که هدف از خلقت بندگی یقییناً برای خودش چارچوبی در نظر میگیرد و وقتی طبق آن چارچوب عمل کند به آرماش می‌رسد.ولی کسی که هدف از خلقتش را نداند و بدون چارچوبی زندگی کند مدام نیازهایش افزوده میشود و وقتی نتواند نیازهای انبوهش را پاسخ دهد دچار آشفتگی میشود.


*‌عدم شناخت رسانه:

یکی از عوامل موثر در ایجاد سبک زندگی رسانه است.

شهید علم الهی در نامه ای به خواهرش میگوید:

شاندلshandel   متفکر بزرگ اروپایی قرن بیستم در مورد چگونگی زندگی انسان در قرن بیستم می گوید:

« انسان این عصر زندگی را وقف تهیه وسایل زندگی می کند» ما زندگی را در رنج می گذرانیم تا راحتی و آسایش ایجاد کنیم تمام عمر می دویم به این امید که لحظاتی بنشینیم.

تمام عمر زحمت می کشیم تا استراحت کنیم و البته عمر می گذرد و راحتی و آسایش و نشستن و آرامش را لمس نمی کنیم و نمی یابیم زیرا مرتباً از طریق اجتماع به ما نیازهای جدید تلقین می شود. نیازهای کاذب و مصنوعی که دائماً در آدم بوجود می آورند بوسیله تبلیغات است. تلویزیون را روشن می کنید بعد از دو ساعت خاموش می کنید به خودتان نگاه می کنید می بینید هفت هشت احتیاج خرید تازه بوجود آمده که قبلاً لازم نداشتید قبلاً مثلاً با خاکستر دیگ را می شستید امروز حتماً باید پودر... بخرید. بوردا می خرید، زن روز می خرید نگاه می کنید در فکر تهیه لباسها و مدل های آن می افتید.

زیستن برای مصرف، مصرف برای زیستن. یک دور باطل، دور حماقت کار- استراحت- خوردن- خوابیدن همین و بس!!!

 

شهید علم الهدی در ان سالهایی که هنوز رسانه پایش به خانه ها باز نشده بود این خطر را به ما گوشزد میکند. عدم شناخت رسانه و دل سپردن به آن ما را در ورطه نیازهای کاذب میکشاند.

براستی کسی که نمیداند تاکتیک های خبری و تبلیغاتی چیست و حتی هنوز باور نکرده است که هر لحظه در معرکه جنگ روانی رسانه ها قرار دارد و هر کسی که به او گوشزد کند او را به توهم توطئه متهم میکند،چگونه میتواند در مقابل رسانه ها مقاومت نشان دهد.

چه خوب است که رسانه ملی آموزش و پرورش و هر نهادی که احساس تکلیف میکند دوره هایی را برای اشنایی با تاکتیک های تبلیغاتی و خبری برگزار نماید در غیر این صورت باید شاهد قلع قم شدن افکار مردم باشیم.

شاید برای خیلی ها جای سوال باشد که چرا با این همه خبر و مطالب غنی و سیاست های ارزشی، چرا در مواردی جامعه از لحاظ فرهنگی پسرفت میکند، به راحتی میتوان جواب را در عدم انتقال مفاهیم ارزشی به شیوه مناسب و هنری، و از ان طرف شیوع مفاهیم غیر اخلاقی به شیوه هنری نامید.

 

* تربیت نادرست:

یقینا اگر فردی از کودکی نتوانسته هویتی برای خود مشخص کند نمیتواند در بزرگسالی خود برای خود تصمیم گیری کند و همیشه مغلوب فضای غالب بر جامعه و رسانه میشود.برای نمونه میگویند اگر کودکتان از شما 3 چیز را خواست به یک خواسته را به سرعت برآورده کنید یک خواسته دیگرش با تاخیر جواب دهید و خواسته دیگرش را جواب ندهید.علت این امر را اینگونه بیان میکند که کودک وقتی تمام خواسته هایش در کودکی براورده شود در جوانی و بزرگسالی تحمل شکست را ندارد و اگر خواستهای را نتواند برآورده کند دچار آشفتگی میشود برای همین خود را به آب و اتش میزند تا به خواسته خود برسد و اگر به آن نرسد دچار آشفتگی و افسردگی میشود

برای همین است که اکثر افراد زیاده خواه و مرفه،اگر کودکیشان را جستجو کنیم متوجه تربیت نادرست آنها میشویم.


خلاصه کلام اینکه با هر قدم در بازار و با هر سکانسی فیلم، با هر تبلیغ تلویزیونی، با هر صفحه اینترنتی، و حتی با هر کلام دوست آشنا هزاران نیاز کاذب به سوی انسان حمله ور میشود که یقینا ما نمیتوانیم آنها را تامین کنیم.و همین امر موجب از بین رفتن آرمشمان می شود.برای همین چه خوب که باور  کنیم این نیازها(همان خواست‌ها)، کاذب هستند و هر وقت خواستیم هر خرید یا هر رفتاری داشته باشیم در ابتدا این سوال را از خود بپرسیم که این عطش من خواست است یا نیاز؟



در ادامه شما را به دیدن کمیک استریپ هایی با نام "یادش بخیر اون وقتا" دعوت میکنم


هیبنوتیزم صدا و سیما با تابلوی پیام‌های بازرگانی

دیشب وقتی سریال مورد علاقه ام را می‌دیدم مثل همیشه در لحظه حساس فیلم، پیام بازرگانی پخش شد. در ابتدا مانند دیگر افراد مجبور بودم به این تبلیغاتی را نگاه کنم که آنقدر تکرار شده بود همه را از حفظ میخواندم.

در ابتدا این امر برایم کم اهمیت بود اما بعد از مدتی دو نکته بسیار مهم مرا به فکر فرو برد:

1- زمان زیادی را صرف دیدن این تبلیغات می‌کردم بدون آنکه متوجه شوم ،روزی دو ساعت!(با فرض اینکه 5 ساعت تلویزیون در روز می‌بینم)

2-  این تبلیغات باعث شده بود در افکار، رفتار و حتی حرف زدنم تغییراتی را ایجاد کند.

 

وقتی این تبلیغات را می‌دیدم بدون آنکه متوجه شوم، ورودی ذهنم یعنی چشمانم را در اختیار آن تبلیغ گذاشته بودم و همزمان با گوشهایم صدای آن را میشنوم؛ رنگ و برق‌های متنوع با صداهای دل انگیز توجه من را به آن تبلیغات زیاد میکند و برای من خواسته ای جدید ایجاد می‌نماید.

برای مثال در یکی از تبلیغات تلویزیون می‌گوید «اگر می‌خواهید خوابی آسوده داشته باشید باید از فلان بالشت استفاده کنید! پزشکان معتقدند که هر دو ساعت یکبار باید روکش بالشت عوض شود برای همین این محصول را استفاده نمائید که نیازی به تعویض ندارد»

 در این تبلیغ برای اینکه آن تولید کننده جنسش را بفروش برساند این بالشت را نه تنها یک خواسته یا آرزو، بلکه  به صورت یک نیاز برای مخاطب ارتقا می‌دهد. برای همین از مقبولیت پزشکی هم استفاده می‌نماید و طوری القا می‌کند که اگر کسی ازاین بالشت ها استفاده نکند در واقع کاری غیر پزشکی و غیرعقلانی انجام داده است!

این طرز تفکر ناخود آگاه در ذهن شکل می‌گیرد و من را مجاب می‌کند که آن محصول را تهیه کنم و بی آنکه بدانم یا بخواهم نیازی جدید را به سبد نیازهای کاذبم افزدوه  می‌نماید.

همه  به خوبی می‌دانیم که یکی از از علل کمبود آرامش و و بیماری هایی همانند آشفتگی ذهنی افسردگی و بزه های اجتماعی مانند دزدی، تجاوز، افزایش طلاق و... در افراد جامعه اضافه شدن نیازهای کاذب است.برای اطلاع از این امر به این مقاله رجوع کنید)

یا در نمونه ای دیگر استفاده ابزاری از مخاطب کودک را می‌تواند در تبلیغات نام برد.متاسفانه اکثر خانواده ها بدون توجه به پیام‌های تبلیغاتی، به راحتی خود و فرزندانشان را در معرض این هجمه قرار می‌دهند و احساس می‌کنند تنها یک پیام بازرگانی معمولی بدون خطری را مشاهده می‌نمایند.

اکثر کودکان به علت نبود قدرت تشخصیص صحیح، هر کالای جدید و رنگی را دوست می‌دارند و آن را طلب می‌کنند؛ حال تصور کنید کودکی مدام در تلویزیون خوراکی ها و اسباب بازی های متنوعی را مشاهده می‌کند، وقتی از والدین می‌خواهد آن را تهیه کنند، اگر خانواده آن کالا را تأمین نکند کودک ممکن است بر اثر استمرار این رد درخواست، دچار ناراحتی ، افسردگی و حقارت شود و اگر والدین خواسته کودک را برآورده کند، کودک ناخود آگاه مصرف زده می‌شود به طوری که اگر در آینده نیازش برآورده نشود، دچار سردرگمی و تضاد شخصیت خواهد شد.

شاید برای همین است که می‌گویند اگر کودکتان سه خواسته داشت، اولی را همان موقع برآورده کنید، دومی را با کمی تأخیر برآورده کنید و سومی را هیچ گاه برآورده نکنید تا کودک تجربه شکست را در این دوران کسب کند تا در آینده اگر خواسته او برآورده نشد تحمل شکست را داشته باشد.

 تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که در جوانی دست به خود کشی میزنند و یا دچار افسردگی  می‌شوند، شکست را در کودکی تجربه نکرده بودند.  

جالب است بدانیم در دنیا ممنوعیت‌هایی را برای استفاده ابزاری از کودکان ا در تبلیغاتشان به کار گرفته اند اما متاسفانه در ایران خانواده ها بدون توجه به نکات پنهان این تبلیغات، احساس می‌کنند یک پیام بارزگانی معمولی را می‌بینند.

«لارم مارن»، مشاور عالی وزارت فرهنگ و سوئد می‌گوید: «کودکان توان درک موضوع تبلیغات را ندارند و تبلیغات‌چی‌ها نیز از کودکی و ناپختگی آنها سوءاستفاده می‌کنند.

جالب است بدانیم که هر سریال  یا تبلیغی که مشاهده می‌نمائیم، برای آنکه از آن تبلیغ لذت ببریم باید خود را جای آن شخصیت یا بازیگر بگذاریم در این صورت نیازهای آن فرد به ما منتقل می‌شود، شاید برای همین است که وقتی یک فیلم ترسناک را می‌بینیم، می‌ترسیم و با دیدن یک فیلم دیگر دچار خنده یا گریه می‌شویم  با اینکه می‌دانیم این یک فیلم و کاملاً غیرواقعی است.

در این صورت بسیاری از خصوصیات و خواسته‌های آن بازیگر ناخود آگاه به ما منتقل می‌شود و ما در مسیر دلخواه یک فیلم ساز قرار می‌گیریم، برای همین بهتر است چشمان معصوممان را در معرض هر تبلیغ، فیلم یا سریالی قرار ندهیم  چرا که در هیبنوتیزمی پنهان قرارمیگیرم.

متأسفانه طرز تفکری در جریان است که بحث اقتصادی و بازرگانی را جدای از مقوله فرهنگ بداند در حالی که این دو امری غیر قابل تفکیک است و همانگونه که مشاهده می نمائیم تبلیغات بازرگانی تاثیر مستقیمی در فرهنگ و باورهای ملی و دینی ما دارند.

امید داریم تا صدا و سیما همانگونه که در سال‌های اخیر در بخش‌های خبری و برنامه‌های گفتگو محور پیشرفت خوبی داشته است، این نقص بزرگ را هم برطرف کند و سعی کند با قوانین بجا و رعایت حقوق خانواده هرچه سریعتر از پیشرفت الگوی سبک زندگی غربی در تبلیغات تلویزیونی جلوگیری نماید و پیشنهاد می‌شود که تخفیفات ویژه ای را برای تبلیغاتی که ترویج فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی است در نظر بگیرند

-------------------------------------------------------------------------------مطلبی در همین ارتباط با عنوان( چرا آرمش را در زندگی مشاهده نمیکنیم) را حتما بخوانید

همین مطلب در فارس، مشرق، فرهنگ نیوز، 598، حرف تو، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،آوینی فیلم،تهران پرس، جام نیوز،دانا،صبح الوند، بی باک، جنوب پرس،صدای تو، ایران ویچ، ایرانی۸،لرسو و..

صحبت های یک موافق و مخالف شبکه های موبایلی

بالاخره  وایبر و تلگرام و..عضو بشیم یا نه؟!

 

بمب شیمیایی با عطر شکلات!

 

 

-حمید: عکس هایی که امروز گرفتم رو می فرستم برات،وایبر و لاین که داری؟

-علی: نه برام ایمیل کن

- حمید: واسه چی نداری ؟!دیگه الان همه تو گوشیشون وایبر و لاین تانگو ... دارن. اصلا میدونی این نرم افزارها چیه؟

- علی: آره میدونم.اتفاقاً چون میدونم  نرفتم طرفش؟

- حمید: یعنی چی؟

-علی: اگه تو هم بدونی این شبکه ها چیه و واسه چی ساخته شده و چقدر زندگیمون رو تغییر میده عمراً عضوش بشی.

-حمید: حرف هایی میزنی ها..مثل بقیه  نرم افزارها یک خدمات الکترونیکیه

- علی: ببین وقتی میخواهی این نرم افزارها رو تو گوشیت نصب کنی باید یک سری قوانین رو بپذیری بعد بهت اجازه نصب میده. تا حالا دقت کردی این قوانین چیه؟

-حمید: نه من همیطنوری با عجله نصب کردم دقت نکردم.قوانینش چیه؟

- علی: برای استفاده از "وایبر" چاره ای ندارید جز این که موارد زیر را تأیید کنید:
دسترسی و حتی امکان تغییر اطلاعات شخصی تلفن توسط این نرم افزارها، این اطلاعات شامل فهرست تماس های خصوصی، تاریخچه مکالمات ورودی یا خروجی، فهرست تماس تمامی افراد، اطلاع از روند فعالیت های اجتماعی شما و برخی موارد دیگر است. - دسترسی این نرم افزارها به خدماتی که می توانند برای شما هزینه بر باشند؛ شامل برقراری تماس، ارسال پیامک، خدمات اینترنت همراه، ارسال پیام های چند رسانه ای
دسترسی این نرم افزار به اطلاعات جغرافیایی و مکانی شما از طریق اینترنت یا جی پی اس
 دسترسی و ایجاد تغییر در پیام های متنی و چندرسانه ای ورودی و خروجی
دسترسی کامل این نرم افزارها به ارتباط اینترنت موبایل و امکان استفاده از بلوتوث و سایر قابلیت های ارتباطی موبایل

 دسترسی کامل به حساب های کاربری شما، امکان ایجاد، حذف یا استفاده دلخواه از حساب های کاربری
 دسترسی و امکان ویرایش محتویات اطلاعاتی ذخیره شده در تلفن همراه شما
 دسترسی به وضعیت عملیاتی و اطلاعات شناسایی تلفن همراه شما
 کنترل بخش های سخت افزاری سیستم؛ شامل تنظیمات صدا و تصویر
 دسترسی نامحدود به  ابزارهای مختلف تلفن های همراه شامل بلوتوث، اینترنت همراه، صفحه نمایش فعال یا غیر فعال موبایل، نمایش هشدارهای مبتنی بر سیستم عامل، تغییر وضعیت عملیاتی تلفن همراه، تغییر تنظیمات سیستمی تلفن همراه، کنترل و حتی بستن برنامه های درحال اجرا ، دسترسی به تنظیمات همگام سازی میان حساب های مختلف
 دسترسی ترافیک ورودی و خروجی از طریق اینترنت و شبکه، دریافت آزادانه اطلاعات از اینترنت و شبکه؛ دسترسی به سیستم مالی Google Play از طریق تلفن همراه شما
دسترسی به تنظیمات تمامی سرویس های Google در تلفن های همراه،
و..

-حمید: مگه میشه؟

-علی: بله یعنی این نرم افزارها  هر وقت بخوان  میتونن بدون اجازه شما دوربین موبایلتو روشن کنن و فیلم یا عکس بگیرن و بعدش این فیلم ها رو با اینترنت گوشیت تو فضای مجازی میزارن و بعد بدون اینکه متوجه بشی دوربین رو خاموش میکنن.یا با شماره خودت به یکی دیگه تماس بگیره یا تمام عکس ها و فیلم های شخصیتو ببینه یا پاک کنه و...

-حمید: ای بابا این که خیلی نامردیه.فکر کن گوشیمو رو گذاشتم رو میز ناهار خوری همزمان داره از ناموسمون فیلم میگیره! حالا مگه اطلاعات ما به دردش میخوره.

-علی: تا حالا از خودت پرسیدی مثلا نرم افزار وایبر توسط و چه کسانی اداره میشه؟

-حمید: نه برام مهم نیست! مهم اینه که من دارم ازش استفاده میکنم

- علی: جهت اطلاع میگم که با یک سرچ تو اینترنت متوجه میشی که وایبر یک شرکت اسرائیلیه که توسط تالمون مارکو، کارآفرین اسرائیلی آمریکایی، دانش آموخته علوم کامپیوتر دانشگاه تل آویو و عضو سابق نیروهای دفاعی اسرائیل تاسیس شده. تالمون مارکو به مدت چهار سال در ارتش رژیم غاصب سابقه خدمت داره. تالمون مارکو در زمینه تولید جاسوس افزارها، ویروس‌های دانلود کننده اطلاعات و برنامه‌‌های هک، سابقه درخشانی تو کارنامه نیروهای دفاعی اسرائیل برای خودش  ثبت کرده.

-حمید: حالا فرض که اسرائیل سازندش باشه.چه فرقی میکنه!

-علی: درسته. ولی به سوال دومم جواب بده؟ اسرائیل که ما رو تو همه زمینه ها تحریم کرده و حتی یک سوزن سرنگ هم نمیزاره به ایران برسه ،چطور شده که این شبکه رو تو خیلی از کشورها از جمله ایران به ظاهر رایگان وارد کرده؟

-حمید: نمیدونم؟

-علی: هیچ شرکتی نیست که محصولاتشو رو فی سبیل الله و رایگان ارائه بده از طرفی این شبکه های هزینش رو طبق گفته خودشون از فروش اطلاعات بدست میارن.

-حمید: آخه اطلاعات ما به چه دردش میخوره؟

- علی: اون ها به غیر از اینکه ذائقه مردم ما رو میخوان بفهمن و ما رو به این نرم افزارها عادت بدن به راحتی میتونن در آینده از اطلاعات ما سوئ استفاده کنند.

-حمید: چه سوء استفاده ای؟

-علی: بزار یک مثال بزنم.به نظرت وزیر نفت یا رئیس آموزش و پرورش وقتی هم سن ما بود میدونست که یه روزی رئیس آموزش و پرورش میشه؟

-حمید: نه  شاید 20 سال پیشش باورش هم نمیشد که یه روزی رئیس بشه.

-علی: خب. حالا اگه تو هم در اینده مثلا رئیس آموزش و پرورش بشی . و یکی بگه من تمام طالاعات عکس های شخصی ریز مکالمات جستجو های اینترنتی و.. دوران جوونیت رو دارم. واگه مثلا به من فلان پول رو ندی اطلاعاتت رو پخش میکنم چی کار میکنی؟

-حمید: خب مجبورم بهش باج بدم. مگه کسی هست این کار رو انجام بده؟

-علی: بله اگه یک سری به صفحه حوادث روزنامه ها بزنی راحت متوجه میشی که حتی یک هکر ایرانی هم به راحتی میتونه به این نرم افزارها  ورود پیدا کنه. چند روز پیش یک خانمی تو مشهد به پلیس فتا شکایت میکنه که یک نفری ازش اخاذی کرده که یا این کار رو انجام میدی و فلان پول را میریزی به حساب و یا اینکه اطلاعاتت و عکس هاتو تو اینترنت و اقوامت پخش میکنم.

-حمید: عجب.راست میگی کشورهایی که ما رو تو همه چی تحریم کردن چطور شده این نرم افزارها رو به ظاهر مجانی دارن به ما میدن. از قدیم گفتن هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمیگیره.

-علی: تازه این ها که چیزی نیست. شاید اکثر کسانی که به این نرم افزارها اعتیاد پیدا کردن هم قبول داشته باشن که این نرم افزارها اعتیاد آوره. منظورم مواد مخدر نیست یعنی انقدر بهش وابسته میشه که صبح شب سرش تو گوشیه موبایلشه و انقدر بهش عادت کرده که اگه یه روزی گوشیش پیشش نباشه آروم و قرار نداره.

-حمید: راست میگی . چند وقت پیش بعد از مدت ها تقریبا اکثر فامیل دور هم جمع شدیم. به جایی اینکه بشنینیم با هم صحبت کنیم اکثرا سرشون تو موبایلشون بود.

-علی: جدای اینکه چقدر عوارض جسمی مثل چشم درد، افسردگی داره به جای اینکه ارتباطلات رو نزدیک کنه. ما رو از نزدیک ها مون جدا کرده و به غربیه ها نزدیک کرده. بابای دوستم تو دادگاه کار میکنه . میگفت خیلی از طلاق ها به خاطر همین ارتباطلات خارج از عرف  موبایلی و اینترنتیه.چقدر خیانت و فساد تو این شبکه ها زیاد شده.

-حمید: خیر سرش اسمش شبکه های اجتماعیه. با این اوضاع باید بهشون گفت شبکه های ضد اجتماعی.

-علی: درسته. البته شنیدم داره نرم افزارهای ایرانی این موبایل ها هم میاد که خیلی بهتر از این خارجی هاست. هر چند باید فرهنگ استفاده صحیحش درست بشه تا اینقدر به مشکل برنخوریم.

بگذریم.حالا این عکس ها رو برام ایمیل کن. این هم بگم ایمیل من هم ایرانیه چون خیلی از همین مشکلاتی که گفتم تو ایمیل های خارجی هم وجود داره.

-حمید: بزار همین الان این جاسوس عوضی رو از گوشیم پاک کنم بعدش هم با یک ایمیل ایرانی عکس ها رو برات میفرستم.   

 

رسانه های غربی چگونه دروغ میگویند؟

 

اپیزود اول:

مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبیند سگی به دختر بچه ای حمله کرده است مرد به طرف آنها میدود و با سگ درگیر میشود . سرانجام سگ را میکشد و زندگی دختربچه ای را نجات میدهد.

فردا در روزنامه ها می نویسند :
یک نیویورکی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد
اما آن مرد می گوید: من نیوریورکی نیستم

پس روزنامه های صبح می نویسند:
آمریکایی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد .
آن مرد دوباره میگوید: من امریکایی نیستم

از او میپرسند :خب پس تو کجایی هستی
من اهل کشور مصر و مسلمان هستم

فردای آن روز روزنامه ها این طور می نویسند :
یک تند روی مسلمان سگ بی گناه امریکایی را کشت!

 

اپیزود دوم:

یک تند روی مسلمان سگ بی گناه امریکایی را کشت!

ندا آقا سلطان به دست مزدوران رژیم کشته شد!

بشار اسد مردم کشور خودش را به قتل میرساند!

غرب به دنبال گرفتن حقوق مردم سوریه وارد میدان شده است!

ایران یک کشور تروریست است!

حقوق زنان در ایران رعایت نمیشود!

دانشجویان دختر مسلمان در غرب حق درس خواندن ندارند!

آزادی بیان در ایران وجود ندارد!

مردم ایران از حکومت رضایت ندارند!

مردم افغانستان و عراق تروریستند!

مردم مینمار باید کشته شوند!

 اسرائیل مدافع حقوق بشر است!

مردم فلسطین باید از سرزمینشان بیرون روند!

گرانی های اخیردر ایران به دست سران حکومت در ایران رخ میدهد!

این قصه ادامه دارد......

...........

اگر می‌خواهید خدای نکرده خبر دروغی را باور نکنید و هنگام شنیدن خبری دچار سردرگمی نشودید حتماً برای آشنایی با تاکتیک‌های عملیات روانی دشمن به ادامه مطلب مراجعه نمائید

 

اگر این اتفاق در ایران بود!

فیلم حمله وحشیانه پلیس به دختر دبیرستانی

 

کشنا ویلسون در تاریخ 29 دسامبر، بعد از تعطیل شدن از مدرسه در حال رفتن به خانه بود که ناگهان پلیس آمریکا به او حمله می کند و از او می خواهد که تسلیم شود؛ با اینکه این دختر 14 ساله دستان خود را به نشانه تسلیم بالا برده بود، پلیس شهر آلنتون ایالت فیلادلفیا آمریکا با شوک الکتیریکی این دختر را نقش بر زمین می کند.

کشنا ویلسون در شهر آلنتون ایالت فیلادلفیا زندگی می کند که در تاریخ 29 دسامبر بعد از تعطیلی مدرسه با دوستان خود در خیابان در حال پیاده روی بود که افسر پلیس وی را متوقف کرد.

حالا فرض کنید مشابه همین اتفاق در ایران اتفاق افتاده بود. آن وقت بود که این کلیپ در اکثر شبکه های اجتماعی فضای مجازی، سایت های خبری، شبکه های موبایلی و  ماهواره ای دست به دست می شد و همه فریاد می زدند که چرا امنیت در ایران نیست؟! چرا حقوق بشر در ایران رعایت نمیشود؟! چرا دموکراسی وجود ندارد؟! و...

اما این اتفاقات غیر انسانی وقتی در غرب رخ می دهد اکثر رسانه ها و مردم در سکوتی محض فرو میروند که این سکوت عجیب دو احتمال دارد:

1- این اتفاقات در غرب طبیعی است و آنقدر زیاد است که دیگر تعجب برانگیز نیست.

2- سانسور شدید رسانه های باعث می شود که خیلی ها نتوانند از این اخبار آگاه شوند و برعکس، کافی است در ایران بزغاله ای در چاه بیفتد! آن وقت است که تمام دوربین های دنیا فریاد "نقض حقوق بشر در ایران" را سر میدهند و عده ای جاهل در ایران به اسم روشنفکری همین حرف ها را بازگو می کنند!

باز هم خواهش میکنم یکبار دیگه به این کلیپ نگاه کنید و فکر کنید اگر این اتفاق در ایران بود چقدر هیاهو می شد.

همانند قضیه ندا آقا سلطان و یا اسید پاشی اصفهان که رفتار رسانه ها طوری القا می کرد که گویی تنها در ایران است که اسید پاشی رخ می دهد، در حالی که به گزارش اشپیگل تنها در طول سال 2011 تا 2012،  105 قربانی اسید پاشی در انگلستان وجود داشت در حالی که هیچ کس صدایشان را نشنید!

البته در دنیای غرب اتفاقات تلخ بسیاری رخ میدهد همانند شهید شدن مروه شروینی زن مسلمانی که به خاطر حجابش محاکمه شده بود در حین برگزاری جلسه دادگاه تجدید نظر در یک دادگاه درجه دو در شهر درسدن، فرد متهم  آلمانی در جلوی چشمان قاضی و سایر حاضرین به شربینی حمله کرده و با ضربات چاقو وی را که سه ماهه باردار بوده از پا در آورد و در حین ضربات، شوهر مروه برای نجات همسرش به طرف او شتافت که توسط پلیس آلمان مورد تیراندازی قرار گرفت.

 خدا را شکر میکنم که کشور جمهوری اسلامی ایران آنقدر امنیت و اقتدار دارد که وقتی یک مورد اسید پاشی هم رخ میدهد اکثر ارگان ها، دستگاه ها و رسانه ها دست به دست هم میدهند تا این قضیه دیگر اتفاق نیفتد.همانند لباس سفیدی که حتی یک لک سیاه هم در آن دیده میشود و به سرعت باید بر طرف شود.

------------

کلیپی دیگر از حمله وحشیانه پلیس به زن باردار را در اینجا ببینید

شنیدی فلان کاندیدا چی گفته؟

 

سوال:

در یک سایت خبری می‌خوانید  که یکی از  نامزدهای  ریاست جمهوری  به مردم ایران توهین کرده است، شما چه عکس العملی نشان می‌دهید؟

الف) سریع  باور میکنم و از اون کاندید متنفر میشم.

ب) نگاه می‌کنم که آن کاندید که اگر فرد دوست داشتنی من بود توجیه میکنم،  و اگر نبود به شدت  او را می‌کوبم.

ج) این خبر را گوشه ذهنم نگه می‌دارم،  اما راجع بهش قضاوت نمی‌کنم و تحقیق هم نمی‌کنم.

د) به پایگاه اطلاع رسانی شخصی  آن فرد می‌روم و متن سخنانش را از سایتش می‌خوانم و بعد قضاوت میکنم.

.....................................................

اپیزود اول:

خبرنگار : ببخشید نظر شما راجع به برگزاری فلان هماش چیست،شنیده شده که مسئولان میخواهند از بودجه بیت المال در این همایش استفاده کنند،آیا بهتر نبود این هزینه را خرج امور فرهنگی میکردند؟

یک مرجع تقلید: به طور کلی این صحیح نیست که مجموعه ای از بیت المال سوء استفاده کند.

 

اپیزود دوم:

تیتر مشترک روزنامه ها و سایت های خبری:

 

اعتراض مراجع تقلید به برگزاری همایش میلیاردی

آیت الله.....با اشاره به جلوگیری از برگزاری همایش میلیاردی افزود، این صحیح نیست که مجموعه ای از بیت المال سوءاستفاده کند.

و....

....................................................................................................................................

پی نوشت:

۱-وقتی فضای رسانه ای کشور مسموم شود مجبور میشویم که حتی سخنان رهبری را هم تنها از پایگاه اطلاع رسانی ایشان جویا شویم.

۲-آبروی یک فرد یا یک گروه آنقدر اهمیت دارد که من بعد از شنیدین یک خبری منبع اصلی آن را پیگیری کنم.

۳-مثالی که از برگزاری همایش آورده شده است تنها یک مثال ساده برای تحریف بوده و هیچ جهت گیری سیاسی ندارد.

۴- از همه نخبگان، علما و مراجع خواهشمندم تا قبل از مصاحبه با سایت ها و مطبوعات از ماهیت آن مجموعه اطمینان حاصل کنند و خبر نهایی را پیش از انتشار بازخوانی نمایند.

 

 

 

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۰۳ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۱:۲۶
  • ۱۱۴ نمایش

 

قربة الی الله سینما می رویم

 

 

حتماً شما هم از بسیاری از افراد ارزشی شنیده اید که چرا در سینما و صدا و سیما فساد وجود دارد. در این میان عده ای از بیخ و بن ساختار سینما را فساد آلود دانستند و از این فضا کاملا دوری جستند عده ای دیگر به مقابله رفتاری پرداختند و حتی در مقابل سینما ها تجمع و شعار میدادند و عده ای دیگر همراه با نقد فیلم های غیر ارزشی قدمی را برای تولید و یا حمایت از فیلم های ارزشی داشته اند.

براستی کدامیک از این افراد کار درستی را انجام می‌دهند؟

برای مثال در این سال های اخیر به رغم تولیدات فیلم های غیر ارزشی از سینما، فیلم های ارزشی مانند: آژانس شیشه ای،خداحافظ رفیق، 33 روز، طلا و مس، اخراجی ها، شکارچی شنبه، قلاده های طلا،روزهای زندگی، شور و شیرین و رسوایی و خیلی از فیلم های سینمایی دیگر تولید شده اند.

براستی کدامیک از ما با هدف قربة الی الله همراه با خانواده یا دوستان به سینما رفته ایم؟!

کدامیک از ما در به صورت چهره به چهره یا در رسانه هایمان فیلم های ارزشی را تبلیغ کرده ایم؟!

کدامیک از ما در مسجد محلمان تبلیغ فیلم های ارزشی را کرده ایم؟!

چه اشکالی دارد که  امام جماعت یک مسجد یا مسئول بسیج یا مدیر یک ساختمان یا مسئول یک اداره یا پدر یک خانواده برای اعضای خود بلیط تهیه کند و آنان را به دیدن فیلم های ارزشی دعوت کند؟!

مگر نه این است که باید از کار خوب حمایت کنیم؟ این حمایت ما به غیر از لذت بردن از پیام های مثبت فیلم نقش مهمی در تداوم و پرنگ شدن آن فیلم و ان کارگردان یا فیلمنامه نویس دارد.

آیا می‌ دانید وقتی فروش یک فیلم در سینما بالا باشد در دوره بعد فیلم های این کارگردان میتواند در سالن های بیشتری نمایش داده شود؟

آیا می‌دانید یک کارگردان وقتی فیلمش از استقبال آنچنانی برخوردار نباشد ناخودآگاه کم انگیزه می‌شود؟

آیا میدانید تبلیغ یک فیلم ارزشی میتواند در گسترش فرهنگ اسلام تا چه حد می تواند مفید باشد؟

پس بیائید بجای نق زدن های بیهوده قدمی را برای ترویج و تبلیغ دین برداریم.

این روزها فیلم "رسوایی" اثر مسعود ده نمکی در سینماهای کشور و همچنین سریال تلویزیونی "بال های خیس" ساعت22 هر شب از شبکه 1  از نمونه کارهای ارزشی است.

حرف آخر اینکه بجای نق زدن یا فیلم بسازیم و یا تبلیغ فیلم های ارزشی ساخته شده را انجام دهیم.

 

 

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۱۹ فروردين ۹۲ ، ۰۹:۳۴
  • ۱۵۷ نمایش

تفاوت را احساس کنید

از آتش‌سوزی پیرانشهر تا کشتار دانش آموزان در  آمریکا

 

*اپیزود اول:

ایران/ پیرانشهر/پاییز 91:

مدرسه ای در پیرانشهر دچار حریق می‌‌شود و دانش آموزان کلاسی دچار سوختگی می‌شوند که متاسفانه یکی ازدانش آموزان بر اثر سوختگی  جان خود را از دست می دهد.

تا یک هفته تمام رسانه های داخلی و خارجی تیتر اول خود را این موضوع قرار دادند که چرا این اتفاق افتاد و چرا دانش آموزران در مدارس امنیت جانی ندارند و...

 

*اپیزود دوم:

آمریکا/ کانتیکت/ پاییز 91:

جوانی 20 ساله با اسلحه وارد مدرسه «ساندی هوک» در ایالت «کانتیکت» می‌شود و می‌شود وبا شلیک 100گلوله جان 27 نفر از جمله 20 کودک دبستانی را می‌گرید.

تا یک هفته تیتر اکثر رسانه های خارجی باز هم حادثه آتش سوزی در پیرانشهر است و اینکه چرا در ایران دانش آموزان امنیت جانی ندارند!

 تفاوت را احساس کنید...

برای دیدن میزان امنیت پیشرفته امریکا! به ادامه مطلب بروید.

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۲۵ آذر ۹۱ ، ۱۰:۴۵
  • ۹۰ نمایش


نگاهی به بایدهای تبلیغ



سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین مسعودی

آنچه پیش رو دارید اقتباس از سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین مسعودی در اولین گردهمایی مبلغان هجرت بلند مدت استان خراسان است . در این سخنرانی پس از بیان مقدمه ای درباره اهمیت تعقل و تفکر در تبلیغ، نکاتی درباره بایدهای تبلیغ مورد بحث قرار گرفته است .

× × ×

از وجود مقدس مولای متقیان حدیثی نقل می شود که «هبط جبرئیل علی آدم علیه السلام فقال یا آدم انی امرت ان اخیرک واحدة من ثلاث فاخترها و دع اثنتین . فقال له آدم: یا جبرئیل و ما الثلاث؟ فقال: العقل و الحیاء و الدین . فقال آدم: انی قد اخترت العقل . فقال جبرئیل للحیاء والدین انصرفا و دعاه، فقالا یا جبرئیل انا امرنا ان نکون مع العقل حیث کان; (1) جبرئیل بر حضرت آدم علیه السلام نازل شد و فرمود: ای آدم! من مامور شده ام که تو را بین یکی از سه چیز مخیر کنم، پس آن را انتخاب کرده و دو تای دیگر را رها کن . آدم علیه السلام به او فرمود: ای جبرئیل! آن سه کدامند؟ فرمود: عقل و حیا و دین . آدم فرمود: من عقل را اختیار کردم . سپس جبرئیل به حیا و دین گفت: [به جایگاه خود] برگردید و او را واگذارید [. ولی] آنها گفتند: ای جبرئیل! ما مامور شده ایم که هر کجا که عقل باشد با او همراه باشیم .»

من این حدیث بسیار ارزشمند را درآمد و مقدمه عرایضم قرار می دهم . به نظر می رسد عقلی که در این حدیث مورد نظر است، عقل و عقلانیت به عنوان ابزاری در مقابل وحیانیت نیست، چنانکه امروز عقل به عنوان یکی از مبانی و پایه های مکتب انسان گرایی در مقابل مکتب الهی مطرح می شود . بلکه ظاهرا منظور از عقل، عقل دینی، عقل راهبردی و عقل فطری است . چنین عقلی اگر وجود داشت دین و سلامت اخلاقی و عفت و حیا نیز خواهد بود . عقلی که به انسان می آموزد که در زندگی چگونه عمل کند تا دینداری او تضعیف نگشته و حیا و عفت عمومی وی نیز خدشه دار نشود .

ممکن است این ضعف در وجود من روحانی هم باشد و تفکر بایسته دینی نداشته باشم . ضعف تفکر و هوشمندی اختصاص به انسانهای غیر متدین یا غیر روحانی یا انسانهایی که با علم و ایمان و اندیشه مرتبط نیستند ندارد . مرحوم استاد مطهری رحمه الله در کتابهایشان داستانی را آورده اند که بسیار زیباست . ایشان می فرمایند: من از قم با اتوبوس به مشهد می آمدم . اتوبوس برای صرف شام و نماز توقف کرد، به آقای راننده گفتم چقدر برای نماز وقت داریم و چه مدت توقف خواهیم داشت؟ راننده با عصبانیت گفت: آخوند برو، حالا یک کاریش می کنیم .

فهمیدم ایشان از آن ضد آخوندهای جدی است . چیزی نگفتم، رفتم وضو بگیرم و نماز بخوانم دیدم این آقای راننده هم آمد و در آن شرایط قبل از انقلاب که معمولا نماز نمی خواندند، نماز خیلی خوبی خواند . برای من خیلی عجیب بود که ایشان این قدر با من برخورد تند کرد و از آن طرف این قدر نماز زیبا خواند .

راننده برای اینکه خوابش نبرد دو تا جوان دانشجو را صدا کرد تا با هم حرف بزنند . در ضمن صحبت، ماجرای خود را برای ایشان بازگو کرد و گفت: پدر من مرید سرسخت یک آقای روحانی بود که بسیار ساده لوح بود و در عین حال هر حرفی که آن روحانی می زد پدر من بی چون و چرا اطاعت می کرد . از جمله به پدر من گفت: مبادا بچه خود را بگذاری درس بخواند . این مدارس، مراکز شیطان است، انسان را شیطان می کند، انسان را فاسد می کند . مطلقا نگذار بچه ات سواد یاد بگیرد . پدر من نیز نگذاشت من سواد یاد بگیرم و الآن سواد ندارم و شاگرد شوفر هستم، در حالی که تمام بستگانم مهندس و دکتر شده اند .

استاد مطهری، می فرماید: اینجا بود که فهمیدم چرا ایشان ضد روحانی است . آن روحانی دستوری صادر کرده بود که ناشی از تعقل و تفکر نبوده است .

انسان مؤمن باید خوب بیندیشد و در ابعاد زندگی فردی و اجتماعی خویش تفکر کند . یکی از بزرگترین مشکلات زندگی افراد مؤمن و متعهد، مشکلات مربوط به فرزندان ایشان است . افراد زیادی را می شناسم که خودشان مؤمن هستند ولی بچه هایشان مشکل دارند . البته برخی از این مشکلات به شرایط زمانه برمی گردد، اما بخشی از آن نیز به خود ما مؤمنان مربوط است .

بسیاری از مشکلات و انحرافات موجود ناشی از این است که ما خوب فکر نمی کنیم و از تعقل خویش بهره نمی گیریم . بنابراین جبرئیل فرمود اگر عقل را انتخاب کردی دو موقعیت دیگر یعنی دین و اخلاق، نیز به وجود خواهد آمد .

ما نیز بایستی در تبلیغ خویش عاقلانه رفتار کنیم، یعنی باید از اصول و روشهایی که پذیرفته شده و علمی است بهره ببریم و اگر بهره نبردیم ممکن است تبلیغ برای خدا باشد اما متفکرانه و عاقلانه نخواهد بود و نتیجه آن نیز اندک است .

امروز به طور کلی در مقوله تبلیغ، آموزش، تعلیم و تعلم، از دو مسئله عمده استفاده می شود: یکی قوانین حوزه تبلیغ، تعلیم و تربیت و دیگری فضاهای حاکم بر مقوله تبلیغ . ما باید به این دو امر بسیار توجه کنیم، زیرا دیگران به این دو مقوله توجه زیادی دارند .

قوانین حوزه تبلیغ

1 - آگاهی دهی و معرفت بخشی:

شاید بگوئید ما جز معرفت دهی کار دیگری نمی کنیم . برای مثال در قالب کلاس، نماز، پس از نماز و قبل از نماز، مدام در حال آگاهی دادن هستیم، ولی من عرض می کنم که بخشی از آگاهی دهی، علمی است ولی بیشتر آن عملی می باشد . یعنی اگر شما مطلبی را بیان کنید و مخاطب آن را در رفتار و کردار شما مشاهده نکند، چنین مخاطبی از نظر علمی جاهل است نه عالم .

2 - توجه به موقعیت مخاطب:

ما باید مخاطبان خود را طبقه بندی کنیم . برای آقایان یکسری قوانین خاص رفتاری وجود دارد و برای خانمها قوانین دیگر . برای آقایان مباحث معرفتی به گونه ای طرح می شود و برای خانمها به گونه ای دیگر . در مقام تبلیغ و آموزش باید دقیقا به جنسیت مخاطب توجه کنیم . مخاطبان ما از نظر سن نیز باید طبقه بندی شوند و ادبیات تبلیغ وابسته به شرایط، جنس و سن مخاطبان باشد .

اینجانب به خاطر دارد که در ایام کودکی، یکی از متدینین تهران که از دوستان خانوادگی ما بشمار می آمد، به مشهد مشرف می شد و دوست داشت زیارت خوب و دلخواهی انجام دهد . و نیز علاقه داشت من را نیز با تربیت دینی و مذهبی آشنا کند . او دست مرا می گرفت و صبح پیاده به حرم مطهر می برد و می گفت: به هر کاری که من می کنم نگاه کن تا با ایمان شوی و گمراه نگردی . ایشان تا ظهر نماز و دعا می خواند و مجددا من را پیاده به منزل باز می گرداند . نه بستنی، نه شکلات، نه شربت و نه هیچ لذت و آسایشی . لذا من همیشه آرزو می کردم این دوست مؤمن ما به مشهد نیاید . این خاطره تلخ در ذهن من باقی مانده است . ایشان فرمول سن را در مورد من پیاده نمی کرد .

ما باید مخاطب شناس باشیم و جنس و سن و موقعیت آنان را در نظر بگیریم و به آن دقیقا توجه داشته باشیم .

گاهی مخاطبین ما در خانواده هایی بزرگ شده اند که با کفر و بی دینی روزگار می گذرانند . من متاسفانه در روستاها نیستم، اما در فضای دانشگاه این را به وضوح مشاهده می کنم . یکبار بعد از کلاس به دانشجوی خواهری که در ماه رمضان آرایش کرده بود و جلو کلاس نشسته بود، گفتم: چرا این قدر آرایش کردی و تازه چرا جلو نشستی؟ گفت: حاج آقا ما از شماها شنیده ایم که نظافت از ایمان است . من فکر کردم کار خوبی کرده ام و به خدا نزدیک شده ام .

کسی که در فضایی بزرگ شده که محرم و نامحرم برایش یکی بوده و با آواز غنا و رقص بزرگ شده، برخورد خاص خود را می طلبد . این یک محیط است، یک محیط هم خانه یک روحانی است که فضای آن فضای قرآن و نماز و عبادت است . بنابراین ما باید مخاطب خویش را دقیقا شناسایی کرده و به شرایط او توجه داشته باشیم .

3 - استفاده از محرکهای مناسب:

قویترین محرکها دو چیز است: یکی «تشویق به موقع » و دیگری «تنبیه به موقع » و بایستی توجه داشت که هیچ کدام از این دو مادی نیست . گاهی دوستان گلایه می کنند که به ما امکانات نمی دهند، من عرض می کنم تشویق و تنبیه اصلا مادی نیست . اوج تشویق، رابطه محبت و مودت است و اوج تنبیه نبود این رابطه است . باید طوری رفتار کرد که اگر روحانی خوشحال بود روستا خوشحال باشد و اگر ناراحت بود روستا ناراحت باشد . این تنبیه و تشویق است . نمازخوان کردن افراد با تکیه بر مادیات چندان به صواب نیست . تنبیه نیز همین گونه است .

قوانین حاکم بر فضاهای آموزشی و تبلیغی

در فضاهای آموزشی از سه قانون باید پیروی کرد:

1 - الگوها:

اگر فراگیر، الگوی مناسب نداشته باشد، تعالیم حوزه تبلیغ و تعلیم و تربیت بی حاصل خواهد بود . کتابی به نام «پا به پای آفتاب » وجود دارد، این کتاب ارزشمند به زوایای تقریبا خصوصی زندگی حضرت امام رحمه الله وارد شده و خاطراتی است که همسر امام و دیگر نزدیکان او بیان کرده اند . خانم خدیجه ثقفی همسر محترم حضرت امام رحمه الله می گویند: امام در طول زندگی مشترک یکبار به من نگفت یک لیوان آب به من بده . این تعلیم و تبلیغ عملی دین است .

در این کشور اگر تقوی، زهد، مدیریت و خلوص رهبری نبود، انقلاب با مشکلات جدی و غیرقابل حلی مواجه می شد . تعدادی از دوستان من با پاسدارانی که در امر حفاظت از بیت رهبری مشارکت دارند، مرتبطند . آنها می گویند: فلانی! این که شنیده ای تمام زندگی ایشان در یک وانت خلاصه می شود، دروغ نیست بلکه یک واقعیت است . زمانی که ایشان راجع به زهد و دنیا گریزی صحبت فرموده بودند، یکی از آقایان - که از قضات سرشناس است - مجموع زندگی خود را لیست کرد، خدمت آقا برد و گفت: زندگی من این مقدار می ارزد . آقا فرمودند: با توجه به شناختی که از شما دارم، این قلمها زائد است و آن آقای قاضی تبعیت کردند .

یکی از معاونین محترم قوه قضائیه در جواب سؤال من که چرا شما از محافظ استفاده نمی کنید، فرمود: این سؤال را زیاد از من می پرسند . یکبار کسی همین سؤال را از من پرسید، دستش را گرفتم و با هم به خیابان رفتیم، یک رفته گر به من سلام کرد، گفتم این اولین محافظ من، بعد یک مغازه دار سلام کرد، گفتم: این هم محافظ دیگر من و . . . وقتی من را پیاده می بینند و مشاهده می کنند که وضع زندگی من تغییر نکرده است، دوستدار و محافظ من خواهند بود .

ما باید توجه داشته باشیم که دقیقا رفتار ما روحانیت تحت نظر و مطالعه مردم است و ما الگوی رفتاری مردم هستیم .

2 - روشها:

باید توجه داشت که اگر از روشهای مناسبی - که مبتنی بر آخرین دستاوردهای علمی است - برای تبلیغ استفاده نکنیم یقینا تبلیغ، فاقد کارایی و اثربخشی خواهد بود . برای مثال هنر یکی از این امور است . من و شما دائما صحبت می کنیم و در صحبت خویش از آیه و حدیث استفاده بسیاری می کنیم، اما کمتر آن را هنرمندانه ارائه می کنیم، درست بر عکس، غربیها با هنر شروع می کنند و چون بسیار به کار روی کودکان معتقد هستند، از کار خویش نیز نتیجه می گیرند .

استادی در مشهد داریم که حدودا بیست سال در آمریکا بوده است و نماینده برجسته یکی از مکاتب روانشناسی در ایران است . ایشان می فرمود: در آمریکا به هر استودیوی فیلمسازی که بروید یک روانکاو وجود دارد، ولی در استودیوی کودک، چند روانکاو و روانشناس هستند .

ما راجع به بخل صحبت می کنیم، اما آنها کارتون می سازند و مقوله بخل و سخاوت را به نمایش می گذارند، مثل کارتون معروف «اردک پول دار اسکروماج » که در خواب مراحل پس از مرگ خویش را می بیند و بعد از آن سخاوتمند می شود .

در یکی از سمینارهای مسئولین صدا و سیما سؤالی را مطرح نمودند که چرا اساسا در بیشتر این کارتونها مادر گم می شود؟ تعدادی مقاله در پاسخ به این سؤال ارائه شد . از جمله حرفهای مطرح شده در مقالات این بود که سازنده این کارتونها ژاپن است، اما تهیه کننده آن انگلستان می باشد . یعنی تهیه کننده، کمپانی معروف تبلیغی «رابرت مردوخ » در لندن است .

«رابرت مردوخ » فردی صهیونیست و استرالیایی الاصل است که در لندن زندگی می کند و کمپانیهای عمده تبلیغی جهان متعلق به اوست . او تهیه کننده این کارتونهاست .

در آن مقاله تحلیل شده بود که بزرگترین مسئله صهیونیسم در حال حاضر مهاجرت یهود است و این که یهودیان حاضر به مهاجرت به فلسطین نمی باشند، زیرا امنیت و اقتصاد سالم وجود ندارد . او کارتونهایی برای کودکان می سازد که در آنها قهرمان داستان به دنبال مادر خویش می گردد . تمامی کودکانی که در سرتاسر جهان این کارتونها را می بینند در جریان مراحل رشد خویش و تا زمانی که بالغ می شوند احساس می کنند که مادری گمشده دارند، در عین این که مادر دارند . از سوی دیگر ما می دانیم، معروفترین شعار صهیونیسم بین الملل این است که «فلسطین مادر یهودیان است و سرانجام روزی فرزندان این مادر باید به دامن او بازگردند .» بنابراین یهود و صهیونیست به شدت از مقوله هنر برای تبلیغش استفاده می کند .

در حال حاضر یکی از معروفترین گیتاریستهای دنیا فردی به نام اریک کلاپتون است . او کسی است که بر اثر افراط در خوردن مشروب کور و نابینا شد، ولی توبه مسیحی کرد و به اصطلاح فرد صالحی شد . از آن به بعد موسیقیهایی که نواخت جزء معروفترین موزیکهای دنیا است .

آمریکاییها در سال گذشته این شخص را به نیویورک آوردند و از او خواستند که بر روی خرابه های دو برج معروف که در حادثه 11 سپتامبر خراب شده بودند به نام «نیویورک زنده است » گیتار بنوازد . این تصنیف در تمام جهان پخش و معروف شد . آنها می دانند چگونه باید از بهترین موسیقیها، فیلمها و وسائل، کمک گرفت . اینک این سؤال مطرح است که ما چقدر از این دانشها بهره مند هستیم و استفاده می بریم .

یکی از بزرگواران روحانی که عضو مجلس پنجم بودند می فرمودند: در منزل ما صحبت از عقد دخترم بود و بزرگان فامیل جمع بودند و هر کدام نظر می دادند که چگونه عقد و مجلس برگزار شود، نوبت به این رسید که عقد در کجا برگزار شود؟ در باشگاه یا در حسینیه و . . . دختر کوچک من دست خود را بلند کرد . دختر روحانی، سید، بزرگوار و نماینده وقت مجلس، گفت: پدر! من هم نظر بدهم؟ گفتم: بگو پدر جان . گفت: به نظر من اگر مجلس عقد خواهرم را در کلیسا بگیریم از همه جا بهتر است .

ایشان گفت: من جلوی بزرگان فامیل شرمنده شدم و بعد از اتمام جلسه از دخترم سؤال کردم که عزیزم من و تو که کلیسا نرفته ایم، گفت نه، گفتم دوستان تو که مسیحی نیستند، گفت نه، گفتم پس تو از کجا کلیسا را دیده ای؟

گفت: من در هر چه فیلم سینمایی می بینم، عروسیها در کلیساست . لذا گفتم عقد خواهرم را به کلیسا ببرید . یعنی فیلمهای غربی یک پیامش داستان و سوژه فیلم است، پیام دیگرش القای فرهنگ مسیحی است . اگر من و شما نیز از روشهای مناسب استفاده نکنیم، تبلیغمان فاقد کارآیی خواهد بود .

3 - فراهم آوردن محیط مناسب:

منظور از محیط مناسب، محیطی است که تعالیم حاکم بر حوزه تبلیغ، تعلیم و تربیت بتواند از آن بهره ببرد . البته این مقوله وسیعتر از آن است که در این زمان کوتاه پاسخ بگیرد .

پی نوشت:

1) اصول کافی، ج 1، ص 10 .