باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

خدایا ببخش مرا به خاطره آن مطلب هایی که بخاطر تو ننوشتم

ببخش مرا به خاطره کامنت هایی که تو در آن نبودی

ببخش مرا از اینکه با مطلبم بنده ای را از خدا دور کرده ام

ببخش مرا که میتوانستم با اطلاع بیشتر بنویسم اما کم کاری کردم

ببخش مرا که وقتی مطلبم پرنظر و یا وبلاگم پر بازدید شد گمان کردم که از سعی تلاش خودم است و تو را فراموش کردم.

ببخش مرا که در وبلاگی مطلبی به چشمم خورد که تو در آن بودی ولی در آن تأمل و درنگ نکردم

ببخش مرا به خاطر اینکه به دوستی در وبلاگی بی ادبی و یا بی اعتنایی کردم

ببخش مرا به خاطر اینکه شکر این نعمت را بجا نیاوردم

ببخش مرا برای اینکه بدون قصد قربت و بدون وضو پشت میز کار نشستم

ببخش مرا که گاهی اوقات به جای وظیفه و تکلیف به سلیقه خود نوشتم و نظر گذاشتم

خدایا من را ببخش که کلبه ام آماده پذیرایی از حضرت ولی عصر (عج)نبود چرا که برای خود مینوشتم نه برای او...

خدایا از (تو) نوشتن را به من آموختی (برای تو) نوشتن هم به من بیاموز که چه سخت و چه شیرین است (برای تو) نوشتن...

طبقه بندی موضوعی

۶ مطلب در خرداد ۱۳۹۱ ثبت شده است

اگه گفتی این سخن از کیه؟!

" کسی که از تئاتر، نقاشی، عکس یا شعر چیزی نمی فهمد، راه های

                                  معرفت به رویش بسته است.."

 

الف) میل گیبسون

ب) آیت الله خامنه‌ای

ج) جوزف تورناتوره

د) مایکل مور

ه) استاد فرشچیان

برای دیدن جواب به ادامه مطلبمراجعه نمائیید...

 

براستی در زندگی به کدامین سو میرویم؟

 

 

اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ *(بقره۲۵۷)*

خداوند ، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند آنها را از ظلمتها ، به سوی نور بیرون می برد. ( اما ) کسانی که کافر شدند ، اولیای آنها طاغوتها هستند که آنها را از نور ، به سوی ظلمتها بیرون می برند آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند

مرزهای گمراه کننده!

 

به نظر شما در تصویر زیر، رنگ قسمت پایینی و بالایی چه تفاوتی با هم دارند؟

.

.

.

رنگ هر دو یکیست!

برای اطمینان یکبار دیگر به تصویر برگردید و انگشت خود را بر روی خط جدا کننده بین دو مربع بگذارید..

و آنگاه نگاه کنید..

 

برداشت اخلاقی از این تصویر:

یا أیُّهَا النّاسُ إِنَّا خَلَقناکُم مَن ذَکَرٍ وَ أُنثَی وَ جَعَنَاکُم شُعُوباً وقَبَائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَاللّهِ أَتقَاکُم إِنَّ اللهَ عَلیم خبیر(سوره حجرات،آیه 13)

(ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن خلق کردیم و شما را بصورت جماعات بزرگ و کوچکی قرار دادیم تا یکدیگر رابشناسید، همانا گرامیترین شما نزد خدا باتقواترین شماست ، بدرستی که خدا دانا و آگاه است)

اگر خوب دقت کنیم متوجه میشویم که همه انسانها چه مرد و چه زن با هر لباس و پوشش، هیچ تفاوتی با یکدیگرنداریم.مدیر یا رفتگر، نماینده مجلس یا آبدارچی، شهری یا روستایی، بالاشهر با پایین شهر و...هیچ کدام با یکدیگر تفاوتی ندارند با این شرط که مرز گمراه کننده را از میان برداریم و ببینیم که همه ما از خاک آفریده شده ایم و به خاک باز میگردیم و تنها درجه اعتبارمان اعمال ماست.

 نظر شما چیست؟

تعملی از علل حضور کمرنگ جوانان در نماز جمعه:

نماز جمعه جایی برای کودکان هست؟ نیست؟..

 

چه اشکالی دارد که ستاد نماز جمعه در روز جهانی کودک برای کودکان و نوجوانان در محل برگزاری نماز جمعه، قبل از شروع شدن خطبه‌ها مراسمی را برای آنان تدارک ببیند؟

 بدون شک اگر این مراسمات انجام گیرد این کودک و نوجوان با آن خاطر خوب در ذهن در جوانی و بزرگسالی در این مکان‌ها حضور پیدا خواهد کرد. شما فرض کنید در صدا و سیما و در بیلبردها شهر تبلیغ شود که در روز جهانی کودک مراسم بزرگ و باشکوهی در روز جمعه در دانشگاه تهران ودر محل برگزاری نماز جمعه برگزار شود و ازهمه پدران ومادران بخواهند که همراه با فرزندان خود در این مراسم حضور پیدا کنند و بعداز آن اجرای سرودهای با نشاط وانقلابی، برگزاری مسابقات متنوع اجرای نمایش و دادن هدیه‌های فرهنگی و مذهبی به کودکان مراسم را به پایان برسانند.

 از طرفی دیگر این کودکانی که به همراه پدر و مادرهای خود  که شاید آنها هم اولین بار است در این مکان‌ها حضور پیدا می‌کنند و نماز جمعه را می‌خوانند، با شادی و خاطره خوب نماز جمعه را ترک می‌کنند و شاید هفته‌های آینده هم از والدین خود بخواهند که آنها را به نماز جمعه ببرند و این ارتباط گیری با نوجوان هر هفته ادامه پیدا کند، این می‌شود که این نوجوانان وقتی از محیط نماز جمعه خاطره خوبی داشته باشند وبرنامه‌های فرهنگی ورزشی و تفریحی را مشاهده می‌کند، در ایام جوانی هم حضور مستمر پیدا خواهند کرد.

 شاید برخی افراد متعصب از این اقدام ناراحت شوند و بگویند نماز جمعه که کار این قرتی بازیها نیست! در حالیکه هر عقل سلیمی این را میداند که صحبت کردن برای پیرمردان و یا افراد میانسال چندان کارگشا نیست چرا که خمیر مسیر زمدگی آنها سفت و غیر قابل انعطاف شده  است در نتیجه  بهترین سرمایه گزاری بر روی کودک و نوجوانی است که شخصیت او در حال شکل گیری میباشد.

نمی‌دانم این طرح وهزاران طرح دیگر برای مسئولین ستاد نماز جمعه تا چه میزان اهمیت دارد شاید ناراحتی چند پیرمرد متعصب در نماز جمعه را به ناراحتی دل رهبر از حضور کمرنگ جوانان ترجیح دهیم

از مسئولین ستاد نماز جمعه چند سوال میپرسیم:

۱- نماز جمعه تنها برای پیرمردان برگزار میشود؟

۲-چرا جوانان و نوجوانانی که در مراسم مذهبی حضور بسیار با شکوه دارند در نماز جمعه حضور پیدا نمیکنند؟

۳- برگزاری مراسمی در روز جهانی کودک مگر چقدر هزینه دارد؟

۴-چه راهکارهایی را برای جذب کردن فضصای نماز جمعه برای کودکان تدارک دیده اید؟

۵-چرا برخی از ائمه جمعه متانسب با ادبیت جوانان سخن نمیگویند.

۶- تا کی باید شاهد این روند سنتی باشم؟

۷- تا کنون از جوانان خواسته اید تا در اتاق فکر ستاد برگزاری نماز جمعه شرکت کنند.

۸- اصلا اتاق فکری وجود دارد؟

منتظر جوابیه مسولین ستاد نماز جمعه میمانیم...

 ....................

در پایان با چند توصیه از رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع مسولین ستائ اقامه نماز جمعهاین مطلب را به پایان می‌رسانیم:

* امام جمعه باید جواب بدهد که اگر مردم نمى‏آیند، چرا نمى‏آیند؟

اگر امام جمعه طورى عمل بکند، یا طورى حرف بزند، یا نرسیدن به کار را به‏گونه‏یى از خودش نشان بدهد که در این‏جایى که باید محور و مرکز باشد، مردمِ کمى اجتماع بکنند، او مورد سؤال است که چرا مردم، این‏جا نیستند؟ امام جمعه نباید بیاید شکایت کند که مردم نمى‏آیند. امام جمعه باید جواب بدهد که اگر مردم نمى‏آیند، چرا نمى‏آیند؟

البته خیلى راحت است که ما تقصیر را به گردن امرى خارج از محدوده‏ى کار خودمان بیندازیم و بگوییم: چون مردم کمبود دارند، گوشت نیست، تخم‏مرغ نیست، به نماز جمعه نمى‏آیند. این، کار خیلى راحت و جواب آسانى است؛ اما جواب غیرصحیحى است و هیچ مستدل نیست. مردم در موارد خاصى که همین تخم‏مرغ هم کم است، سبزى خوردن هم گران است، مى‏بینید که با انگیزه مى‏آیند. در همان‏جا، اگر شما یک منبرىِ معروفِ جذابى را دعوت کردید، مى‏بینید همان مردمى که به‏خاطر کمبود تخم‏مرغ و سایر کالاها، به نماز ما نمى‏آمدند، حالا براى این منبرى آمده‏اند. چه شد؟ این آقا، با خودش تخم‏مرغ یا سبزى ارزان آورده بود؟! پس مسأله، جاى دیگر است.

وظیفه‏ى جمع کردن مردم، به عهده‏ى منِ امام جمعه است. باید ببینم چه‏طورى مى‏شود مردم را در این‏جا جمع کرد. البته نه جمع‏کردن با تهدید و تطمیع - که در کار ائمه‏ى جمعه بحمداللَّه وجود ندارد - بلکه جمع کردن از روى جذب، انجذاب، با مطلب خوب، با عمل خوب و با نفس گرمى که از معنویت و تقوا برمى‏خیزد. 7/3/1369

 

* منبرهاى جمعه را بایستى پُرجاذبه کرد

.آقایان! باید روى این مسأله فکر کرد. توقع و خواهش من این است که آقایان در این جلسات روى این مسأله فکر کنند که چه عواملى را براى این قضیه مى‏شود به کار گرفت؛ از چه شیوه‏ى بیانى باید استفاده کرد و از چگونه مطلبى براى جذب و جاذبه باید بهره برد. ممکن است بعضى ابتکار لازم در شناختن بیان صحیح نداشته باشند؛ بسیار خوب، بنشینیم ترتیبى بدهیم که آنچه باید گفته بشود، با بهترین بیان در مجموعه‏یى تدوین گردد و در اختیار همه گذاشته شود.

این طرق را باید انتخاب کرد: منبرهاى جمعه را بایستى پُرجاذبه کرد و جوانان را به آن جذب نمود. از چیزهایى که منفّر طباع سالم است، بایستى پرهیز کرد. از چیزهایى که ایمانها را از روحانى سلب مى‏کند، بایستى اجتناب کرد. یکى از وظایف عمده‏ى روحانیت، عبارت از این است که این ایمانها را حفظ کند؛ چون ایمان به روحانیت، همواره ملازم با ایمان به اصل دین بوده است. کمتر کسانى بوده‏اند که روحانیت را قبول نداشته باشند، اما یک اعتقاد درست و حسابى به اصل دین داشته باشند. بعضى ادعا کرده‏اند، ولى ما کمتر یافته‏ایم. مردم دین را از این طریق فهمیده‏اند. ایمان مردم به دین، باید همراه با ایمانشان به همین مجموعه باشد.25/06/70

بنابراین اینجا، هم پایگاه معنویت است، هم پایگاه مقاومت. قدر این نماز را، هم آحاد مردم بدانند، هم بخصوص جوانهاى عزیزمان بدانند، و هم آقایان ائمه‌ى جمعه‌ى محترم در سراسر کشور بدانند؛ آنها هم قدر این نماز را بدانند؛ این یک منبرى است که نظیر آن دیگر وجود ندارد. کارى کنند که جاذبه‌ى نماز جمعه، جوانها و دلهاى پاکیزه و مشتاق را به این سمت بکشاند و این کانون روز به‌روز گرمتر شود.23/06/86 خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران‌

 

بعد نوشت:

البته باید گفت که یکی از علل اصلی حضور کمرنگ نوجوانان در نماز جمعه خود پدر و مادر ها هستند که در پست بعدی به آن اشاره خواهد شد.

برای دیدن ادامه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه نمائیید

برا

از ورزشگاه آزادی تا هیئت‌های مذهبی؟

 

کدامیک را می‌پسندید؟

صحنه اول:

دوستت زنگ خانه‌یتان را میزند و میگوید زود باش بیا دم در...

 سوار موتور میشوی و به همراه دوستت دو ساعت را طی میکنی تا برای دیدن بازی استقلال و پرسپولیس به ورزشگاه آزادی برسی.

از همان ابتدا چشمت به افرادی میخورد که بارار سیاه بلیط فروشی راه انداخته اند و تو مجبور میشوی بلیط بازی را سه برابر قیمت واقعی بخری.

با فشار جمعیت بالاخره وارد ورزشگاه میشوی، بازکن ها وارد زمین میشوند و بازی با سوت داور آغاز میگردد.

داور صحنه ای را خطا میگیرد ناگهان جمعیت یک صدا داور را هو میکنند و چند ثانیه بعد اکثریت ورزشگاه یکصدا فحش های بسیار زشتی را نثار داور بازی میکنند.

تیم حریف گل میزند و از آنجایی که تو در بین طرفداران تیم گل خورده ای، به تو و ناموست فحش میدهند و از بالای سرت سنگ و صندلی شکسته به سمتت پرتاب میشود و دستت زخمی میشود.

هر گاه بازیکن تیم مورد علاقه ات نزدیک دروازه حریف میشود، بی اختیار با هیجان بسیار زیاد از جا بر میخیزی و آهی را از ته دل بر زبان می‌آوری.

تیمت میبازد. اعصابت خرد میشود. دستت زخمی شده است و گوش‌هایت هزاران فحش شنیده است.از بس فریاد زده ای صدایت گرفته است و بعد از آن تا سه شنبه منتظر برنامه 90 می مانی تا پیامک دهی مهمترین اتفاق فوتبالی  و 2 ساعت منتظر میمانی  تا متوجه شوی که مهمترین اتفاق فوتبالی کشور جایگاه دوازدهمی پرسپولیس است.

هفته بعد: دوستت دوباره زنگ خانه‌یتان را میزند و می‌گوید زود باش بیا دم در...

 

 

 صحنه دوم:

جمعه ساعت 10 شب: دوستت زنگ خانه‌یتان را میزند و میگوید زود باش بیا دم در...

  یک ساعت را بر روی موتور دوستت طی میکنی به سمت میدان خراسان میروی. وقتی وارد هیئت رهروان شهدا میشوی، در همان ابتدا خادم هیئت با کمال احترام به تو خوش‌آمد می‌گوید و دو دستی کیسه ای برای کفش هایت در اختیارت می‌گذارد.

بعد از آن خادمی دیگر تو را به سمتی راهنمایی میکند تا چای تبرکی را نوش جان کنی.

وارد جلسه که میشوی بوی عطری در فضای هیئت به مشامت می‌خورد.

از آنجایی که کمی با تاخیر رسیده‌ای جایی برای نشستن پیدا نمی‌کنی که ناگهان فردی غریبه از دور برایت دستن تکان می‌دهد و و جمع تر مینشیند  تا تو کنارش بنشینی.

سخنرانی شروع می‌شود و تو با دقت به نکاتی که گفته میشود گوش میدهی و بعد از آن از آنجائیکه میلاد حضرت علی (ع) است، مداح مولودی را در وصف حضرت علی(ع) می‌خواند.

جمعیت یکصدا و منظم کف  می‌زنند و یکصدا نام مولا را تکرار می‌کنند.

از بالای سرت شکلات هایی به سمتت سرازیر می‌شود و فرد کناریت برای مزاح شکلاتی را از پشت، به سمت دوستش پرتاب می‌کند.

مردها یکصدا هو میکشند، زن ها هلله سر می‌دهند و در آخر مداح کمی با حضرت  درد دل  و اشکی را بر روی گونه ها جاری می‌کند.

و در پایان هم غذای تبرکی به افراد داده میشود و همه با خوشحالی به خانه هایشان می‌روند.

لبهایت خندان است .از بس علی علی گفته ای صدایت گرفته است.دستانت از شدت کف زنی سرخ شده است. گوشهایت هزاران مدح و سخن زیبا  شنیده است.

هفته بعد:دوستت زنگ خانه‌یتان را میزند و میگوید زود باش بیا دم در...  

 

براستی کادمیک را انتخاب میکنید؟

....................................................................................................................

بعد نوشت:

1-این متن تنها قصد بیانگر فضای موجود در ورزشگاه و هیئت های مذهبی را بازگو می‌کند و با فوتبال و فوتبال دوستان عزیز هیچ مشکلی ندارد.

1-خدا کند دوستانی انتخاب کنیم تا زنگ خانیمان را بزند و بگوید بیا دم در...

2-از آنجائیی که منزل نویسنده حوالی میدان خراسان است و هیئت های بسیاری در این محدوده قرار دارد نام میدان خراسان گفته شد.البته لازم به دکر است هیئت روز جمعه ساعت 10 شب همان هیئت رهروان شهدا با مداحی رضا هلالی  است.

4- یک روزی از پدرم شنیدم که می‌گفت یک فردی نزد یک عالمی آمد و گفت: حوصله ام سر رفته ، چه کار کنم؟

آن عالم پاسخ داد: چطور حوصله ات سر میرود،در حالی که ه قرار است در این مدت کم در دنیا، ابدیت خود را بسازی

خدایا کاری کن تا قدر ثانیه هایم را بدانم