باید کاری کرد

وبگاه شخصی حسن عبدالصمد

باید کاری کرد

وبگاه شخصی حسن عبدالصمد

آقای ضرغامی عذر خواهی کنید...

| شنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۵۴ ق.ظ | ۱ نظر


آقای ضرغامی عذر خواهی کنید...



همیشه آقای ضرغامی را یک شخصیت با سواد زمان شناس و متین میدانستم و اظهار نظر های تند و غیر اصولی را از ایشان سراغ نداشتم، تا اینکه ایشان در پستی در صفحه تلگرامی خود خطالب به آقای صدیقی نوشتند: «تعبیر کلی "آشغال" در مورد معترضین، مشابه "خس و خاشاک" هزینه ساز است،  کلام غیردقیق، زمینه‌ساز فهم نادرست و بروز فتنه است».

بعد از دیدن این سخنان به سایت رادیو معارف رفتم و صوت کامل سخنرانی آیت الله صدیقی را در نماز جمعه را شنیدیم. برخلاف حرفی که آقای ضرغامی سعی کرده بود ذهن را به آن متبادر کند، ایت الله صدیقی در اکثر سخنان خود نه تنها مردم را مذمت نکردند بلکه مدام بر طبل حمایت از مردم کوبیدند. برخی از اظهارات آیت الله صدیقی د خطبه دوم نماز جمعه اینچنین است:  

"مسئله بعدی اعتنای به مردم است،تحویل گرفتن مردم است، اگر مطالباتی دارند بایدحرف و اعتراض و طلبشان را شنید. نه اینکه فقط بشنویم تمام بشود.باید عمل کنیم.اگر میتوانید به داد مردم برسید، اگر نمیتوانید وعده های الکی ندهید با مردم با صداقت سخن بگوید. حرف مردم رو بشنوید. قوه قضائه مردم رو ناراضی نکنند. قضات ما افراد شریف درونشان کم نیستند اما بعضی ها نیش زبان دارند. مردم را تحویل نمیگیرن. این ها خلاف رضای خدا است/ اغتشاشگران به بانک ها،مدارس علمیه وادارات دولتی و .. حمله بردند. این ها کار ملت نیست. این ها ضد مردمند و به دستور شیطان بزرگ است. مردم خیلی زود انزجار خودشون را نشان دادند و جدا کردن اغتشاشگران را از معترضین منصف و قانون مند.  ترامپ میگوید حکومت از مردم میترسد. مردم خودشون صاحب حکومت هستند. مردم صاحب انقلابند و حفاظت کردند. مردم خودشون دارند نگهداری میکنند. لذا هر جا خطری بوده خوده مردم سینه سپر کردند و اجتماعشان دریایی خلق کرد و همه اشغال های را شست و برد و انقلاب را قدم به قدم تسویه میکنند. و به تعبییر رهبری باید هزاران بار از مردم تشکر کنیم."

بر خلاف برخی ساده اندیشان ، آقای صدیقی اغتشاشگران را کاملا جدا از مردم قلمداد کرد و حتی معترضان را منصف و قانون مند نامیدند.

حتی در عبارتی تلویحا به برخی اغتشاشگران هم حق دادند و گفتند:« بیکاری ها قابل تحمل نیست، بیکاری بیماری است،بیکاری افسردگی است، افسردگی خشونت می آورد، و خشونت و پرخاش اغتشاش می آورد. باید از ریشه درست کرد مسئولین از کاخ ها شیشه ای باید بیرون باید بیایند.»

اگر این عبارات حمایت از مردم نیست پس چیست؟!

برایم سخت است ببینم فردی مانند اقای ضرقامی که باید بیش از همه سواد رسانه ایش بالا باشد، بدون شنیدن کامل متن سخنرانی ایت الله صدیقی، به دنبال اظهار نظر کانال ضد انقلابی آمد نیوز، بهانه ای  را ایجاد کند تا رسانه های بیگانه در این روزهایی که دستشان خالی است ؛روی ان موج سواری کنند و عبارت خس خاشاک را که در فتنه 88 مورد بهره برداری دشمن شد را زنده کنند و به عبارت آیت الله صدیقی گره بزنند.

و همینطور آقای زائری و دیگر دوستانی که گویا برای جذب حداکثری حاظر هستند بسیاری از حرف های خلاف واقع را با پز روشنفکری بیان کند.

پیشنهاد میکنم همه دوستانی که علیه آقای صدیقی آگاهانه یا ناآگاهانه خطا کردند.در متنی عذر خواهی کنند، هر چند این عذر خواهی در مقابل آبروی ریخته شده یک مومن شاید دردی را دوا نکند.


اینترنت ملی، شاید وقتی دیگر

محمد حسن عبدالصمد

آمد، بی‌آنکه خبر دهد، خیلی‌ها آن را مانند ورود ویدئو به ایران قلمداد کردند؛ مردم چیزی از آن نمی‌دانستند، همین که می‌توانستند عکس و فیلم با آن ارسال کنند احساس به روز بودن می‌کردند؛ آرام آرام‌اشخاص و خبرگزاری‌ها هم به آن پیوستند تا مبادا عقب بمانند.
 افرادی از همان ابتدای ورودش، هشدار دادند که این پیام رسان غیر بومی، خطرات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی امنیتی خواهد داشت، اما مسئولین به دلایل سیاسی و اقتصادی چشمشان را بر روی تمام خطرات بستند و با شعار «عصر ارتباطات»، مهر تائیدی زدند بر یکه تازی «تلگرام» در فضای مجازی ایران.
«تلگرام» همان پیام رسانی که هم اکنون 40 میلیون کاربر در ایران دارد. همان پیام رسانی که در آن هزاران کانال و گروه ضد خدا، ضد اسلام و ضد انقلاب هم فعالیت می‌کنند. شاید اگر حمایت مسئولان از این پیام رسان نبود، اکنون همین 40 میلیون کاربر، در پیام رسان‌های بومی مانند سروش و سلام و... عضو بودند.
وقتی به توصیه‌های 10 بندی رهبری خطاب به اعضای شورای عالی فضای مجازی عمل نشود، باید هم برای بستن یک کانال ضد انقلاب به یک اجنبی التماس کنیم تا شاید آن کانال را مسدود کند و بعد خوشحال باشیم که دیدید حرفمان را گوش دادند! و بعد دوباره همان کانال با نام دیگر ایجاد شود و شروع کند به جذب مخاطب!
رهبری در بند 6 حکم انتصاب اعضای شورای عالی فضای مجازی که در سال 94 ابلاغ شد نوشتند: «اهتمام ویژه به سالم‌سازی و حفظ امنیت همه‌جانبه فضای مجازی کشور و نیز حفظ حریم خصوصی آحاد جامعه و مقابله مؤثر با نفوذ و دست‌اندازی بیگانگان در این عرصه در دستور کار قرار بگیرد.»
اما دو سال از آن دستور می‌گذرد و حتی یک کودک دبستانی هم می‌داند که پیام رسان تلگرام که یک پیام رسان خارجی است، هیچ ضمانتی برای حفظ حریم خصوصی آحاد جامعه ندارد و به راحتی هزاران کانال و گروه ضد انقلاب در آن فعالیت می‌کنند.
به راستی اگر همین امروز کانالی در تلگرام عکس‌های شخصی و خانوادگی فلان وزیر را منتشر کند، آیا می‌توانیم این کانال را مسدود نمائیم! یا باز هم باید به پاول دوروف نامه بزنیم که جان مادرت این کانال را حذف کن و آن هم طاقچه بالا بگذارد و بگوید جز مصادیق مجرمانه نمی‌باشد!
چرا به مردم صادقانه گفته نمی‌شودکه وقتی ادمین کانالی در خارج از کشور باشد، ایران با وضعیت فعلی، هیچ قدرتی برای بستن یک کانال هم ندارد. چرا باید کلید فضای مجازی جمهوری اسلامی ایران در خارج از مرز‌ها و در دست یک اجنبی باشد؟!
اینکه وزیر ارتباطات، رئیس‌جمهور و اعضای حقیقی و حقوقی شورای عالی فضای مجازی و حتی رسانه‌ها نسبت به این اهمال کاری، سکوت کرده‌اند بسی جای تامل است.
اما عجیب است که وزیر ارتباطات به رغم محرز شدن اقدامات غیر اخلاقی، امنیتی و حقوقی کانال«آمد نیوز» در گذشته، تنها زمانی احساس خطر می‌کند و به پاول دوروف ایمیل می‌زند که آن کانال آموزش بمب دستی بدهد! گویا فحاشی به ارکان نظام، ریختن آبروی افراد با مدارک جعلی، تحریک افراد جامعه به کار شکنی، هیچ‌کدام خطری برای مسئولین و نظام محسوب نمی‌شود!
عده‌ای دیگر علت حمایت از تلگرام را ایجاد هزاران شغل عنوان می‌کنند. با نگاهی گذرا به کسب و کاری که در تلگرام ایجاد شده است می‌توان پی برد که بسیاری از این کسب کار مربوط به کانال‌های پر بازدیدی هست که عموما از راه تبلیغات کسب درآمد می‌کنند، آن هم تبلیغ کانالی دیگر، یعنی در واقع در مواقع زیادی نه جنسی فروخته می‌شود و نه جنسی گرفته می‌شود نه خدماتی ارائه می‌شود. از سوی دیگر بسیاری از کانال‌های موجود که مربوط به فروش اجناس است، عمدتا محل عرضه کالا‌های غیر ایرانی و قاچاق است که افرادی بدون دادن هیچ مالیاتی به فروش اجناس خود در آن می‌پردازند که این اقدام نیز مانع از فروش اجناس خاک خورده ایرانی می‌شود. بگذریم از اینکه تلگرام تبدیل شده است به فضای امن تبادل بسیاری از مواد مخدر و ترویج فساد و فحشا که جوانان این کشور را هدف قرار داده است حتی اگر فعالیت سالم اقتصادی در بستر تلگرام انجام می‌شده است به علت اهمیت موضوع امنیت و مصلحت کشور باید این ظرفیت در داخل و توسط پیام‌رسان‌های داخلی فراهم شود.
اما دلواپسان تلگرام طوری القا می‌کنند که گویی قرار است کسب وکار اینترنتی به طور کلی نابود شود، در حالی که هم اکنون بزرگترین گردش مالی در سایت‌های اینترنتی نه در بستر تلگرام، بلکه در بستر تارنماهای اینترنتی صورت می‌گیرد و افراد می‌توانند از بستر پیام رسان‌های داخلی و بومی تبلیغات خود در شبکه‌های اجتماعی را ادامه دهند.
حال باید دید که با این همه کار شکنی در بستر فضای مجازی و به خصوص «تلگرام»، آیا می‌توان از مسئولین مربوطه انتظار داشت که با صداقت با مردم سخن بگویند و شبکه ملی اطلاعات که کمترین فایده‌اش، اینترنت ارزان، پرسرعت و امن خواهد بود را راه‌اندازی کنند؟!
نکته مهم دیگر اینکه با اقبال زیاد مردم به پیام‌رسان‌های داخلی طی روزهای اخیر نباید این فرصت طلایی از دست برود و دولت باید ضمن حمایت از گسترش، تجهیز و تقویت این پیام‌رسان‌های داخلی برای همیشه برای رعایت مصالح امنیتی و فرهنگی کشور از گسترده شدن بی‌ضابطه و خطرناک پیام‌رسان‌های آتش بیار خارجی جلوگیری کند.

همین مطلب در روزنامه کیهان
pdf

ضرورت لبخند و تفریح سالم در کلام رهبری

| يكشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۰ ق.ظ | ۰ نظر

علت تلاش برخی برای خشن نشان دادن چهره اقشار مذهبی چیست؟

 
 وقتی غرب متوجه شد که موج اسلام گرایی حتی به اروپا و آمریکا رسیده دست به کار شد و نوزادی را تربیت کرد تا چهره‌ای دروغین از اسلام را به نمایش بگذارد. اسم این نوزاد «داعش» بود. داعشی که ماموریت داشت مسلمانان را افرادی جنگ‌طلب و خشن جلوه دهد. علاوه‌بر ماموریت داعش، دستگاه‌های تبلیغاتی هم سال هاست تمام قدرت خود را برای تخریب اسلام ناب محمدی به کار گرفته و متاسفانه عده‌ای هم در داخل کشور به منظور سوق دادن کشور به سمت غرب گرایی، خشن نشان دادن چهره امت حزب‌الله را در دستور کار خود قرار داده‌اند. به لطف رشادت و مقاومت رزمندگان اسلام، پرونده داعش در سوریه و عراق بسته شد. اما تفکر مسموم داعش و حامیانش همچنان ادامه دارد. شاید یکی از برگ‌های برنده رشد تفکر داعش، عدم تبلیغات مناسب برای ترویج اسلام ناب محمدی باشد. اسلامی که « اَشِدّآءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَمآءُ بَینَهُم» است. اسلامی که بیش از هر آیینی انسان را به زندگی شاد و سالم سوق می‌دهد.
چه خوب است در ماه پر برکت ربیع، نگاهی بیاندازیم به بیانات کمتر شنیده شده رهبر انقلاب، که چه زیبا، لبخند و تفریح سالم را جزئی از ضرورت زندگی هر مسلمانی می‌دانند.
چهره‌ها باید شاد باشد
«یکی از مقوله‌های بسیار مهم و یقیناً یکی از ضرورت‌های جامعه، لبخند است. لبخند یکی از نیازهای زندگی انسان است. زندگىِ بی‌شادی و بی‌لبخند، زندگی دوزخی است. زندگی بهشتی، زندگی با لبخند است. حضرت علی(ع) فرمود: «المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه»؛ اگر غصه‌ای دارید، باید در دلتان نگه دارید؛ مؤمن این‌طوری است. لبخند و شادی مؤمن در چهره‌ اوست. اصلاً چهره‌ها باید شاد باشد. اگر با چهره‌ خودتان می‌توانید به جامعه شادی بدهید، باید این کار را بکنید. شادی لازم است و باید آن را برای مردم تأمین کرد.»
(بیانات رهبری در دیدار با مسئولین صدا و سیما 11/09/83)
جهنم شدن زندگی درصورت نبودن تفریح سالم
«راجع به موضوع تفریحات، چیزی که می‌توانم بگویم این است که موضوعی بسیار مهم و اساسی است. اگر چه در جامعه، خیلی‌ها هستند که ممکن است آن را جدی نگیرند و فکر کنند که یک زندگی جامد و خشک و بی‌انعطاف و بی‌لبخند، می‌تواند زندگی موفقی باشد. اما چنین نیست. اگر در زندگی تفریح سالم نباشد؛ اگر آن لبخند طبیعی که ناشی از نشاط است بر لب انسان ننشیند، زندگی برخود انسان و بر معاشران او، جهنم خواهد شد. مادیات، مقدمه‌ زندگی خوبند؛ و تفریح، عنصر اساسی زندگی خوب است. فرض کنیم کسی در آمدهای مالی بسیار کلانی داشته باشد، اما در زندگی دل خوشی نداشته باشد. این، زندگی نیست که دارد! تفریح، از باب تفعیل است؛ یعنی فرح آوردن؛ یعنی ایجاد فرح. اگر فرح و شادمانی در انسانی نباشد، ولو خیلی هم در آمد داشته باشد؛ مقام بسیار عالی داشته باشد یا نفوذ اجتماعی داشته باشد، این اصلاً برای او زندگی نیست و حتی نمی‌شود با او زندگی کرد.»
(بیانات در دیدار گروه «ورزش و سرگرمى» صدا ۰۱/10/71)
لبخند بهتر از دارو
«گاهى یک لبخند شما (پرستاران)، از دارو و درمانى که براى این بیمار به کار می‌رود، ارزشش بیشتر است، اثرش بیشتر است. بیمار دچار آشفتگى است، دچار ناراحتى است - بخصوص بیماران سخت - کمک به او، فقط کمک به جسم او نیست؛ جسم او را با دارو و درمان و تزریق و تدابیر پزشکى بایستى علاج کرد؛ اما روح او با محبت، با لطف، با نوازش، با مهربانى درمان می‌شود. گاهى این درمان روحى، حتّى جاى درمان جسمى را هم می‌گیرد؛ این، هم علمى است، هم به تجربه ثابت شده است که شادى روح انسان، شادى عصبى و احساسى انسان، بر روى جسم او تأثیر مثبت می‌گذارد.»
(بیانات در دیدار گروه کثیری از پرستاران نمونه کشور01/02/89)
غلط بودن تصوّر چهره‌ اخمو و بداخلاق از اسلام
«تفریح، یک کار اسلامی است. من قبول ندارم کسی چهره‌ اسلام را یک چهره‌ خشمگین و اخمو و بد اخلاق تصور کند. به‌هیچ‌ وجه، اسلام این نیست. چهره‌ اسلام، چهره‌ یک انسان جدی است؛ یک انسان متین. یک چهره‌ جدی و متین را شما تصور کنید! این، چهره‌ اسلام است. یک چهره‌ جدی، در هر جای زندگی، آن کار بایسته را انجام می‌دهد. یک جا باید شادمانی کرد؛ یک جا باید تلخی نشان داد؛ یک جا انسان با دشمن روبه‌روست؛ یک جا با غریبه روبه‌روست؛ یک جا با خودی روبه روست و یک جا با یک مشتاق و دوست رو به روست. اینها با هم فرق می‌کند. یک انسان متین، چهره‌اش همه جا یکسان نیست. آن‌جا که با یک دشمن روبه‌روست، طبیعی است که چهره‌ دیگری خواهد داشت. آن‌جا که با یک انسان غریبه رو به روست - که دشمن هم نیست، اما غریبه است - یک‌طور روبه‌رو می‌شود، و با یک دوست و محبوب و عزیز و نزدیک و دلسوز، یک طور دیگر روبه رو می‌شود. اسلام این‌گونه است و هر جایی یک برخورد دارد.»
(بیانات در دیدار گروه «ورزش و سرگرمى» صدا ۰۱/۱۰/۱۳۷۱)
شاد بودن محیط زندگی در زمان پیغمبر(ص)
«محیط زندگی پیغمبر، محیط شادی هم بود؛ با افراد شوخی می‌کرد، مسابقه می‌گذاشت و خودش هم در آن شرکت می‌کرد. آن مردمی که ده سال با او زندگی کردند، روزبه‌روز محبت پیغمبر و اعتقاد به او در دل‌هایشان عمیق‌تر شد. وقتی در فتح مکه، ابوسفیان مخفیانه و با حمایت عبّاس - عموی پیغمبر - به اردوگاه آن حضرت آمد تا امان بگیرد، صبح دید که پیغمبر وضو می‌گیرد و مردم اطراف آن حضرت جمع شده‌اند تا قطرات آبی را که از صورت و دست ایشان می‌چکد، از یکدیگر بربایند! گفت: من کسری و قیصر - این پادشاهان بزرگ و مقتدر دنیا - را دیده‌ام؛ اما چنین عزّتی را در آنها ندیده‌ام.»
(بیانات در خطبه‌های نماز جمعه‌ تهران ‌۲۸/۰۲/۱۳۸۰)
سعی دشمن در وارد کردن تفریح‌های منحرف در کشور
«درس خواندن، پاکدامنی و پرهیزِ از سرگرمی‌های عاطل و باطل، جزو وظایف جوان‌هاست. البته من با سرگرمی و تفریح و شادی جوان‌ها خیلی موافقم؛ اما بعضی از سرگرمی‌ها و تفریح‌های منحرف را دشمن به قصد غافل کردن ما و جوانان عمداً وارد جامعه‌ ما می‌کند. این، مخصوص جامعه‌ ما نیست؛ در خیلی جاهای دیگر هم این کار را می‌کنند. در یکی دو سال گذشته خبرهای متعددی داشتیم که در کشورهای مختلف آسیایی - مثل مالزی و چین و... - و حتّی کشورهای اروپایی، سی‌دی‌هایی که به صورت قاچاق وارد کشورشان شده بود و آنها برای جوان‌ها گمراه‌کننده و مضر تشخیص داده بودند، جمع‌آوری و منهدم کردند. در واقع با این سی‌دی‌ها مثل مواد مخدر - که دوروبر اینها گشتن، برای جوان‌ها گناه است - برخورد کردند. کسانی هم که این محصولات را قاچاق می‌کنند، غالباً صهیونیست‌های خبیث هستند؛ اینها عامل گمراهی و فساد جوان‌ها در خیلی از کشورها، بخصوص در کشورهای اسلامی، و به‌طور ویژه در ایران هستند. چرا؟ چون از آینده ایران می‌ترسند.»
(بیانات‌ در دیدار جمعی از اعضای انجمن‌‌های اسلامی دانش‌آموزان‌ 24/12/83)
ساخت برنامه تفریحی برای مردم عبادت است
«در چهره‌ اسلام، تفریح و ادخال سرور - دیگران را مسرور کردن، خشنود کردن، خوشحال کردن، شاد کردن و امیدوار کردن - جای بسیار حساسی دارد. بنابراین، شما همین‌طور که یک کار تفریحی را انجام می‌دهید، یک نمایش اجرا می‌کنید، یک ماجرای طنزآمیز را بیان می‌کنید، یک شعر اجرا می‌کنید و می‌خوانید یا یک مسابقه اجرا می‌کنید، در همان حال احساس کنید که یک عبادت انجام می‌دهید. حقیقتاً همین است. این یک واقعیت است. احساس کنید که بخشی از آن مجموعه‌ای را که زندگی اسلامی برای انسان‌ها در نظر گرفته، متعهد می‌شوید و انجام می‌دهید.»
(بیانات در دیدار گروه «ورزش و سرگرمى» صدا۰۱/۱۰/۱۳۷۱)
چند شاخصه از الزامات برنامه‌های تفریحی در کلام رهبر انقلاب
1.برنامه‌های تلویزیون باید شاد باشد
««نباید نمایشنامه‌هایی پخش کنید که فضای زندگی را تلخ می‌کند. ایجاد نگرانی، اضطراب و دلهره، لزومی ندارد... ما متأسفانه در صدا و سیما - بخصوص بیشتر سیما - از این چیزها زیاد داریم. تلویزیون را باز می‌کنیم، می‌بینیم دعوای خانوادگی است و دو نفر دعوا می‌کنند. شما در خانه‌تان هم که نشسته باشید، اگر از خانه‌ همسایه‌تان صدای دعوا بیاید، ناراحت نمی‌شوید؟ مگر آدم دعوا را خودش باید راه بیندازد یا جلوی چشم خود انسان باشد تا ناراحت شود؟ فیلم، طبیعتش این است که انسان را در فضای حادثه ببرد؛ والّا فیلم نیست. وقتی انسان می‌رود در آن فضا، می‌بیند این فضا، فضای دعواست؛ فضای جنگ و جدل است و زن و شوهر با هم دعوا می‌کنند. این را چرا منتقل می‌کنید؟... از هر چیزی که مأیوس‌کننده است، باید به کلی پرهیز شود. برنامه‌ها باید شاد باشد. شادی را، فرح را و سرور را، اصل قرار دهید. هر پیامی هم که می‌خواهید بدهید، در لابه‌لای این شادی بیاید. چرا پیام‌ها در لابه لای موضوعی ناامید‌کننده باشد؟»
(بیانات در دیدار گروه «ورزش و سرگرمى» صدا 01/10/1371)
 2.هدف خنداندن نیست، خنده باید آسایش و آرامش را همراه داشته باشد
«این نکته‌ بسیار مهمی است که اصلاً از تفریح مقصودمان چیست؟ شما انسان‌های برگزیده‌ای هستید. آن‌جا ننشسته‌اید که فقط مردم را بخندانید. فقط خنده که نیست. مقصود این است که این خنده، آسایش به روح بدهد و آرامشی ببخشد. همان‌طور که گفتیم، جامعه مثل کارخانه‌ عظیمی که از فولاد درست شده و یک میلیون قطعه فولاد را حرکت می‌دهد؛ سایش دارد، استهلاک دارد، لذا گاهی مقداری روغن لطیف و خوشرنگ، تمام سایش‌ها را از بین می‌برد و کار، تندتر، روان‌تر و بهتر انجام می‌گیرد. تفریح، چنین نقشی دارد و باید به حرکت کلی جامعه کمک کند. شما باید با برنامه‌های تفریحی‌تان، امید ببخشید. اگر مجموعه‌ کار شما، از اول تا آخر ناامید‌کننده باشد، از ارزش ساقط خواهد شد؛ یعنی همه‌ آنچه که انجام شده، هیچ می‌شود. مثل این‌که شما با بهترین ابزارهای نقاشی، یک تابلو بد بکشید. ما باید کاری کنیم که در دل مردم، نور امید بدرخشد. انتقاد و طنز، همه‌اش خوب است؛ تا این حد اثر دارد و شما می‌توانید کار را به این شکل هدایت کنید. باید امید ایجاد شود و نور امید در دل‌ها بدرخشد...»
 (بیانات در دیدار گروه «ورزش و سرگرمى» صدا 01/10/71)
3.پرهیز از ابتذال برای شادی دادن به مردم
«شادی لازم است و باید آن را برای مردم تأمین کرد؛ منتها این کار برنامه‌ریزی می‌خواهد... مراقب باشید شادی در مردم با لودگی و ابتذال و بی‌بند و باری همراه نشود؛ از این طریق به مردم شادی داده نشود. همه‌جور می‌شود به مردم شادی داد؛ از نوع صحیح آن شادی داده شود. گاهی اوقات یک لطیفه یا یک تعبیرِ به‌جا مخاطب را شاد و خوشحال می‌کند؛ گاهی هم ممکن است یک آدم لوده با ده جور ادا درآوردن، نتواند آن‌طور شادی را ایجاد کند. شادی کردن و شادی دادن به مردم، به‌معنای لودگی نیست... طنز فاخر و برجسته، یکی از هنرهاست. طنز، هنر خیلی بزرگی است... طنازهای واقعی را تقویت کنید، پرورش دهید و کمک کنید تا طنز بیاورند. طنز، یعنی مطلب مهمِ جدی که با زبان شوخی بیان می‌شود؛ محتوا و معنایی در آن هست، منتها به زبان شوخی.»
(بیانات در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما‌‌ 11/09/83)
با نگاهی گذرا به بیانات رهبری درمی‌یابیم، که برای ایجاد «تمدن نوین اسلامی»، می‌بایست به تمامی توصیه‌های امامان و پیشوایان معصوم«ع» عمل نمائیم، که یکی از فرامین مهم آن ضرورت زندگی سالم و شاد است.

گردآورنده: حسن عبدالصمد


همین مطلب در  روزنامه کیهان

هشدار به گروه های فامیلی

| دوشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۱۷ ق.ظ | ۰ نظر


هشدار به گروه های فامیلی

این روزها گروه های فامیلی هم زیاد شده است. عمو،خاله ، دایی و زندایی و حتی خواهرها و بردار ها همگی یک گروه زده اند به نام گروه فامیلی و در آن هر مطلبی که خوششان بیاید برای دیگری به اشتراک می گذارند و هر از چند گاهی هم از حال یکدیگر میپرسند.
در نگاه اول با خود میگوییم که خدا پدر و مادر این تکلونوژی را بیامرزد که باعث شد حداقل از راه دور از احوال برادر و یا خواهر خودم با خبر شوم و حتی فیلم و عکسش هم بتوانم به صورت آنلاین ببینم و الا ما شاید روزها و حتی ماه ها از هم بی خبر بودیم.

 اما با نگاهی عمیق و دقیق تر به یک واقعیت تلخ پی میبریم.این دیدار ها و حال احوال های مجازی ما را راضی میکند.یعنی وقتی من در تلگرام به برادر و یا خواهر خودم حال احوال میکنم با خودم میگویم خوب من چه برادر با معرفتی هستم و ما چقدر رابطه یمان  با هم خوب شده است.و دیگر نیازضروری به دیدار حضوری نمیبینم.

خودتان قضاوت کنید در این همه گروه های دوستان و اشنایان چقدر به عالم مجاز عادت کرده ایم و حتی ان را به نوعی صله رحم حساب می آوریم.

کلاهمان را قاضی کنیم.آیا دیدن چهره خواهربا چشمان واقعی، فشردن دست برادر، در آغوش گرفتن عمو، حال و احوال و شوخی های دایی و خاله در عالم واقع مزه اش با عالم مجاز چقدر تفاوت دارد.ایا استیکر های بوسه،قربانت بروم، میتواند جای بوسیدن و بوییدن کودکان فامیل را بگیرد؟

میترسم اگر بدون اندیشه همین راه را ادامه دهیم پس فردا، ازدواج هایمان هم مجازی باشد،تفریح و گردش هامان هم مجازی باشد. درس خواندن هایمان هم مجازی شود، حتی اقواممان هم به صورت آنلاین و مجازی در تشییع جنازیمان شرکت کنند و استیکر خدا رحمت کند را حواله گوشی موبایلمان کنند. گویی دارند به اسم عصر ارتباطات دارند ارتباطات انسانی را ذبح میکنند و ما هم مشتاقانه خودمان را زیر تیغ به ظاهر شیرین تکلونوژی برده ایم. و حتی از این ذبح شدن هم سلفی میگیریم...

گروه های فایمیلی و چت با دوستان و آشنایان بد نیست بلکه در مواردی خوب است، اما حواسممان باشد راضیمان نکند.

کدام نامزدهای ریاست جمهوری دروغ میگویند؟

| چهارشنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۶، ۰۳:۴۲ ب.ظ | ۱ نظر
کدام نامزدهای ریاست جمهوری دروغ می گویند؟

کدام نامزدهای ریاست جمهوری دروغ میگویند؟

 با نزدیک شدن دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری و ثبت نام نامزدهای انتخاباتی، این سوال مهم مطرح می شود که با توجه به اینکه همه نامزدهای انتخاباتی خود را مدعی خدمتگزاری می‌دانند، براستی کدامیک از نامزدها به دنبال خدمتگزاری هستند؟ چه معیار و سنجشی برای مردم وجود دارد که متوجه شوند تا کدام نامزد راست و کدامیک دروغ می‌گویند؟

همچنین باید اذعان داشت که متأسفانه روند فعلی جریانات حزبی در ایران باعث شده است، تا طرفداران یک حزب با علم به اینکه کاندیدای جبهه مقابل از کارآمدی بیشتری برخوردار است، صرفاً به علت علاقه به هم حزبی خود و انزجار از حزب مقابل، حاظر هستند چشم خود را بر روی حقیقت ببندند.

از طرفی دیگر در عصر جدید، یکی از معیار های شناخت افراد و احزاب "رسانه ها" هستند که با این وجود هر فردی بسته به مصرف رسانه های خود، حب و بغض خود از افراد را از طریق القاهای رسانه انتخاب می‌نماید. بنابراین اگر فردی آگاهانه یا نااگاهانه عضو کانال های مخالف فلان حزبی باشد، فارغ از با خبر شدن از دیگر اتفاقات، نسبت با آن حزب موضع گیری می‌نماید.

بدین ترتیب باید اعتراف نمود که شناخت سره از ناسره و شناخت کاندیدای اصلح امری دشوار برای عام خواهد بود.

در ادامه به منظور تسهیل در انتخاب فرد اصلح برای تصدی‌گری ریاست جمهوری، معیارهای زیر برای شناخت نامزدهای انتخاباتی  ه کدامیک به دنبال قدرت هستند و کدامیک برای خدمت پا در این عرصه گذاشته اند، پیشنهاد می‌گردد:

 

برهم زدن بازی در صورت شکست

بدون شک فردی که به دنبال خدمت است در اولین گام باید خود را پایبند به قانون بداند. برای نمونه اگر نامزدی متوجه شود که به هر دلیلی رد صلاحیت شده است .و یا فردی بعد از رای گیری متوجه شود که به عنوان کاندیدای منتخب مردم انتخاب نشده است، بازی را بر هم بزند و با فرافکنی و خدشه با قوانین، به قانون تمکین نکند، بدون تردید این فرد با هدف کسب قدرت و نه خدمت پا به عرصه میدان انتخابات گذاشته است.

 

ترجیح مسائل حزبی

یکی دیگر از معیارهای کاندیدای شیفته قدرت آن است که این فرد چه در نطق های انتخاباتی و چه در میدان عمل اهداف و تفکرات حزب خود را مطرح می‌نماید. برای نمونه فردی که در مناظرات و نطق های انتخاباتی خود به جای ارائه برنامه، مدام جناح مقابل را تخریب می‌کند و منافع حزبی خود را مطرح می‌نماید شایسته تصدی گری ریاست جمهوری نمی‌باشد.

 

سابقه اجرایی

بهترین معیار برای شناخت افراد، نگاهی به عملکرد اجرایی آنان در پست های ادوار گذشته است، هر چند آن پست کوچک باشد. سوال این است که ً مدیری که حتی نمی‌تواند فساد در دفتر و یا رسانه های وابسته به خود را مدیریت کند، چگونه می‌تواند در پست ریاست جمهوری خدمت کند؟ و یا در مقابل اگر فردی در دوران خدمت خود، رضایتمندی مردم و کارکنان خود را کسب کرده باشد، میتواند گزینه خوبی برای ریاست جمهوری باشد.

 

سابقه اخلاقی

با نگاهی به اظهار نظرهای افراد در قبال چهره های مخالف خود و لحن و ادبیات آنها، می‌تواند به میزان سعه صدر، تقوا و انصاف آنها پی برد. نامزدی که پیش از این منتقدان و مخالفان خود را با ادبیات تند خطاب کرده است و با اتهام زنی سعی در فرافکنی داشته است نمی‌تواند گزینه مناسبی برای تصدی گری ریاست جمهوری باشد.

 

شعارهای عام پسند و دهن پر کن

هر گاه در ایام انتخابات شنیده شد که فلان نامزد وعده هایی مانند" رفع مشکل اقتصادی در 100 روز، آزادی بیان، حفظ کرامت زنان و.. می‌دهد، در عملی شدن و اصلح بودن این کاندیدا باید شک نمود چرا که وعده های به اصطلاح رای جمع کن و پوپولیستی یکی از شگرد های نامزدهای ناکارآمد در ایام انتخابات است.

 

نگاه به گفتمان های قبلی

با اندک جستجویی در خبرگزاری و سایت های خبری می‌توان با ارجاع به  تجمیع اظهار نظر، رفتار و گفتار نامزدهای انتخاباتی گفتمان آنها را شناسایی کرد. برای نمونه عملکرد نامزدی که در طول 5 سال گذشته ارتباط با غرب ویا افزایش واردات را یک افتخار برای خود تلقی می‌کند با فردی که به تمرکز بر نیرو و توان تولید داخلی تکیه می‌کند زمین تا آسمان متفاوت است.

 

در مجموع باید گفت که بعد از اعلام رسمی کاندیدای تائید شده توسط شورای نگهبان و شروع مناظرات و مستند های تبلیغاتی، این 6 معایر ذکر شده می‌تواند به عنوان سنجشی برای شناخت کاندیدای اصلح مورد ارزیابی قرار گیرد.

داستان 2/ تقدیر مسجد از قبول شدگان کنکور

| چهارشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۵۷ ب.ظ | ۰ نظر


داستان دوم:

تقدیرمسجد از قبول شدگان کنکور

استرس داشتم، قرار بود تا یکساعت دیگه جواب کنکور در سایت زده بشه.برای اعلام نتایج کنکور لحظه شماری می کردم.تا یکساعت دیگه نتایج اعلام می شد.  بالاخره ساعت 12 رسید و من دقیقا همون انتخاب اولم یعنی دانشگاه تهران رشته حقوق قبول شده بودم.

از خوشحالی میخواستم جیغ بکشم. تلفن همراهم رو برداشتم و به دوستام پیام دادم که بالاخره قبول شدم.

از خوشحالی شب نتونستم بخوابم. مدام دوست داشتم همه از من بپرسند که نتیجه کنکورت چی شده و من هم با افتخار بگم حقوق تهران قبول شدم.

فردا بعد از ظهر با صدای زنگ منزلمون بیدار شدم، به سمت در رفتم دو جوان دم در بودند.

سلام بفرمائید:

-سلام ما از طرف مسجد محلتون خدمت رسیدیم راستش دیروز جواب کنکور اومده بود. می خواستیم ببینیم شما شرکت کرده بودید؟

بله شرکت کرده بودم چطور مگه؟ اتفاقا دانشگاه تهران رشته حقوق قبول شدم

خوب چه خوب: بهتون تبریک میگم. از طرف مسجد یه برنامه ای برای افرلادی که در محل ما کنکور دانشگاه یا حوزه هست برگزار میشه که قراره ازشون تقدیر هم بشه.میتونید همراه با خانواده تشریف بیارید

چه جالب، گفتید از طرف مسجد؟

بله این هم کارت دعوت خدمت شما. راستی تو دوستان و همسایه هاتون کسی رو میشناسی که تو دانشگاه یا حوزه قبول شده باشه؟

آره می شناسم همین همسایه بغلیمون پسرش قبول شده. دو تا کوچه بالاتر هم سعید یکی از همکلاسی هامه اون هم قوبل شده

خوب چه خوب لطف میکنی آدرس دقیقش رو بدی؟

چرا که نه ......

به خانه که برمی گردم. مادرم می گوید علی کی بود دم در؟

علی: از طرف مسجد اومده بودن یه برنامه ای برای ما گذاشتن.

مادر: از طرف مسجد! چه برنامه ای؟

این هاش این هم کارت دعوتشه

بخون برام دستم خیسه

نوشته

بسمه تعالی

پیامبر (ص) دانش اگر در ثریا هم باشد مردانی از ایران زمین به آن دست پیدا خواهند کرد.

با سلام خدمت جوان پر تلاش و با ایمان جناب آقای/سرکار خانم.......................

موفقیت شما در آزمون سراسری سال 94 تبریک گفته و از شما دعوت میشود که به همراه خانواده در مراسم جشن میلاد امام حسین(ع) شرکت نموده

سین برنامه:

قرائت قرآن

پخش نماهنگ و کلیپ

سخنرانی

سرود و مولودی خوانی

مسابقه و اهدای جوایز

تقدیر و اهدای هدیه به قبول شدگان در کنکور

 

یک هفته بعد:

حیاط مسجد پر از صندلی شده است  جوان ها جلو والدین انها انتهای حیاط مسجد نشسته اند. در ابتدای با قرائت قرآن مراسم آغاز میشود بعد کلیپی از شهدای دانشجو پخش می شود. بعد از آن سخنرانی به روی سن میآید و سخنان زیبایی را در رابطه با جوانان و دانشجو ها می گوید. و در انتها هم ضمن پذیرایی اسامی جوانان قبول شده در کنکور یکی به یک خوانده می شود تا به بالای سن بیایند و هدیه و لوح تقدیری را از دست امام جماعت دریافت کنند.

 

توضیحات:

هر فردی که در دانشگاه یا حوزه قبول میشود ذوق شوق بسیار زیادی دارد. چه خوب است که مسجد پیشتاز تبریک و تشویق این جوانان باشد. به صورتی که شاید جوانی که شاید تا کنون هیچ ارتباطی با مسجد هم نداشته است وقتی متوجه شود که مسجد برای او کارت تبریک فرستاده است تا از تقدیر شود مطمئناً بسیار خوشحال می شود و در این مراسم شرکت می کند.

در واقع این اقدام مسجد به نوعی هویت سازی به جوان است که در این برهه از زمان(یعنی مطلع شدن از قبولی در دانشگاه)  نیازبسیار زیادی به این هویت دارد. به یقین فضا و یا هر فردی اگر این هویت را به آن جوان بدهد، آن جوان بسیار خوشحال می شود و ارتباط بسیار زیادی با فرد یا فضایی که به او هویت داده است برقرار می کند.

در واقع این اقدام مسجد به نوعی هویت دهی به جوانان محل است که به معنایی به جوان می گوید که تو دیگر بزرگ شده ای و برای مسجد و محل افتخار آفرین شدی و ما به عنوان مسجد تلاش تو را دیده ایم و سپاس گذار تلاشت هستیم.

مطمئن باشیم که این اقدام باعث میشود که آن جوان دید بسیار زیبایی به مسجد محل پیدا کند و اگر روزی به مدارج علمی رسید بداند که مسجد جزئی از موفقیت او برای انگیزه بیشتر بوده است.

چه خوب است که در حین اجرای این مراسم برگه هایی برای عضویت خادمین افتخاری مسجد در نظر گرفته شود و جوانان با پر کردن ان علائق و استعداد های و زمینه همکاری خود با مسجد را بیان کند که در این صورت مسجد با بانک اطلاعاتی که از این جوانان در اختیار دارد میتواند از استعداد های این جوان در برنامه های مختلف آموزشی فرهنگی و هنری مسجد استفاده نماید. 

داستان1/هدیه ای که ما را مسجدی کرد

| شنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۵، ۰۳:۱۴ ب.ظ | ۰ نظر


داستان اول: هدیه ای که ما را مسجدی کرد

تازه ازدواج کرده بودیم .مثل همه تازه عروس ها در ابتدای زندگی مشترک کارهامون حساب و کتاب نداشت؛ خیلی دوست داشتیم که زندگیمون دیگه از حالت مجردی بیاد بیرون و دیگران با ما طوری برخورد کنند که یعنی دیگه ما بزرگ شدیم.

شوهرم وقتی از محل کار به خانه می آمد، برایش چای و شربت آماده می کردم تا گلویی تازه کند بعد از کمی صحبت پای تلویزیون می نشستیم و سریال می دیدیم.

بعد از یک هفته این روال برایمان عادی و تکراری شده بود. تفریحاتی مثل پارک و سینما و رستوران هم هفته پیش رفته بودیم و از طرفی پول کافی هم برای مسافرت نداشتیم.حوصله مان سر رفته بود.

تا اینکه صدای زنگ خانه مان آمد. منتظر کسی نبودیم. آیفون را برداشتم:

بفرمائید:

سلام علیکم. منزل آقای نوروزی

بله امری داشتید؟

 من امام جماعت مسجد محل هستم شنیدیم که شما به تازگی منزلتان را به این اینجا آورده اید به همراه اهالی مسجد اومدیم ازدواجتون رو بهتون تبریک بگیم.

ممنونم.بفرمائید داخل

نه اسباب زحمت نمیشیم. اگر تشریف بیارید دم در یک هدیه ای از طرف مسجد خدمتتون تقدیم کنیم.

این چه حرفیه حاج آقا بفرمائید بالا

حاج آقا و 5 نفر از اهالی مسجد با یک دسته گل شرینی و کادویی وارد خانه مان شدند. برخورد بسیار خوب و صمیمی با ما داشتند.

حاج آقا بعد از احوال پرسی چند روایت  از اهمیت وثواب ازدواج گفت و بعد از خوردن چای و گرفتن شماره تلفنمان منزل ما را ترک کردند.

بعد از رفتن آنها به سرعت به سمت کادویی که از طرف مسجد برایمان آورده بودن رفتیم؛ کاغذ کادو را که باز کردم چشمم به چهار جلد کتاب زیبا افتاد: قرآن، نهج البلاغه ،صحیفه سجادیه و کتابی پیرامون ازدواج در کنارش هم یک قابی بود که نام حضرت علی و حضرت زهرا در آن نقش بسته بود و در انتها هم پاکت پولی بود که 50 هزار تومان داخلش گذاشته بودند.

اصلا انتظار این لطف و محبت را از مسجد نداشتیم.خیلی خوشحال بودیم که اولین مهمان های ما هم افرادی مومن بودند.

صدای اذان آمد.نا خود آگاه من و همسرم به یکدیگر نگاه کردیم که یعنی پاشیم آماده شیم بریم مسجد.

از اون روز تا الان 15 سال میگذره و من و همسرم وفرزندانم اکثر نماز هامون رو تو مسجد میخونیم و به فعالیت های فرهنگی هنری مسجد مشغول شدیم.

------------

امام خامنه ای:

«مساجد باید مَدرَسِ تفسیر و حدیث و منبرِ معارف اجتماعی و سیاسی و کانون موعظه و پرورش اخلاق باشد. زمزمه‌ی محبت متولیان و مدیران و امنای مساجد، باید دلهای پاک جوانان را مجذوب و مشتاق کند. حضور جوانان و روحیه‌های بسیجی باید محیط مسجد را زنده و پرنشاط و آینده‌پو و لبریز از امید سازد. میان مسجد و مراکز آموزشی در هر محل، همکاری و پیوند تعریف شده و شایسته‌‌ای برقرار گردد. چه نیکوست که دانش آموزان برجسته و ممتاز در هر محل، در مسجد و در برابر چشم مردم و از سوی امام جماعت، تشویق شوند. مسجد باید رابطه‌ی خود را با جوانانی که ازدواج میکنند، با کسانی که به موفقیتهای علمی و اجتماعی و هنری و ورزشی دست می‌یابند، با صاحب همّتانی که کمک به دیگران را وجهه‌ی همت میسازند، با غمدیدگانی که غمگساری می‌جویند، و حتی با نوزادانی که متولد میشوند، برقرار و مستحکم کند. مسجد باید در هر منطقه و محل؛ مأمن و مایه‌ی خیر و برکت باشد و به طریق اولی، وسیله‌ی زحمت و آزار مجاوران نگردد.»

پیام رهبری به نوزدهیمن اجلاس سراسری نماز 18/07/89

 

چرا اصل ولایت فقیه

| شنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۲۴ ق.ظ | ۰ نظر

بعضیا فکر می کنن کار ولی فقیه،آوردن نان ،آنهم به موقع ،آنهم به قیمت مناسب و ارزان بر سر سفره مردم است،یعنی وقتی قیمت سیب زمینی و پیاز و تنقلات شکمی،درست و به قاعده باشد،کار ولی فقیه هم درست است و اگر خدای نکرده ،زبانم لال کم و کسری بود .......!!!

البته نمی گویم فایده و اثر ولی فقیه این نیست... اما وظیفه و هدف و غایت آن،نه.

«مثل این است که کسی بگوید می خواهم بروم شمال کنار دریا ،در مسیرش هم چایخانه می ایستد وچای می نوشد ،هم از مناظر زیبای اطراف جاده لذت می برد و هم کباب برگ اعلا نوش جان می کند،اینها همه از فواید سفر به شمالند اما هدف ،کنار دریا و لذت بردن از آبی بیکران دریاست»

 

این را هم بگویم، وقتی وظیفه و رسالت ولی فقیه را نان و آب تعریف کردید،دیگر لازم نیست برای آوردن آب و نان ،فقیه باشد،شجاع باشد،مدیر و مدبر باشد،خداترس باشد،کافی است یکی باشد مثل اوباما،از لجنزار خون و قطعه قطعه مردم بی گناه عراق و لیبی وسوریه برایتان نفت و منافع بدست می آورد،نانتان به جا،خانه هاتان به جا و همه چیز خوش و خرم.

اما وظیفه و کارکرد ولی فقیه چیست! که اگر آن انجام شود هم نان،هم آب  و هم همه چیز با عزت و پاک و حلال و طیب، نصیب مردم می شود،مردم نه تنها نان دارند ،نام هم دارند، چون زیر پرچم ولایت آنچه می دهند ،همه چیز است با قید غیرت.

کار ولی فقیه در یک کلام رشد است،رشد سیاستمداران،رشد مردم،رشد نانوا،رشد راننده،رشد منابع مادی و معنوی.

. اگر کارش رشد نبود هیچ وقت با بعضی افکار کودکانه بعضی مردم ، که میخواهند کودک بمانند درگیر نبود،هیچ وقت در کوچه های کوفه مورد بی مهری و بی سلام و علیکی مردم قرار نمی گرفت،هیچ وقت زهر به خوردش نمی دادند و هیچ وقت کربلایی نبود.

رشد با گنده شدن فرق دارد و مشکل هم همین است و همین است که بعضی از سیاستمداران و خواص و اساتید ،حرف ولی فقیه را یا نمی فهمند و یا نامفهوم می فهمند،آنها از رابطه با آمریکا می گویند تا در دنیا گنده شوند و چند کشور به اصطلاح پیشرفته برایشان کف بزنند و ولی فقیه از موضع رشد می گوید : نه،ما باید برای رشد و تعالی مان ،آمریکا را پله کنیم و رویش پا بگذاریم ...شاید سخت باشد اما این سختی ها ،تحریم ها ،جنگ ها و نعره کشیدن های این غول بی شاخ و دم ،برای ما و ملت ما رشد به همراه دارد و رشد است که از یک فرهنگ یک تمدن می سازد،رشد است که یک ملت را در تاریخ جاودانه می کند،فکر و اندیشه و ایدئولوژیش را به دنیا صادر می کند... رشد است که چمران می سازد ،همت می سازد،که هر چند در عدد ریاضی 2نفراند اما در حساب الهی یک لشکرند،رشد 8سال یک کشور را بر 27 کشور دنیا دست خالی پیروز می کند،رشد،ماهواره امید به آسمان می فرستد،نانوتکنولوژی راه می اندازد،سلولهای بنیادین را توسعه می دهد،انرژی هسته ای می دهد،رشد، خیلی کارها می کند که گنده شدن نمی کند،و آمریکا هم از رشد ملتها بویژه ملت ایران می ترسد.نه از گنده هایی مثل چین،روسیه،ژاپن و آلمان و...، زیرا گنده ها،دیر یا زود تسلیم گنده تر ها می شوند اما رشد یافته ها هرگز سر تسلیم فرود نمی اورند.

ولایت فقیه کارش به دل مردم حرف زدن نیست هر چند دل دادن به حرف مردم اصل کارش  است.ولایت فقیه کارش سر خم آوردن پیش این و آن نیست هرچند پیش پدر شهید  و پیرمرد رنجور بمی تمام وجودش خم می آورد.

ولایت فقیه کارش حفظ خودش نیست،هرچند حفظ مرامش و تفکر ولایتی اش در راس کارش است.

اگر بعضی از ما کودک نبودیم و پا به پای ولایت فقیه رشد می کردیم و بزرگ می شدیم،مطمئنا امروز می توانستیم کارهای بزرگی در دنیا انجام دهیم،هرچند با همین مقدار کم،پیروی ،بازهم شما معجزه ولایت فقیه را دنیا می بینید،مدرک برای اثبات کارسازی ولایت فقیه ،تهاجم همه جانبه استعمارگران،شهوت پرستان،نااهلان،بی خداها به این اصل است.

حالا میشودبه این سوال پاسخ داد ،چرا مرگ بر اصل ولایت فقیه ؟؟چون این اصل رشد اور است، رشد، درد دارد ،جان کندن دارد، سختی دارد،رشد باهوا و هوس ادمها درگیر میشود، رشد میگوید آزادی آری اما بیبند وباری نه ،رشد ادمها را از درون بزرگ میکند و بعضی ادمها میخواهند کودک بمانند ، کودکی کنند و دنیا را پارک بازی می دانند، و این است که مثل کودکی که به پدرش به خاطر اینکه می خواهد اورا از کودکی و کوچکی بیرون کند وبزرگش کند،اخم می کند و غرلند می زند ، بعضی ها هم به درد کوچکی و کودکی دچارند و دلشان میخواهد همینطور هم بمانند و همینطورهم بمیرند ،اما رسالت ولایت درطول تاریخ ،بیرون اوردن ادمها از لاک کودکی خودشان است .... و این دلیل مقاومتها ودشنامهای انهابه ولایت است .....

به امید روزی که ما هم به اندازه خواسته های ولی فقیه رشد پیدا کنیم انروز امتحان ما هم به پایان می رسد و وارد دوران طلایی ظهور امام زمان میشویم


این مطلب زیبا را دوست خوبم آقای طالبی در وبلاگ انعکاس نگاشته است

کار فرهنگی در روز عید غدیر مخصوص بچه شیعه ها

| يكشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۵، ۰۴:۵۱ ب.ظ | ۷ نظر

کار فرهنگی در روز عید غدیر مخصوص بچه شیعه ها


هر ساله با امدن عید نوروز همه به تکاپو میافتند تا خانه تکانی انجام دهندف به دید بازدید یکدیگر بروند. لباس نو بخرند و به یکدیگر عیدی بدهند. خلاصه در ایام نوروز همه به نوعی شاد هستند.علت این اتفاق گردش زمین به دور خورشید است. هیچ گاه این اقدامات پسندیده را مذمت و یا کمرنگ نمیکنیم ولی چه خوب است که ما غیر از ایام نوروز همین اعمال را که اتفاقا سفارش هم شده است در روز عید غدیر انجام دهیم.

اگر اسم خود را شیعه گذاشته ایم پس به خوبی می‌دانیم که  عید الله اکبر به چه معناست. عیدی که در دین ما به  عنوان بزرگترین عید از ان یاد شده است.اما متاسفانه این روزها بسیاری از افراد متدین به جای برنامه برای عید غدیر روز شماری محرم را میکنند. هر چند محرم و سوگواری ابا عبدالله جز ضروریات است و باید زنده نگه داشته شود اما سوگواری که معنای ولایت و غدیر در ان نباشد کار را به ناکجا اباد میرساند.

برای عید غدیر چند پیشنهاد به شیعیان امیرالمونین علی (ع)‌داریم:

1-      عیدی و هدیه به کودکان: به فرزند خود و یا فرزند اقوام و هماسیگان خود عیدی دهید( این عیدی میتواند هم اسکناس باشد هم کتاب داستانی پیرامون حضرت علی ع و یا حتی یک خوراکی یا بادکنک)

2-      دید بازدید سادات و بزرگان فامیل: در این روز به سادات فامیل دوست و همسایه سری بزنید و عید را به او تبریک بگوئید(‌متاسفانه این روزها بسیاری از افراد به جای دیدار حضوری صله رحم خود را با پیامک و تلفن انجام میدهند که پیشنهاد اکید میشود همراه با خانواده به صورت شب نشینی خدمت سادات فامیل و یا بزرگتر های فامیل برسید)

3-      دادن غذا به فقرا و یا اقوام و همسایه:چه خوب است افرادی که توانش را دارند در این روز به فقرا و یا اقوام خویشان اطعام دهند. چرا که اطعام در این روز سفارش شده است. حتی میتوان به تعداد 2 یا سه نفر از همسایگان غذا بیشتر درست کرد و به انان دهیم(در حالی که اکثراطعام ها در ماه محرم انجام میشود که با اینکه ان هم پسندیده است اما در رابطه با اطعام روز غدیر ائمه سفارش فراوان کرده اند)

4-      اهدای هدیه: میتوان در کنار عیدی، اطعام ودید بازدید ها، شکلات و برگه ای را که حدیثی از امیرالمومنین باشد به دیگران هدیه دهیم.

همچنین اهدای نهج البلاغه های جیبی و یا سی دی های صوتی از امیرالمونین برای هدیه و یا جایزه بسیار مناسب است.

 

5-      مسابقه برای کودکان: میتوان از کودکان بخواهیم تا با نقاشی و یا رنگ امیزی نقاشی های  اماده، جایزه ای مانند کتاب داستان در رابطه با حضرت علی(ع)،سربند، پازل و یا حداقل بادکنک یا لوازم التحریر به انها هدیه داد.

و یا به کودکانی که اسم علی را دارند جوایزی اهدا کرد.

و یا همخوانی و یا پخش سرود "من بچه شیعه هستم" همراه با جوایز

 

6-      مسابقه برای جوانان و بزرگسالان:کتاب های مختلفی در رابطه با حضرت علی (ع)و روز غدیر نگاشته شده است میتوان با طراحی چند سوال از ان کتاب ها، مسابقه کتابخوانی برگزار کرد . اگر تعداد این سوالات زیاد بود میتوان به صورت پاسخنامه طراحی شود و اگر تعدادش کم بود میتوان گزینه های صحیح را پیامک کنند.(مسابقه میتواند از کتاب گرانبهای نهج البلاغه هم باشد چرا که اکثر مردم این کتاب را دارند و نیازی به تهیه مجدد کتاب ندارند)

7-       موبایل خود را علوی کنید( مساجد، هیئت ها و یا حتی تک تک افراد میتوانند در فضایی که کمی رفت امد دارد میزی بگذارند و با لب تاب و یا گوشی همراه خود فایل های مذهبی شامل،سخنرانی، مولودی، عکس پس زمینه، نرم افزار و... را به افرادی که از ان محل عبور میکنند ارسال نمایند. برای این کار میتوانند هم با رم ریدر هم با بلوتوث این انتقال فایل ها را انجام دهند. بهتر است در جلوی یا بالای میز، کاغذ یا بنرو یا پارچه نوشته ای مبنی بر" "موبایل خود را علوی کنید،رم و فلش رایگان پر میشود"( این اقدام هیچ هزینه ای برای فرد یا مجموعه ای ندارد اما اثرگذاریش فوق العاده زیاد است.)

8-      ترویج مفهوم ولایت فقیه: بهترین زمان برای تبلیغ مفهوم ولایت فقیه و ولایت پذیریف عید غدیر است. چه خوب است در ماحفل خانوادگی، دوستان، مساجد،هیئت ها، فضای مجازی و..بحث های سازنده پیرامون تبعیت از ولی و ابعاد شخصیتی امام خامنه ای صورت گیرد. این تبلیغ میتواند با صحبت و گفتگو. خواندن کتاب،برپایی مسابقه برای کودکان و بزرکسالان ،ارسال فایل های صوتی و تصویری و...در رابطه با همین موضوع باشد.  

9-       ایستگاه صلواتی: پخش و توزیع شرینی و شربت به عموم مردم

10- نصب پرچم و یا برگه های منقش به نام حضرت علی (ع) در بالای هر خانه

11- پشت نویشی اتوموبیل ها و یا توزیع برچسب هایی که به شیشه عقب ماشین و یا موتور میچسبانند. این کار میتواند همراه با هدیه یک سی دی صوتی از حضرت علی (ع) باشد تا در ماشین ها استفاده شود.

هر کسی که اسم خود را بچه شیعه میداند در ابتدا با خود بیندیشد که برای زنده نگه داشتن این روز چه اقداماتی را تاکنون انجام داده است و بعد استین همت را بالا بزند و با جمعی و یا حتی به صورت فردیف یک یا چند مورد از ایده های ذکر شده را اجرایی نماید.

دوستانی که توفیق اجرای این برنامه ها را دارند سعی کنند گزارشی تصویری و متنی از فعالیت خود تهیه نمایند و به نظرات همین وبلاگ ارسال نمیایند تا در سال اینده بتوانیم از تجربیات یکدیگر استفاده نمائیم

(امسال هم میخواهیم همین کار فرهنگی رو شروع کنیم دوستانی که مایل به همکاری در بحث فکری، حضوری و مالی هستند در نظرات همین مطلب اعلام همکاری کنند.

برای کمک های مالی خود میتوانید مبلغ نذری خود را (هرجند بسیار اندک) به شماره کارت  6037991745041651 بانک ملی به نام "عبدالصمد واریز نمایند.

یا علی مدد

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سایت ها و مطالب مفید برای فعالیت های فرهنگی برای عید غدیر:

مجموعه صوتی شراب بهشتی(نهج ابلاغه صوتی)

داستان و شعر نقاشی ویزه کودکان در رابطه با غدیر

وبلاگ جامع و مفید فرزندان غدیر

رنگ امیزی و شعر ویزه کودکان

شعر و رنگ امیزی ویژه کودکان برای روز عید غدیر

معرفی کتاب کودک برای عید غدیر1

معرفی کتاب پندهایی از نهج البلاغه ویزه کودکان

معرفی کتاب ویژه حضرت علی(ع) بزرگسال1

معرفی کتاب یک روز در عید غدیر

مسابقه برای کودکان در روز عید غدیر

مناظره پدر و پسر در رابطه با غدیر

....

در حال تکمیل...


 

چرا کودک ایرانی قهرمان ندارد؟!

| يكشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۵، ۰۳:۵۰ ب.ظ | ۱ نظر

چرا کودک ایرانی قهرمان ندارد؟!



به بازار می‌روی تا برای کودکتان کیف مدرسه بخرید، بر روی اکثر کیف ها عکس های باب اسفنجی مرد عنکبوتی، باربی،بتن من است.

در نیمکت  پارک نشسته‌اید، کودکانی را می‌بینید که با افتخار خود را بت من و مرد عنکبوتی معرفی می‌کنند و به این طرف آن طرف می‌دوند، کمی آن‌طرف تر نوجوانانی را مشاهده می‌کنید که از آخرین ورژن بازی کلش آف کلند و پوکمون و طی کردن مراحل آن سخن می‌گویند.

در جشن تولد دخترت می‌بینید که خیلی ها عروسک باربی را برای هدیه آورده اند و فرزندت ناخودآگاه آنها را در کمد اتاقش می‌گذارد و شبانه روز با این عروسک حرف می‌زند.

حرف ها و رفتار کودک ها  تغییر می‌کند و ما با خود می‌گوییم ما که برای او چیزی کم نگذاشتیم، چرا فرزندم اینگونه شد.

از آن طرف معدود عروسک های ایرانی و اندک لوازم التحریر ایرانی اسلامی، آنقدر خاک می‌خورد تا زیر بی تدبیری خیلی ها پوسیده، فرسوده و نابود شود.

38 سال از انقلاب گذشت، جدای از رویش های فرهنگی و دستاوردهای علمی،متأسفانه هنوز هیچ ارگان، سازمان و یا وزارت خانه ای یا نخواسته و یا نتوانسته برای قشر کودک و نوجوان قدمی شایسته و موثر بردارد.

اندک اقدامات صورت گرفته هم عمدتاً توسط اشخاص دغدغه مند اجرا و تولید شده است، اشخاصی که عمدتاً بعد از سال ها تلاش، با بی مهری مسئولین روبرو می‌شوند.

براستی چه باید کرد؟ مگر رهبر معظم انقلاب در سال 92 در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی نفرمودند که از قضیه اسباب بازی های حرص می‌خورند!

چقدر مسئولین کم کاری کرده اند که رهبر انقلاب که عمدتاً باید مسائل راهبری و خط استراتیزیک را مشخص و روشن کند در جمع نخبگان و مسئولین فرهنگی مجبور بشود که بگوید، بروید بازی های سنتی را ترویج کنید حتی رهبری اسم می آورند که بروید لی لی و الک دولک و گرگم به هوا را ترویج کنید!

وای بر ما، وای بر مسئولینی که حتی بعد از گذشت سه سال از بیانات رهبری کوچک‌ترین گامی در این زمینه برنداشتند.

رهبری آسیب ها را یک به یک می گوید تا هیچ بهانه ای برای گریز از مسئولیت و شبهه نباشد. ایشان حتی فرمودند که نوه های خود اسم بازیکنان فوتبالیست دنیا را می‌دانند، اما اسم فلان دانشمند معاصر خود را هم نشنیده اند. رهبری بر ضرورت پیوست فرهنگی در تولیدات اسباب بازی سختن گفتند و تاکید کردند که بچه های ما چون فیلم و کارتون بازی مرد عنکبوتی ، بت من و.. را دیده اند، خوب وقتی عروسک آن را ببینند مشتاق خرید آن می‌شوند، اما وقتی شما عروسکی را می‌سازید که کودک هیچ شناختی از او ندارد ، طبیعی است که آن عروسک به فروش نرسد.

دولت مهمترین مسئول اجرایی کشور، این همه وزارت خانه، صدا و سیما، بسیج و سپاه، سازمان تبلیغات، حوزه های علمیه،رسانه ها،براستی کدام یک در این حوزه کاری انجام داده اند؟

ما حتی یک فیلم و یا یک سریال و یا حتی یک کارتونی را تولید نکرده ه ایم که در آن یک قهرمان را در یک دهه  برای کودکان معرفی کنیم.

کودکان معصوم ما در سایه بی تدبیری مسئولین  اکنون با شبیخون فرهنگی دشمن مواجه هستند و همه بی تفاوت نشسته اند تا تیر های این حمله ناجوانمردانه، بدون هیچ سپری بر قلب و فکر کودکان فرو رود.

همه می‌دانیم که با وجود قهرمانان ملی و مذهبی فراوانی که داریم، اما تا کنون نتوانستیم به کودک و نوجوان این قهرمانان را معرفی نمائیم. اما همین کودکان ما به خوبی قهرمانان پوشالی دنیای خیالی غرب را می‌شناسند و حرکات و رفتار گفتار آنان را تکرار می‌کنند.

بعد از نا امید شدن از مسئولان دولتی، برای مقابله با این اقدام فارغ از شعار، راهکار عملی برای دلسوزان این عرصه پیشنهاد می‌شود. مراحل زیر حاصل تجربه و یک کار مطالعاتی است که در اختیار افکار عمومی قرار می‌گیرد، به امید آنکه فرد یا گروهی احساس دغدغه کند و این علم زمین مانده را بلند نماید:

گام اول: در ابتدا باید آسیب ها، خلا ءها و نکات محوری آموزشی در قشر کودکان با مشورت از کارشناسان مرتبط با هر حوزه به صورت جداگانه بررسی و شناسایی شود.

گام دوم: قصه و داستانی جذاب با توجه به نکات مطرح شده تربیتی، با محوریت یک یا چند قهرمان نگاشته شود.

گام سوم: این قصه تبدیل توسط یک فیلمنامه نویس قهار تبدیل به یک فیلمنامه داستانی در چند سری شود.

گام چهارم: کارتر اصلی یعنی همان قهرمان سریال داستانی توسط یک تیم هنرمند طراحی شود.رنگ لباس. نوع لباس. فرم صورت و اجرای ان. نوع گویش و ادبیات ان و..

گام پنجم: این فیلمنامه در اختیار کارگردانی با تجربه و دغدغه مند قرار گیرد

گام ششم: بعد از تولید این سریال. این فیلم در بهترین ساعت از صدا و سیما پخش شود.

گام هفتم: همزمان با پخش این سریال، عروسک این قهرمان.صفحات شبکههای مجازی، درج عکس بر روی لوازم التحریر و البسه و اسباب بازی، تولید و به صورت وسیع توزیع شود.

گام هشتم: بازی های کامپیوتری انلاین و اف لاین و همچنین نسخه اندرویدی این کارکتر طراحی و ساخته شود.

گام نهم: در مناسبت های مختلف مثل اعیاد از این کارکتر در برنامه های مختلف کودک دعوت و نام برده شود.

گام دهم: این سریال ها سری های 2،3،4 و 5 را داشته باشد

در این صورت می‌توانیم تقریبا نزدیک به یک دهه، قهرمانی را برای کودکان الگو نمائیم تا نکات اموزشی و تربیتی را در قالب این سریال به کودکان و والدین اموزش دهیم.

فرض کنیم در این فیلم شخصیت اصلی آن یعنی ان کودک از بازی های جنبشی خوشش می‌آید، از موبایل و تب لت به خاطر اسیب هایش استقبال نمی‌کند، حرمت پدر و مادرش را به خوبی نگه می دارد، از کمک کردن و مسئولیت گرفتن لذت می‌برد، قدرت تحلیل و فکر کردن صحیح را می‌داند، زود قضاوت نمی‌کند، به مال حلال و حق الناس خیلی اهمیت می‌دهد، نظم و مقررات را رعایت می کند، به معنویت قران و نماز و مسجد اهتمام می‌ورزد، روحیه از خود گذشتگی و ایثار دارد، شاد و پر انرژی است، ویژگی های دوست ناباب را می‌شناسد، از اسراف و دروغ و غیبت دوری می‌کند، سواد رسانه ای را می‌داند، نکات بهداشتی و تغذیه صحیح را فرا گرفته است. مدیریت زمان را به خوبی اجرا می‌کند و...

در واقع  می‌توان  به صورت کلی نکاتی مانند: مسئولیت پذیری، عدم اعتماد به دشمن و تقویت روحیه استکبار ستیزی، احترام و ادب، توجه به دیانت، دوری از اسراف و تجمل، دوری از دروغ و ریا کاری، عرق دینی و ملی، روحیه ایثار و از خود گذشتگی،  نکات بهداشتی و پژشکی، روش فکر و تحلیل درست مسائل، روحیه انتظار و مقاومت و دیگر موضوعات را در این کارکتر آموزش و نهادینه کرد.

اگر این اقدامات به صورت کاملا کارشناسی شده و کاملا هنری و جذاب به به صورت مداوم تولید شود، می‌توانیم الگویی خوب را برای قشر کودکان و نوجوانان در یک  دهه داشته باشیم. مطمئناً نسلی که در این دهه مخاطب این سریال هستند بعد از خو گرفتن با قهرمان این داستان بسیاری از نکات مفید تربیتی و اخلاقی را که در جوانی و بزرگسالی در سرنوشت کشور موثر است را فرا می‌گیرند.

به امید انکه فردی آستین همت را بالا بزند و این اقدام موثر که می‌تواند زمینه ساز تربیت سربازان حضرت حجت  باشد را اجرا کند.