باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

خدایا ببخش مرا به خاطره آن مطلب هایی که بخاطر تو ننوشتم

ببخش مرا به خاطره کامنت هایی که تو در آن نبودی

ببخش مرا از اینکه با مطلبم بنده ای را از خدا دور کرده ام

ببخش مرا که میتوانستم با اطلاع بیشتر بنویسم اما کم کاری کردم

ببخش مرا که وقتی مطلبم پرنظر و یا وبلاگم پر بازدید شد گمان کردم که از سعی تلاش خودم است و تو را فراموش کردم.

ببخش مرا که در وبلاگی مطلبی به چشمم خورد که تو در آن بودی ولی در آن تأمل و درنگ نکردم

ببخش مرا به خاطر اینکه به دوستی در وبلاگی بی ادبی و یا بی اعتنایی کردم

ببخش مرا به خاطر اینکه شکر این نعمت را بجا نیاوردم

ببخش مرا برای اینکه بدون قصد قربت و بدون وضو پشت میز کار نشستم

ببخش مرا که گاهی اوقات به جای وظیفه و تکلیف به سلیقه خود نوشتم و نظر گذاشتم

خدایا من را ببخش که کلبه ام آماده پذیرایی از حضرت ولی عصر (عج)نبود چرا که برای خود مینوشتم نه برای او...

خدایا از (تو) نوشتن را به من آموختی (برای تو) نوشتن هم به من بیاموز که چه سخت و چه شیرین است (برای تو) نوشتن...

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است


داستان دوم:

تقدیرمسجد از قبول شدگان کنکور

استرس داشتم، قرار بود تا یکساعت دیگه جواب کنکور در سایت زده بشه.برای اعلام نتایج کنکور لحظه شماری می کردم.تا یکساعت دیگه نتایج اعلام می شد.  بالاخره ساعت 12 رسید و من دقیقا همون انتخاب اولم یعنی دانشگاه تهران رشته حقوق قبول شده بودم.

از خوشحالی میخواستم جیغ بکشم. تلفن همراهم رو برداشتم و به دوستام پیام دادم که بالاخره قبول شدم.

از خوشحالی شب نتونستم بخوابم. مدام دوست داشتم همه از من بپرسند که نتیجه کنکورت چی شده و من هم با افتخار بگم حقوق تهران قبول شدم.

فردا بعد از ظهر با صدای زنگ منزلمون بیدار شدم، به سمت در رفتم دو جوان دم در بودند.

سلام بفرمائید:

-سلام ما از طرف مسجد محلتون خدمت رسیدیم راستش دیروز جواب کنکور اومده بود. می خواستیم ببینیم شما شرکت کرده بودید؟

بله شرکت کرده بودم چطور مگه؟ اتفاقا دانشگاه تهران رشته حقوق قبول شدم

خوب چه خوب: بهتون تبریک میگم. از طرف مسجد یه برنامه ای برای افرلادی که در محل ما کنکور دانشگاه یا حوزه هست برگزار میشه که قراره ازشون تقدیر هم بشه.میتونید همراه با خانواده تشریف بیارید

چه جالب، گفتید از طرف مسجد؟

بله این هم کارت دعوت خدمت شما. راستی تو دوستان و همسایه هاتون کسی رو میشناسی که تو دانشگاه یا حوزه قبول شده باشه؟

آره می شناسم همین همسایه بغلیمون پسرش قبول شده. دو تا کوچه بالاتر هم سعید یکی از همکلاسی هامه اون هم قوبل شده

خوب چه خوب لطف میکنی آدرس دقیقش رو بدی؟

چرا که نه ......

به خانه که برمی گردم. مادرم می گوید علی کی بود دم در؟

علی: از طرف مسجد اومده بودن یه برنامه ای برای ما گذاشتن.

مادر: از طرف مسجد! چه برنامه ای؟

این هاش این هم کارت دعوتشه

بخون برام دستم خیسه

نوشته

بسمه تعالی

پیامبر (ص) دانش اگر در ثریا هم باشد مردانی از ایران زمین به آن دست پیدا خواهند کرد.

با سلام خدمت جوان پر تلاش و با ایمان جناب آقای/سرکار خانم.......................

موفقیت شما در آزمون سراسری سال 94 تبریک گفته و از شما دعوت میشود که به همراه خانواده در مراسم جشن میلاد امام حسین(ع) شرکت نموده

سین برنامه:

قرائت قرآن

پخش نماهنگ و کلیپ

سخنرانی

سرود و مولودی خوانی

مسابقه و اهدای جوایز

تقدیر و اهدای هدیه به قبول شدگان در کنکور

 

یک هفته بعد:

حیاط مسجد پر از صندلی شده است  جوان ها جلو والدین انها انتهای حیاط مسجد نشسته اند. در ابتدای با قرائت قرآن مراسم آغاز میشود بعد کلیپی از شهدای دانشجو پخش می شود. بعد از آن سخنرانی به روی سن میآید و سخنان زیبایی را در رابطه با جوانان و دانشجو ها می گوید. و در انتها هم ضمن پذیرایی اسامی جوانان قبول شده در کنکور یکی به یک خوانده می شود تا به بالای سن بیایند و هدیه و لوح تقدیری را از دست امام جماعت دریافت کنند.

 

توضیحات:

هر فردی که در دانشگاه یا حوزه قبول میشود ذوق شوق بسیار زیادی دارد. چه خوب است که مسجد پیشتاز تبریک و تشویق این جوانان باشد. به صورتی که شاید جوانی که شاید تا کنون هیچ ارتباطی با مسجد هم نداشته است وقتی متوجه شود که مسجد برای او کارت تبریک فرستاده است تا از تقدیر شود مطمئناً بسیار خوشحال می شود و در این مراسم شرکت می کند.

در واقع این اقدام مسجد به نوعی هویت سازی به جوان است که در این برهه از زمان(یعنی مطلع شدن از قبولی در دانشگاه)  نیازبسیار زیادی به این هویت دارد. به یقین فضا و یا هر فردی اگر این هویت را به آن جوان بدهد، آن جوان بسیار خوشحال می شود و ارتباط بسیار زیادی با فرد یا فضایی که به او هویت داده است برقرار می کند.

در واقع این اقدام مسجد به نوعی هویت دهی به جوانان محل است که به معنایی به جوان می گوید که تو دیگر بزرگ شده ای و برای مسجد و محل افتخار آفرین شدی و ما به عنوان مسجد تلاش تو را دیده ایم و سپاس گذار تلاشت هستیم.

مطمئن باشیم که این اقدام باعث میشود که آن جوان دید بسیار زیبایی به مسجد محل پیدا کند و اگر روزی به مدارج علمی رسید بداند که مسجد جزئی از موفقیت او برای انگیزه بیشتر بوده است.

چه خوب است که در حین اجرای این مراسم برگه هایی برای عضویت خادمین افتخاری مسجد در نظر گرفته شود و جوانان با پر کردن ان علائق و استعداد های و زمینه همکاری خود با مسجد را بیان کند که در این صورت مسجد با بانک اطلاعاتی که از این جوانان در اختیار دارد میتواند از استعداد های این جوان در برنامه های مختلف آموزشی فرهنگی و هنری مسجد استفاده نماید. 


داستان اول: هدیه ای که ما را مسجدی کرد

تازه ازدواج کرده بودیم .مثل همه تازه عروس ها در ابتدای زندگی مشترک کارهامون حساب و کتاب نداشت؛ خیلی دوست داشتیم که زندگیمون دیگه از حالت مجردی بیاد بیرون و دیگران با ما طوری برخورد کنند که یعنی دیگه ما بزرگ شدیم.

شوهرم وقتی از محل کار به خانه می آمد، برایش چای و شربت آماده می کردم تا گلویی تازه کند بعد از کمی صحبت پای تلویزیون می نشستیم و سریال می دیدیم.

بعد از یک هفته این روال برایمان عادی و تکراری شده بود. تفریحاتی مثل پارک و سینما و رستوران هم هفته پیش رفته بودیم و از طرفی پول کافی هم برای مسافرت نداشتیم.حوصله مان سر رفته بود.

تا اینکه صدای زنگ خانه مان آمد. منتظر کسی نبودیم. آیفون را برداشتم:

بفرمائید:

سلام علیکم. منزل آقای نوروزی

بله امری داشتید؟

 من امام جماعت مسجد محل هستم شنیدیم که شما به تازگی منزلتان را به این اینجا آورده اید به همراه اهالی مسجد اومدیم ازدواجتون رو بهتون تبریک بگیم.

ممنونم.بفرمائید داخل

نه اسباب زحمت نمیشیم. اگر تشریف بیارید دم در یک هدیه ای از طرف مسجد خدمتتون تقدیم کنیم.

این چه حرفیه حاج آقا بفرمائید بالا

حاج آقا و 5 نفر از اهالی مسجد با یک دسته گل شرینی و کادویی وارد خانه مان شدند. برخورد بسیار خوب و صمیمی با ما داشتند.

حاج آقا بعد از احوال پرسی چند روایت  از اهمیت وثواب ازدواج گفت و بعد از خوردن چای و گرفتن شماره تلفنمان منزل ما را ترک کردند.

بعد از رفتن آنها به سرعت به سمت کادویی که از طرف مسجد برایمان آورده بودن رفتیم؛ کاغذ کادو را که باز کردم چشمم به چهار جلد کتاب زیبا افتاد: قرآن، نهج البلاغه ،صحیفه سجادیه و کتابی پیرامون ازدواج در کنارش هم یک قابی بود که نام حضرت علی و حضرت زهرا در آن نقش بسته بود و در انتها هم پاکت پولی بود که 50 هزار تومان داخلش گذاشته بودند.

اصلا انتظار این لطف و محبت را از مسجد نداشتیم.خیلی خوشحال بودیم که اولین مهمان های ما هم افرادی مومن بودند.

صدای اذان آمد.نا خود آگاه من و همسرم به یکدیگر نگاه کردیم که یعنی پاشیم آماده شیم بریم مسجد.

از اون روز تا الان 15 سال میگذره و من و همسرم وفرزندانم اکثر نماز هامون رو تو مسجد میخونیم و به فعالیت های فرهنگی هنری مسجد مشغول شدیم.

------------

امام خامنه ای:

«مساجد باید مَدرَسِ تفسیر و حدیث و منبرِ معارف اجتماعی و سیاسی و کانون موعظه و پرورش اخلاق باشد. زمزمه‌ی محبت متولیان و مدیران و امنای مساجد، باید دلهای پاک جوانان را مجذوب و مشتاق کند. حضور جوانان و روحیه‌های بسیجی باید محیط مسجد را زنده و پرنشاط و آینده‌پو و لبریز از امید سازد. میان مسجد و مراکز آموزشی در هر محل، همکاری و پیوند تعریف شده و شایسته‌‌ای برقرار گردد. چه نیکوست که دانش آموزان برجسته و ممتاز در هر محل، در مسجد و در برابر چشم مردم و از سوی امام جماعت، تشویق شوند. مسجد باید رابطه‌ی خود را با جوانانی که ازدواج میکنند، با کسانی که به موفقیتهای علمی و اجتماعی و هنری و ورزشی دست می‌یابند، با صاحب همّتانی که کمک به دیگران را وجهه‌ی همت میسازند، با غمدیدگانی که غمگساری می‌جویند، و حتی با نوزادانی که متولد میشوند، برقرار و مستحکم کند. مسجد باید در هر منطقه و محل؛ مأمن و مایه‌ی خیر و برکت باشد و به طریق اولی، وسیله‌ی زحمت و آزار مجاوران نگردد.»

پیام رهبری به نوزدهیمن اجلاس سراسری نماز 18/07/89