باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

خدایا ببخش مرا به خاطره آن مطلب هایی که بخاطر تو ننوشتم

ببخش مرا به خاطره کامنت هایی که تو در آن نبودی

ببخش مرا از اینکه با مطلبم بنده ای را از خدا دور کرده ام

ببخش مرا که میتوانستم با اطلاع بیشتر بنویسم اما کم کاری کردم

ببخش مرا که وقتی مطلبم پرنظر و یا وبلاگم پر بازدید شد گمان کردم که از سعی تلاش خودم است و تو را فراموش کردم.

ببخش مرا که در وبلاگی مطلبی به چشمم خورد که تو در آن بودی ولی در آن تأمل و درنگ نکردم

ببخش مرا به خاطر اینکه به دوستی در وبلاگی بی ادبی و یا بی اعتنایی کردم

ببخش مرا به خاطر اینکه شکر این نعمت را بجا نیاوردم

ببخش مرا برای اینکه بدون قصد قربت و بدون وضو پشت میز کار نشستم

ببخش مرا که گاهی اوقات به جای وظیفه و تکلیف به سلیقه خود نوشتم و نظر گذاشتم

خدایا من را ببخش که کلبه ام آماده پذیرایی از حضرت ولی عصر (عج)نبود چرا که برای خود مینوشتم نه برای او...

خدایا از (تو) نوشتن را به من آموختی (برای تو) نوشتن هم به من بیاموز که چه سخت و چه شیرین است (برای تو) نوشتن...

طبقه بندی موضوعی


داستان/ گفتگو پدر و پسر در رابطه با غدیر و ولایت فقیه


بابایی یکی از بچه های کلاسمون میگفت امام علی رو به عنوان امام قبول نداره؟

بابا: خوب تو چی جوابشو دادی؟

علیرضا: بهش گفتم واسه چی قبول نداری؛ اونم گفت چون پیامبر بعد از خودش کسی رو جانشین معرفی نکرد

بابا: پسرم. میدونی غدیر چیه؟

علیرضا: تو کتابمون یه درس داشتیم که میگفت پیامبر(ص) دست حضرت علی رو بالا گرفته و گفته هر کس که من مولای اویم از این به بعد حضرت علی مولای اوست.

بابا: خوب این رو به همکلاسیت گفتی؟

علیرضا: آره بابا گفتم. ولی گفت منظور از مولا یعنی دوست نه جانشین.

منم دیگه جوابی نداشتم بهش بگم گفتم فردا میرم از بابام سوال میکنم تا جوابشو بهت بگم.

بابا: ببین پسرم اول از همه این خیلی خوبه که با دیگران راجع به مسائل دینی صحبت میکنی فقط حواست باشه هر جایی جوابی نداشتی از خودت چیزی نگی بیا و سوال کن.

برو به دوستت بگو چطور میشه که پیامبر تو اخرین سفرش چندین هزار نفر رو تو گرما نگه میداره و میگه به کسانی که جلو هستند بگید بیان عقب و کسانی که کیلومترها عقب هستند بیان جلو تا من بهشون بگم امام علی(ع) دوست منه!

یعنی مردم نمیدوستن این رو. در حالی که همیشه حضرت علی در کنار پیامبر بوده.پس پیامبر یه چیز خیلی مهمی رو میخواسته بگه تا برای همه اتمام حجت بشه.

علیرضاک بابا اتمام حجت یعنی چی؟

بابا: یعنی،دیگه بقیه بهانه ای نداشته باشن. چون پیامبر قبل از این واقعه هم چندین مرتبه گفته بود که بعد از خودش مردم باید از حضرت علی پیروی کنن.حتی همون روز غدیر هم ایه قران نازل میشه.

علیرضا: بابایی وایسا قرآن رو بیارم بهم بگو کجای قرآن هستش تا فردا به دوستم نشون بدم.

بابا:خوب، برو فهرست قرآن سوره مائده آیه 60 رو پیدا کن

علیرضا با کمی مکث: پیدا کردم بابا. بخونم؟

بابا اول عربیش رو بخون بعدش ترجمش رو

علیرضا: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ

ای پیامبر ، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان ، اگر چنین نکنی امر رسالت او را ادا نکرده ای خدا تو را از مردم حفظ می کند ، که خدا مردم کافر را هدایت نمی کند

بابا:آفرین پسرم.دیدی خدا به پیامبر دستور داده اگر این پیام را نگویی انگار هیچ کاری انجام نداده ای.یعنی انقدر مهم هست.

علیرضا: خوب بعد از شهادت پیامبر چی شد؟

بابا: متاسفانه مردم به حرف پیامبر گوش ندادن و خودشون یکی رو برای حکومت انتخاب کردن.

علیرضا: ای کاش کاش حضرت علی(ع) حکومت میکرد

بابا: البته حضرت علی امام مسلمین بود اما تنها اواخر عمرشون تونستن حکومت کنن

علیرضا: خوب بابا الان چی/ وقتی امام زمان غایب شده باید چیکار کنیم؟

بابا: چه سوال خوبی پرسیدی پسرم.خود امام زمان مثبل پیامبر(وقتی میخواستند غیبت صغری کنند گفتند از این چهار نفر تبعیت کنید، بعد از اون گفتند که در زمان غیبت کبری از راویان حدیث رجوع کنید و از او تبعیت کنید.اگر خواستی تو کاغذ بنویس این حدیث رو تا فردا به دوستت بگی.

امام زمان حضرت مهدی (عج)- فرموده اند:

(أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَهُ فَارْجِعوُا فیها إِلى رُواهِ حَدیثِنا، فَإِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَأَنَا حُجَّهُ اللّهِ عَلَیْهِمْ)

امّا در رویدادهاى زمانه، به راویان حدیث ما رجوع کنید. آنان، حجت من بر شمایند و من، حجّت خدا بر آنانم

علیرضا: خوب الان این راویان حدیث کیا هستند؟ معلممون میگفت وقتی امام زمان(عج) در غیبت هست باید به حرف ولی فقیه گوش بدیم.

بابا: معلمتون درست گفته، الان اقای خامنه ای نائب امام زمان(عج) هستند،و ما باید به همه حرفاشون گوش بدیم.

علیرضا: من خیلی آقا رو دوست دارم. عکسشون هم میخوام بزنم روی دفترم.

بابا:

بابا: آفرین پسرم.فقط حواست باشه با دوستت با ارامش صحبت کنی و اصلا به اعتقاداتش بی احترامی نکن حتی اگه اون بهت بی احترامی کرد.باید با هم دوست باشید اما محکم حرفت برو بزن. حالا هم برو کمک مادرت کن زودتر آماده بشید. میخوایم بریم پارک. داره دیر میشه.

علیرضا: اخ جون. بابا میشه یه توپ والیبال هم بخریم.

بابا: قران رو بزار سر جاش، باشه،توپ هم برات میخرم.  

 

نویسنده: حسن عبدالصمد

--------------

این اولین داستان بنده با ادبیات کودک برای قشر نوجوان است. نظرات و پیشنهادات خود را در این رابطه بگوئید

نظرات (۴)

سلام همه مطالبتون قشنگه....موفق باشین
  • روحانی مقدم/پرسمان کودک
  • سلام داستان شما در وبلاگ درج شد. سپاس
    سلام احترام
    جناب آقای عبد الصمد،داستانتون رو خواندم،خداقوت
    سلام
    من خیلی وقته به سایت شما سر میزنم
    از فعالیتاتون خوشم میاد
    خودمم یه مدت وبلاگ مینوشتم اما دگ بعد یه مدت وقت نکردم آپدیتش کنم
    میخواستم ببینم میتونم تو فعالیتاتون بهتون کمک کنم یا نه؟
    تهران هستم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">