باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

خدایا ببخش مرا به خاطره آن مطلب هایی که بخاطر تو ننوشتم

ببخش مرا به خاطره کامنت هایی که تو در آن نبودی

ببخش مرا از اینکه با مطلبم بنده ای را از خدا دور کرده ام

ببخش مرا که میتوانستم با اطلاع بیشتر بنویسم اما کم کاری کردم

ببخش مرا که وقتی مطلبم پرنظر و یا وبلاگم پر بازدید شد گمان کردم که از سعی تلاش خودم است و تو را فراموش کردم.

ببخش مرا که در وبلاگی مطلبی به چشمم خورد که تو در آن بودی ولی در آن تأمل و درنگ نکردم

ببخش مرا به خاطر اینکه به دوستی در وبلاگی بی ادبی و یا بی اعتنایی کردم

ببخش مرا به خاطر اینکه شکر این نعمت را بجا نیاوردم

ببخش مرا برای اینکه بدون قصد قربت و بدون وضو پشت میز کار نشستم

ببخش مرا که گاهی اوقات به جای وظیفه و تکلیف به سلیقه خود نوشتم و نظر گذاشتم

خدایا من را ببخش که کلبه ام آماده پذیرایی از حضرت ولی عصر (عج)نبود چرا که برای خود مینوشتم نه برای او...

خدایا از (تو) نوشتن را به من آموختی (برای تو) نوشتن هم به من بیاموز که چه سخت و چه شیرین است (برای تو) نوشتن...

طبقه بندی موضوعی

۶ مطلب در دی ۱۳۹۰ ثبت شده است

نگاهی به جهره واقعی آمریکا

بدون عینک «آمریکا» چه رنگیه؟ 

چقدر خنده داره که آمریکایی ها گمان می‌کنند با ترور یکی از دانشمندان هسته ای میتوانند از پیشرفت ایران اسلامی جلوگیری کنند!

چقدر خنده داره که سازمان ملل در رابطه با از انقراض فلان حشره بیانیه صادر میکنه اما در مقابل کشته شدن هزاران زن و کودک بی گناه سکوت را بر فریاد ترجیح می‌دهد!

چقدر خنده داره که کشوری که مدعی حقوق انسان ها است با بیش از 50 هزار برده در کشور خود، رتبه نخست برده داری در جهان را به خود اختصاص داده است!

چقدر خنده داره کشوری که مدعی امنیت شهروندان است سالانه حدود ٣٠ هزار نفر در کشورش بر اثر حوادث مربوط به اسلحه جان خود را از دست می دهند!

چقدر خنده داره در کشوری که ادعای امنیت روانی در جهان است، سالانه ٣٢ هزار خودکشی در کشورش انجام می گیرد!

چقدر خنده داره تنها کشوری که از سلاح هسته ای استفاده کرده است این روزها خود را به عنوان مبارز علیه بمیب هسته ای معرفی می‌کند!

چقدر خنده داره کشوری که مدعی امنیت در جهان است  است بیشترین زندان و بالاترین زندانی را در جهان به خود اختصاص داده است!

چقدر خنده داره درکشوری که مدعی اخلاق در خانواده است، در هر دقیقع 39 فیلم مستهجن تولید میشود!

چقدر خنده داره که کشوری که مدعی گفتگو و دموکراسی است، جزو بزرگترین کشور تولید کننده تسهیلات نظامی به شمار می‌رود!

چقدر خنده داره که کشوری که مدعی آزادی حقوق دیگران است است، رکورددار تجاوز به عنف در جهان است!

چقدر خنده داره آمریکایی که مدعی حقوق خاواده ها است بالاترین نرخ طلاق در جهان را در کارنامه خود دارد!

چقدر خنده داره کشوری که مدعی حقوق کودکان است، بیشترین تجارت تصاویر مستهجن کودکان در فضای اینترنتی را در دست دارد!

چقدر خنده داره کشوری که مدعی احترام به حقوق زنان است با 100000 تجاوز در طول سال، بالاترین میزان تجاوز در بین کشورهای جهان راب خود اختصاص داده است!

چقدر خنده داره که کشوری که مهد دموکراسی است، سالیانه بالغ بر 12 میلیون جرم ثبت می‌شود که بالاترین میزان ثبت شده در میان کشورهای جهان است!

چقدر خنده داره که کشوری که ادعای حقوق بشر در جهان است این افتخارات را در کارنامه خود دارد:

1- شلیک بمب های هسته ای به دو شهرهروشیما و نازاکاکی و کشته شدن هزاران نفر.

2-حمله به عراق.

3-حمله به افغانستان.

4-پشتیبانی اسرائیل برای حمله به غزه  و جنوب لبنان و کشته شدن هزاران کودک و زن بی‌گناه دراین جنگ ها.

5-شکنجه افراد بی‌گناه در زندان ها گوانتامو و ابوغریب.

6-نقض حقوق بشر.

7-سرکوب و زندانی کردن افراد معترض درآمریکا (جنبش وال استریت).

8-قتل عام فرقه داوودیه.

9-حمایت از دیکتاتور های کشور مصر لیبی بحرین عربستان یمن و...

10-حمایت از گروه های تروریستی منافقین (عبدالمالک ریگی)(القاعده).

11-تولید فیلم های ضد اخلاقی برای جوانان جهان که نتیجه آن تزلزل در خانواده ها. افزایش خودکشی افسردگی اعتیاد و...

12-حمایت همه جانبه از رژیم جعلی  اسرائیل.

13-مداخله در کشورهای اسلامی.

14-جنایت نسبت به اقوام بومی در آمریکای لاتین.

15-اقدام به حمله نظامی به پایتخت ایران وبی نتیجه ماندن آن در صحرای طبس.

 16-حمله به هواپیمای ایرانی در خلیج فارس و مدال به فردی شلیک کننده موشک.

17-تهدید ایران به تهاجم نظامی در مقاطع مختلف.

18-تجاوز به حریم هوایی کشورهای مختلف از جمله ایران(پهپاد).

19-تلاش های برای تحریم اقتصادی ایران.

20-تلاش برای انزوای سیاسی ایران در مجامع بین المللی.

21-حمله به کشتی نفتی ایران در سال 67.

22-حمله به ایران و وقوع جنگ هشت ساله و حمایت از دیکتاتور عراق.

23-اقدام به کوتای مخملی در فتنه 88 در ایران.

24-کودتای 28 مرداد سال32 علیه دولت و چپاول سرمایه‌های ایران.

25-حمایت از رژیم دیکتاتوری پهلوی در ایران.

26-مخالفت با دستیابی ایران به انرزی هسته‌ای.

27-تحریم های پی در پی کشورایران.

28-کودتای نوژه.

29-تشکیل ساواک.

30-ترور دانشمندان هسته ای ایران.

و...

چقدر خنده داره که برخی، دل به تبلیغات رسانه‌ای آمریکا بسته‌اند و این واقعیات را نمی‌بینند!

حالا بگید آمریکا چه رنگیه؟

--------------------------------------

نکته: تمامی این آمارها مستند از سوی آمارهای رسمی بین المللی و همچنین مرکز آمار کشور آمریکا گرفته شده است .

اطلاعات بیشتر: http://www.barackobama.ir/files/en/news/2012/1/7/1382_283.pdf

حسن عبدالصمد

به بهانه ترور شهید (مصطفی احمدی):

اقیانوس دانشمندان ایرانی، تبخیر شدنی نیست

فرض کنیم که فردی  از دریا دل خوشی ندارد. او می‌خواهد به نوعی انتقام خود را از دریا بگیرد، به همین منظور قطره ای از آب را از دریا بر می‌دارد و در زیر ذربین تبخیر می‌کند تا با خیال خود انتقام خود را از دریا گرفته باشد.

دریغ از اینکه بداند این قطرات آب چیزی از عظمت این دریای عظیم کم نمی‌کند و از طرفی بخار آن قطره‌ تبخیر شده، خود باعث به وجود آمدن ابر و سپس بارش باران و در نتیجه پهناور شدن این دریا میگردد.

شاید این اقدام احمقانه و بیهوده را بتوانیم با ترور دانشمندان ایرانی توسط غرب مقایسه کنیم.

بعد از آنکه دریای پر خروش مردم ظلم ستیز، حکومت طاغوت در ایران را در نطفه خفه کرد، دشمنان این دریای عظیم، تحمل بیداری و خروش این ملت را نداشتند و تصمصم گرفتند تا در مقاطع گوناگون ضربه‌ای به این امت یکپارچه وارد کنند.

 یکی از اقدامات غیر انسانی جهان استکبار، که از همان اوایل انقلاب در دستور کار خود قرار دادند، ترور دانشمندان ایران اسلامی است.ترور علامه مطهری، دکتر بهشتی، دکتر مفتح، سپهبد صیاد شیرازی، دکترعلی محمدی، دکتر شهریاری، شهید تهرانی مقدم و در نهایت شهید مصطفی احمدی  نمونه هایی از جنایت های آمریکا و انگلیس علیه پیشرفت ایران اسلامی است.

آمریکا ازابر قدرت شدن و همچنینن الگو شدن جمهوری اسلامی ایران می‌هراسد و تمام تلاش خود را برای به انزوا کشیدن ایران اسلامی به کار گرفته است  دریغ از آنکه بداند زمزمه‌های بیداری اسلامی در منطقه،  صدای خرد شدن استکبار و نظام سرمایه داری به گوش می‌رسد.

«جاءالحق و زهق الباطل» 

حسن عبدالصمد

خدا پدراین رسانه ها را بیامرزد!

 

 

من از رسانه‌ها ممنونم که تمام هم وغمشان، رسیدگی به مشکلات قشر مستضعف می‌باشد.

من از رسانه‌ها ممنونم که به تمام اصول اخلاقی مانند: پرهیز از دروغ، غیبت، تهمت، سایه نمایی، نمامی و.. اهتمام می‌ورزند.

من از رسانه‌ها ممنونم که هیچ گاه با آبروی افراد بازی نمی‌کنند و به صرف (گمانه زنی ها) و (شندین از منابع آگاه و مطلع)، خبری را منتشر نمی‌نمایند.

من از رسانه‌ها ممنونم که سخنان هیچ شخصیتی را تحریف نمی‌کنند و بدون هیچ کم و کاستی، تمام سخنان یک مسئول را منتشر می‌نمایند.

من از رسانه ممنونم که هیچ گاه با بازی با تیترهایشان نخواستند مرا بفریبند.

من از رسانه‌ها ممنونم که همیشه سعی دارند تا در صفحه اولشان، از چگونگی نزدیک شدن به خدا و راههای دوری از شیطان به ما بگویند.

من از رسانه‌ها ممنونم که همیشه در صفحه اولشان از غربت امام زمان(عج) و وظایف منتظران می‌نویسند.

من از رسانه‌ها ممنونم که سعی دارند تا بین مردم و مسئولین و همچنین مسئولین با یکدیگر، وحدت و همدلی برقرار کنند.

من از مدیران رسانه‌ها ممنونم که حداقل هفته‌ای یک‌مرتبه برای خبرنگاران خود، کلاس‌های عقاید و اخلاق برگزار می‌کنند.

من از رسانه‌ها ممنونم که نه  فقط در زمانی که منافع سیاسیشان می‌طلبد، بلکه همیشه به دنبال برطرف کردن مشکلات جوانان هستند.

من از رسانه‌ها ممنونم که مطالبات رهبری را همیشه و به صورت مداوم پیگیری می‌کنند، نه آنکه سخنان مولا را تنها فردای آن روز منتشر نمایند.

من از رسانه‌ها ممنونم که مسائل مهم اساسی، مانند بیداری اسلامی و جهاد اقتصادی را جزء اولویت‌های خود قرار داده‌اند و از پرداختن به مسائل حاشیه‌ای و فرعی  اجتناب می ورزند.

من از رسانه‌ها ممنونم که همیشه تاریخ را برای من زنده کرده اند و نشان دادند که خواص تاریخ چرا رفوزه شدند؛ طلحه و زبیرها، ابوموسی اشعری‌ها، ابن ملجم‌ها، توابین و شمرها چه کسانی بودند.

من از رسانه‌ها ممنونم که اختلافات داخلی مسئولین را به مردم نمی کشانند و سعی دارند مشکلات مسئولان را بین خودشان حل و فصل کنند.

من از رسانه‌ها ممنونم که همیشه دقت کرده‌اند مطالبشان، مورد سوء استفاده دشمنان قرار نگیرد و خدای ناکرده مطلبی را منتشرنکنند که فردایش تیتر رسانه‌های بیگانه بشود.

من از رسانه‌ها ممنونم که صدای یک شهروند را به گوش دیگران می‌رسانند.

...................

نکته:البته این مطلب به منظور نادیده گرفتن زحمات برخی از رسانه‌های دلسوز و انقلابی نیست.

 

حسن عبدالصمد

 

 

طنز

چه کنیم که ثبت نام کنندگان برای کاندیداتوری افزایش پیدا کنند

مزاحمین نوامیس، کودکان و رقاص ها هم می‌توانند کاندید شوند!

 

 

با خبر شدیم که بچه‌های اون ور آبی کلی فکر کردن که چطوری از همین الان حضور مردم رو تو انتخابات کمتر کنن.

بعد از کلی فشار به مغزشون یکیشون گفت: آهان من فهمیدم! تبلیغ می‌کنیم که افرادی که ثبت نام کردن برای انتخابات، نسبت به دوره قبل30  درصد کاهش داشته. یعنی افراد زیادی نیمرن ثبت نام کنن برای کانداتوری در نتیجه ما تحریم می‌کنیم و...

وسط حرفاش بود که یکی از دوستاش گفت: خوب شرایط کاندیداتوری سخت تر شده. دوره های پیش یکی از شروط این بود که مدرک لیسانس داشته باشند اما الان فقط فوق لیسانس ودکترا رو قبول میکنن. این که عیب نیست. باید یه بهانه دیگه ای انتخاب کنیم...

تو همین بحث بودن که یهو سردبیر سایت داد زد: پس چی شد این خبر!!

اینها هم دستپاچه این خبر رو واسه سردبیر فرستادن و از اون جایی که سردبیر مثل همیشه فقط تیتر خبر رو با حالت مستی میخونه خبر رو رو خروجی قرار میده.

 

جوونهای ایرانی هم با دیدن این خبر کلی خندشون میگیره و برای اینکه بیشتر بخندن قسمتی از بیانیه ضدانقلاب‌ها برای انتخابات مجلس رو دور هم میخونن:

 

« انتخابات از نظر ما خیلی چیز مهمیه و از اونجایی که ما همیشه موافق آزادی بدون هیچ قید بند بودیم، برای همین هم این قانون‌ها رو برای ثبت نام کننده‌گان وضع می‌کنیم:

1- پایبند نبودن به هیچ چیز. همه افراد سابقه دار (قاتلان دلسوز، مفسدان اقتصادی محترم، متجاوزین به نوامیس مردم، همجنس گرایان با شعور و معتادان با معرفت)همه این افراد می‌توانند به عنوان کاندید، ثبت نام کنن و اگر هم در زندان به سر می‌برند، ستاد برگزاری انتخابات، قرار وثیقه را برای آنان در نظر می‌گیرد.

2- همه اقشارجامعه،(از رفتگرهای شهرداری تا کفاش، نقاش، رقاص، بشاش؛ هم می‌توانند در این  انتخابات کاندید شوند.

3- تمامی مقاطع تحصیلی(تنها معیار صحبت کردن می‌باشد) از مهدکودک تا دکترا؛ ضمناً برای مراعات حال کودکان، مهدکودک‌های متقاضی می‌توانند، لسیت کودکان کاندید را از طریق ایمیل و یا حتی پیامک برای ما ارسال نمایند.

4-شرط سنی هم وجود نداره (از مادرانی که کودکان خود را در شکم دارند تا پیرزنان خانه سالمندان، همگی می‌توانند در انتخابات شرکت کنند.(وسیله ایاب و ذهاب هم برای خانه سالمندان موجود است)

به این ترتیب میزان ثبت نام کنندگان دوره گذشته نسبت به دوره جدید 120 برابر افزایش پیدا می‌کند! هوراااا

در همین فاصله، حزب (تخریب طلبان) اعلام موجودیت و اعضای خود را معرفی می‌کند:

لیست اعضای جبهه تخریب طلبان فراری:

کمیسیون اقتصادی: مسئول املاک صداقت نو(بیژن قالتاق)

کمیسیون بهداشت: اقدس آمپول زن (لیسانس مامایی، مورد تائید خانم‌های محله)

کمیسیون ورزشی: جان تری(کاپیتان اسبق تیم ملی انگلیس.دارای دیپلم افتخار در فساد اخلاقی و مالی)

کمیسیون فرهنگی: آقا کیومرث (رئیس فال فروشان مترو)

کمیسیون اجتماعی: چنگیزسیبیل، (بلیط فروش محله خالم اینا)

کمیسیون بین الملل: (دوشنبه،کارگر افغانی، متتخصص در ملات، دائم سفر)

کمیسیون کشاورزی: (خدمات چی، گاو داری پرویز و شرکاء)

کمیسیون امنیت: (پسر خاله عبدالمالک ریگی دل رحم)

کمیسیون انرژی: فری بادبزن (دست فروش سر کوچمون)

 

تا کنون این گروها حمایت خود را از (جبهه تخریب طلبان فراری)اعلام کرده‌اند :
جمعیت طلبکاران انقلاب، انجمن حمایت از سلطنت طلبان، حزب جمهوری فقط ایرانی، بنیاد حمایت از مردم مظلوم اسرائیل، سایت‌های خبری سکوت نیوز،حزب باد نیوز، بی‌بصیرت آنلاین، فقط بکوب نیوز، و اهالی روستای فتنه آباد و تفرقه‌شهر در استان، ایرانی ایرانی نخر.

 

 

بررسی مرز بین تخریب و انتقاد در کلام رهبری

عده‌ای تخریب می‌کنند، اسمش را می‌گذارند انتقاد!

وقتى شما طلا را میبرید پیش یک زرگر که نقادى کند، او میگوید که آقا! این عیارش بیست است؛ یعنى عیار بیست را قبول میکند؛ حالا از بیست و چهار عیار - که طلاى خالص است - چهار عیار کم است. این شد نقادى اما اگر چنانچه طلا را بردید مثلاً پیش یک آهنگر و او یک نگاهى کرد و آن را انداخت و گفت: آقا! اینکه چیزى نیست! این اسمش نقادى نیست.

 

 

در دین مبین اسلام بر لزوم نقد و انتقاد سازنده تأکید فراوانی شده است. به طوری که مسلمانان باید نسبت به مشکلات جامعه حساسیت داشته باشند و در صدد رفع آن مشکلات باشند.

روایت معروف «المؤمن مراه المؤمن» به خوبی گویای این واقعیت است. امام صادق(ع) فرموده است: «محبوب‌ترین برادرانم نزد من کسی است که عیب‌هایم را به من هدیه کند.» امام علی(ع) نیز در این بحث می‌فرمایند: «باید برگزیده‌ترین مردم نزد تو آن کسی باشد که عیب تو را به تو هدیه کند و در پیکار با نفست تو را یاری رساند.» بنابراین آنچه در آیات و روایات بر آن تأکید شده است ارائه نقد سازنده و نشان دادن عیب به منظور اصلاح و رفع آن می‌باشد.

در همین آیات و روایات با تخریب و نقد گزنده، به شدت مخالفت شده است. بر همین اساس چه در قرآن و چه در احادیث معصومین(ع) به افرادی که از مردم و مسئولین عیب‌جویی، و آنان را تخریب می‌کنند به شدت حمله شده است. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرمایند: «وای بر هر غیبت‌‌کننده غیبت‌‌جویی» (همزه/ 1).

در این آیه شریفه، «همزه» در لغت به معنای کسی است که به‌ناحق بر دیگران بسیار خرده می‌گیرد و آنچه را عیب نیست از آنان عیب می‌گیرد. این واژه در اصل به معنای شکستن است، بنابراین کسی که از دیگری عیب‌جوی و خرده‌گیری می‌کند، با این کار خود، گویی او را می‌شکند و شخصیت او را خرد می‌کند. «همزه» به معنای عیب نیز است. پیامبر اسلام(ص) فرموده است: «بدترین مردمان کسانی هستند که سخن‌چینی می‌کند و میان دوستان جدایی می‌افکند و کسانی که برای بی‌گناه عیب می‌تراشند.»

با توجه به این آیات و روایات متوجه می‌شویم که دین مبین اسلام‌ حامی و مدافع نقد و انتقاد پویا و سازنده می‌باشد و با تخریب به شدت مخالف است و این عمل غیراخلاقی را تهدیدی برای وحدت و اتحاد تلقی می‌کند.

 

*شاخص های نقد سازنده چیست؟

در روزهای اخیر  با توجه به نزدیک شدن ایام انتخابات، در رسانه ها‌ گروهی شاهد اظهار نظرهای تند برخی از احزاب و گروه‌ها علیه یکدیگر هستیم. عده‌ای برای حزب و گروه خود خطوط قرمز هایی مشخص کرده‌اند و هر کسی را که تشخیص دهند وارد مجموعه خود و هر کسی را که تشخیص دهند مورد انتقاد و یا تخریب قرار می‌دهند.

اکثر این احزاب و گروها بر لزوم پیروی از ولی فقیه و قانون اساسی متفق‌القول هستند. اما آیا تمام این احزاب پایبندی خود را بر این اصول به اثبات رسانده‌اند؟

بدون شک یکی از دلایل برای اثبات این مدعا توجه و پیروی از فرامین رهبری بدون هیچ گونه افراط و تفریط است.

شاید بتوان علت تعدد احزاب و جریانات مختلف در کشور را افراط و تفریط در سیاسیت گذاری ها و همچنین برداشت‌های شخصی از قوانین و سخنان مقام معظم رهبری دانست.

تمامی کارشناسان بر این امر اتفاق نظر دارند که برای شناخت نخبه ممتاز از نخبه مردود می‌توان به اظهارات و عمل کرد او در مقابل با جریانات و موج‌های رسانه‌ای توسل جست.

متأسفانه برخی از افراد در داخل که داری وجهه سیاسی و علمی در کشور هستند، گاهی اوقات اسیر برخی از موج های رسانه‌ای هدایت شده از سوی دشمنان غربی می‌شوند و در زیر چتر انتقاد به تخریب و له کردن چهره رقیب و یا جریان مخالف خود می‌پردازند و  از رسانه‌ای شدن اظهارات خود هیچ ابایی ندارند.

این افراد فارغ از اینکه مطلع باشند که سخنان آنان دقیقاً همان اهداف دشمن است، توسط برخی از رسانه،های دیگر تحریک می‌شوند و آگاه یا نآگاهانه در پازل دشمن نقشی را بازی می‌کنند.

حال این سوال برای مخاطب به وجود می‌آید که  از چه طریقی باید تفاوت انتقاد سازنده و تخریب را شناسایی کند؟

 بدون شک یکی از مهمتیرین شاخص های یک فرد با صلاحیت و قابل اعتماد، مسئله وحدت و تقوا در کلام و در عملکرد اشخاص است.

از این رو برای روشن شدن این صفات و تفاوت نقد و تخریب به شاخص و کدهایی که مقام معظم رهبری در مقاطع زمانی مختلف و حساس، ایراد فرمودند اشاره ای می‌نمائیم:

 

* انتقاد به معناى تضعیف نیست

«البته معناى این حرف آن نیست که ما بگوییم هیچ‏کس حق ندارد از دولت انتقاد کند؛ چون انتقاد به معناى تضعیف نیست. انتقاد اگر دلسوزانه و منصفانه باشد، کمک هم مى‏کند. اگر انتقادى دلسوزانه هم نبود، بالاخره دانسته مى‏شود. در مقابل حرکت دولت، اگر یک وقت عیبجویىِ غیرمنصفانه‏اى هم بشود، نخواهد توانست افکار عمومى و واقعیّتهاى بیرونى را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین من نمى‏خواهم انتقاد را منع کنم؛ اما تخریب را چرا. تخریب به‏هیچ‏وجه مصلحت نیست. با هیچ توجیهى کسى نمى‏تواند خود را قانع نماید که دولت را تخریب کند.»

(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اعضاى هیأت دولت، به مناسبت هفته 04/06/81)

 

* بعضی‌ها طورى انتقاد مى‏کنند که تخریب است

 

«من البته هیچ‏وقت جلوِ انتقاد را نگرفته‏ام و کسى را منع نکرده‏ام. انتقاد صحیح و دلسوزانه ضررى ندارد؛ اما این انتقاد بایستى به تخریب نینجامد. بعضیها طورى انتقاد مى‏کنند که تخریب است؛ این مصلحت نیست. کسى که مسؤولیت سنگینى در کشور بر دوشش هست و از او توقّع داریم که فلان کار را بکند - اقتصاد را درست کند و... - اگر ما او را تقویت نکنیم؛ اگر یک وقت ضعفى هم پیدا شد، آن را نپوشانیم؛ آیا مى‏توانیم چنین توقّعى داشته باشیم؟ باز هم مى‏توانیم امیدوار باشیم که آنچه که ما مى‏خواهیم، انجام خواهد گرفت و آنچه که وظیفه اوست، انجام مى‏گیرد؟ به نظر من، وظیفه همه است که به مسؤولان کشور کمک کنند و آنها را یارى نمایند.»

(پاسخ‌هاى رهبر معظم انقلاب اسلامى به پرسشهاى دانشجویان در دانشگاه صنعتى شریف‏ 01/09/78)

 

*اهانت و تخریب جزء رسوم زشت برخی از کشورهای غربی

«آن کسانى هم که دستى در تبلیغات دارند، فضاى سیاسى کشور را آشفته نکنند؛ بدگویى از این، اهانت به آن، معارضه‌ى جناحهاى سیاسى با هم. مردم چه تقصیرى کرده‌اند که بایستى ذهن آنها به خاطر انگیزه‌هاى مختلف سیاسىِ اشخاص و گروهها و جناحها و مجموعه‌ها، آشفته و مغشوش شود. اینها بگذارند فضاى انتخابات سالم باشد. البته هرکس حق دارد از خود و نامزد انتخاباتى خود دفاع و حمایت کند؛ این مانعى ندارد. تبلیغات در حد متعارف و بدون اسراف و زیاده‌روى، خیلى خوب است؛ اما اهانت، تخریب و بدگویى - این‌کارهایى که جزو رسوم زشتِ بعضى از کشورهاى غربى است - را کنار بگذارند» (خطبه‌‌هاى نماز عید سعید فطر02/08/85)

 

* بعضى از این مطبوعاتى که امروز هستند، پایگاه‌هاى دشمنند

«متأسّفانه امروز مى‏بینم همان دشمنى که به‏وسیله تبلیغات خود، همّتش این بود که افکار عمومى یک کشور را به سمتى متوجّه کند، به‏جاى رادیوها آمده در داخل کشور ما پایگاه زده است! بعضى از این مطبوعاتى که امروز هستند، پایگاههاى دشمنند؛ همان کارى را مى‏کنند که رادیو و تلویزیونهاى بى.بى.سى و امریکا و رژیم صهیونیستى مى‏خواهند بکنند!

من نه با آزادى مطبوعات مخالفم، نه با تنوّع مطبوعات. اگر به‏جاى بیست عنوان روزنامه، دویست عنوان روزنامه در این کشور در بیاید، بنده خوشحالتر هم خواهم بود و از این‏که روزنامه‏هاى کشور زیاد شوند، هیچ احساس بدى ندارم. اگر مطبوعات، آن‏طورى که در قانون اساسى هست، مایه روشنگرى باشند؛ مصالح کشور را رعایت کنند، به نفع مردم قلم بزنند، به نفع دین قلم بزنند، هرچه بیشتر باشند، بهتر است. اما امروز مطبوعاتى پیدا مى‏شوند که همه همّتشان، تشویش افکار عمومى و ایجاد اختلاف و بدبینى در مردم و خوانندگانشان نسبت نظام است! ده عنوان، پانزده عنوان‏روزنامه، گویا از یک مرکز هدایت مى‏شوند؛ با تیترهاى شبیه به هم در قضایاى مختلف. قضایاى کوچک را بزرگ مى‏کنند و تیترهایى مى‏زنند که هرکس این تیترها را مى‏بیند، خیال مى‏کند که همه چیز در کشور از دست رفته است! اینها امید را در جوانان مى‏میرانند؛ روح اعتماد به مسؤولان را در آحاد مردم کشور تضعیف مى‏کنند و نهادهاى اصلى کشور را مورد اهانت و توهین قرار مى‏دهند!

من مى‏دانم که در بسیارى از این مطبوعات، آدمهاى خوب و مؤمنى مشغول کارند - چه کسانى که قلم مى‏زنند، چه کسانى که اداره مى‏کنند - اما در لابلاى همینها اثرِ انگشت «عبداللَّه‏بن‏ابى‏ها» را مى‏بینم: تفرقه‏افکنیها، اختلاف‏افکنیها، تشنج آفرینیها، تشویش افکار عمومى، نا امید کردنها، یأس پراکنیها، چهره‏سازى عناصر وابسته و مرید دشمن، از نظر انداختن عناصر مفید و مؤمن و مخلص و دلسوز! البته این کارها به جایى هم نخواهد رسید؛ خداى متعال رسوا مى‏کند.»  بیانات بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار با جوانان در مصلّاى بزرگ تهران‏01/02/79)

 

*مسائل اختلافی را در در مجامع تخصصی بیان کنید

«هر کس حرفی و طرحی درباره آینده کشور و حل مسائلی همچون تورم و گرانی دارد آنرا به ویژه در مجامع تخصصی بیان کند اما این مسائل نباید با تخریب مسئولان و دولت همراه شود همچون روند موجود در برخی کشورهای غربی، به بهانه دمکراسی، موجب تضعیف و تخریب مسئولان شود. فضای باز و آزادیهای جاری، امکان اظهار نظر را درباره هر مسئله ای برای همه فراهم آورده است اما نباید دچار بی انصافی شد و با هدف تخریب دیگران به اظهار نظر پرداخت.

همه جناحها و مسئولان و اشخاص باید مراقب گفتار و رفتار خود باشند و نخبگان و سیاسیون بهتر است این واقعیت را در نظر داشته باشند که مردم نیز از این اخلاق ناراضی هستند و به دور از حرفهای مخرب، آگاهانه تصمیم می گیرند.»

 (نماز جمعه تهران با امامت ولی امر مسلمین در دانشگاه تهران اقا 29/06/87)

 

* امید را در دلهاى مردم متزلزل نکنید

«توقّع دوم این است: نظامى را که قبول دارند، تضعیف نکنند. نمى‏گوییم به فلان وزیر یا فلان مسؤول یا فلان بنیاد یا فلان نهاد انقلابى، اعتراض نکنید. اگر اعتراض و انتقاد در حدّ معقولى باشد، چه مانعى دارد؟! به قول آقایان دولتیها «سازنده» هم هست. بر سرِ انتقاد، بحثى نداریم. بحث بر سرِ نظام است. از آن‏جا که پایه هر نظام و هر زندگىِ فردى بر امید است، پس امید را در دلهاى مردم متزلزل نکنید. این، یکى از سفارشهاى ماست. به گونه‏اى حرف نزنید که پیر و جوان و زن و مرد، افق آینده خود را تیره و مه آلود ببینند. چرا این کار را مى‏کنید؟! ایران که افق مه آلود و تیره‏اى ندارد! این ملت، ملتى است که با همه مشکلات بزرگ در طول قرنها دست و پنجه نرم کرده و بر همه آنها، ولو بعد از گذشت مدتها، فائق آمده است. پس افق تیره‏اى در کشور نداریم.»

(بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار مدیران و مسؤولان مطبوعات کشور 12/02/75)

 

* بعضیها طورى انتقاد مى‏کنند که تخریب است

 

«من البته هیچ‏وقت جلوِ انتقاد را نگرفته‏ام و کسى را منع نکرده‏ام. انتقاد صحیح و دلسوزانه ضررى ندارد؛ اما این انتقاد بایستى به تخریب نینجامد. بعضیها طورى انتقاد مى‏کنند که تخریب است؛ این مصلحت نیست. کسى که مسؤولیت سنگینى در کشور بر دوشش هست و از او توقّع داریم که فلان کار را بکند - اقتصاد را درست کند و... - اگر ما او را تقویت نکنیم؛ اگر یک وقت ضعفى هم پیدا شد، آن را نپوشانیم؛ آیا مى‏توانیم چنین توقّعى داشته باشیم؟ باز هم مى‏توانیم امیدوار باشیم که آنچه که ما مى‏خواهیم، انجام خواهد گرفت و آنچه که وظیفه اوست، انجام مى‏گیرد؟ به نظر من، وظیفه همه است که به مسؤولان کشور کمک کنند و آنها را یارى نمایند.»

(پاسخ‌هاى رهبر معظم انقلاب اسلامى به پرسشهاى دانشجویان در دانشگاه صنعتى شریف‏ 01/09/78)

 

* نامزد مورد علاقه‌ خودتان را تمجید کنید، اما دیگران را تخریب نکنید

«از طرف علاقه‌مندان به نامزدهاى انتخاباتى گوناگون، بداخلاقیهاى انتخاباتى، شایسته‌ى ملت ما نیست؛ تهمت زدن آدمهاى مؤمن را، مصونیت‌دار از لحاظ اسلامى و شرعى را؛ در معرض هتک آبرو قرار دادن در شبنامه‌ها، در مطبوعات، در پایگاههاى اینترنتى و غیره، اینها اصلاً مصلحت نیست. من به طور جد از همه‌ى کسانى که نسبت به نامزدهاى مختلف علاقه‌مندى‌اى دارند، درخواست میکنم، اصرار میکنم که این علاقه‌مندى خودتان را از راه تخریب دیگران، اهانت به دیگران، متهم کردن دیگران نشان ندهید. هرچه میخواهید، از نامزد مورد علاقه‌ى خودتان تمجید کنید، تعریف کنید؛ اما دیگران را تخریب نکنید. این علامت بدى است. بعضى جاها در دنیا معمول است اسرار خانوادگى یکدیگر را برملا میکنند، عکسهاى پنهانى از هم میگیرند، افشا میکنند.»

(بیانات در اجتماع عظیم مردم یزد 12/10/86)

 

* به خاطر علاقه به نامزدانتخاباتی خود ، نامزد دیگر را تخریب نکنید

«به همه‏ى برادران و خواهران و همه‏ى ملت عزیز ایران سفارش مى‏کنم که فضاى انتخابات را، هم گرم و هم سالم نگه دارند. کسانى که به یک نامزد انتخاباتى علاقه‏مندند، مراقب باشند به خاطر علاقه‏ى به او، نامزد دیگر را تخریب نکنند؛ این بین مردم اختلاف و نقار ایجاد مى‏کند؛ علاوه بر این‏که تخریب اساساً کار درستى نیست و فایده‌ای هم ندارد. کسى که با تخریب یک نامزد انتخاباتى مى‏خواهد آراء او را کم کند، به مقصود خودش دست پیدا نمى‏کند؛ هم یک کار غلط و خلاف منطق و در موارد بسیارى خلاف شرع انجام مى‏گیرد، هم فایده‌ای گیر او نمى‏آید. فضا را سالم نگه دارید. شما از نامزدِ خودتان حمایت کنید، دیگران هم از نامزدِ خودشان حمایت کنند و به او رأى دهند. در پیدا کردن نامزد مورد نظر دقت کنید. به کسى گرایش پیدا کنید که به دین مردم، به انقلاب مردم، به دنیاى مردم، به معیشت مردم، به آینده‏ى مردم و به عزت مردم اهمیت مى‏دهد. بحمداللَّه میدان براى آزمودن و دیدن و شناختن باز است؛ ملت ما هم هشیار است.»

(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینى (ره) 14/03/84)

 

* تخریب، فضاى انتخابات را خراب می‌کند

«بعضى فضاى انتخابات را خراب میکنند؛ تخریب کردن، اهانت کردن و خُرد کردن شخصیتهاى گوناگون، همه بر خلاف اقتضاى سلامت انتخابات است. هم مطبوعات، هم رادیو و تلویزیون، هم کسانى که به ابزارهاى گوناگون ارتباط جمعى دیگرى مجهز هستند - رایانه‌ها و شیوه‌هاى رایانه‌اى - هم کسانى که یک منبرى براى سخن گفتن دارند؛ مثل خطباى جمعه و نمایندگان مجلس شوراى اسلامى؛ همه توجه داشته باشند که «تخریب، فضاى انتخابات را خراب میکند». شما از آن کسى که به او علاقه‌مندید، دفاع کنید؛ هیچ مانعى ندارد؛ اما به آن کسى که رقیب اوست، مطلقا حمله نکنید؛ تخریب نکنید. این تخریب و این حرف‌زدنها و اهانت کردنها، نه حجیت دارد براى مستمعان، و نه جایز است؛ به خاطر اینکه فضا را خراب میکند.»

(بیانات‌ در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى‌ 18/07/85)

 

* عده‌ای تخریب می‌کنند، اسمش را می‌گذارند انتقاد!

«به انتقادها هم توجه کنید؛ البته بعد هم عرض خواهم کرد. انتقاد با تخریب فرق دارد. متأسفانه خیلیها تخریب می‌کنند، ولى اسمش را می‌گذارند انتقاد. آن جایى که واقعاً انتقاد است و کسانى با نظر خیرخواهانه، نقاط مثبتِ کارى را توجه می‌کنند و نقاط اشکالش را هم ذکر می‌کنند، اینها را با سعه‌ى صدر گوش بدهید؛ نه این که همه جا قبول کنید - چون ممکن است آن منتقد اشتباه کرده باشد - اما گوش کنید تا آن جائى که واقعاً درست است از شما فوت نشود. اینها چیزهایى است که قبلها عرض کرده‌ایم؛ حالا هم تأکید میکنیم. به بعضیها توجه شده، بعضى را هم باید بیشتر توجه بکنید.

یک مسئله هم - که مسئله‌ى آخر باشد که عرض میکنیم - مسئله‌ى انتقاد و تخریب است. مرز انتقاد و تخریب چیست؟ تخریب بکنند و اسمش را بگذارند انتقاد؛ یا از ما انتقاد بشود و ما تلقىِ تخریب از آن داشته باشیم. خب، باید مشخص بشود تخریب کدام است و انتقاد کدام است. معناى انتقاد آن ارزشیابىِ منصفانه‌اى است که یک آدم کارشناس میکند؛ نقادى همین است دیگر. وقتى شما طلا را میبرید پیش یک زرگر که نقادى کند، او میگوید که آقا! این عیارش بیست است؛ یعنى عیار بیست را قبول میکند؛ حالا از بیست و چهار عیار - که طلاى خالص است - چهار عیار کم است. این شد نقادى. البته زرگر هم هست و وسیله‌ى نقادى را هم دارد. اما اگر چنانچه طلا را بردید مثلاً پیش یک آهنگر و او یک نگاهى کرد و آن را انداخت و گفت: آقا! اینکه چیزى نیست! این اسمش نقادى نیست. اولاً اصل طلا بودن این، انکار شده. خب، بالاخره مرد حسابى! حالا عیار بیست و چهار ندارد، عیار بیست که دارد؛ این را قبول کن! ثانیاً: شما که اهل این کار و آشناى این کار نیستى!»

( بیانات در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضاى هیئت دولت 02/06/87)

 

*انتقاد خدمت است و تخریب خیانت

«آدم متأسفانه مى‌بیند چیزهایى که به نام انتقاد از دولت و نقادى دولت، امروز گفته می‌شود، شکل همین تخریب را دارد: یعنى انکار امتیازات، قبول نکردن برجستگیها و کارهاى خوب، و درشت کردن و برجسته کردن ضعفها. خب بله، ضعف هست. هر دولتى بالاخره ضعف دارد؛ انسانها ضعف دارند دیگر؛ ضعفها را بگویند، قوّتها را بگویند. جمع‌بندىِ کار یک دولت، آن وقتى است که ضعفها و قوّتها را منصفانه پهلوى همدیگر قرار بدهند؛ آن وقت میشود جمع‌بندى کرد.

انتقاد خوب است، تخریب بد است؛ انتقاد خدمت است، تخریب خیانت است؛ نه خیانت به دولت، بلکه خیانت به نظام و خیانت به کشور است. نباید تخریب بکنند، انتقاد بکنند.»

(بیانات در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضاى هیئت دولت 02/06/87)

 

*با تخریب، جدول دشمن را کامل نکنید

«در انتقادها، مرز میان انتقاد سازنده و تخریب رعایت شود و سخنان به گونه ای نباشد که جدول دشمن را کامل کند و زمینه گسترش بدبینی در جامعه را فراهم آورد. »

(دیدار جمعی از اساتید دانشگاه‌ها با رهبر انقلاب 02/06/90)

 

 

* انتقاد، نق‌نق نیست

«انتقاد» که دوستان ذکر مى‌کنند و به تعبیر این دوستمان مى‌گویند انتقادگرى «نق نقو» تلقى نشود؛ نه، انتقاد، نق‌نق نیست؛ انتقاد - معناى لغوى انتقاد را نمى‌خواهیم بگوییم- یعنى همان عیب‌جویى. منظور از انتقادى که ممکن است نق‌نقو بودن از آن تلقى شود؛ یعنى عیب‌جویى کردن. دو نوع عیب‌جویى ممکن است؛ الان من و شما روبه‌روى هم نشسته‌ایم، خیلى آزادانه مى‌توانیم از هم عیب‌جویى کنیم؛ شما هم از من عیب‌جویى کنید، من هم از شما عیب‌جویى کنم. منتها این عیب‌جویى دو نوع است؛ یک وقت عیب‌جویى جنبه‌ى تحقیر، اهانت، طرف را به خاک سیاه نشاندن، از طرف انتقام گرفتن و چهره‌ى او را در نظر دیگران زشت کردن است و این کار در هیچ عرف نجیبانه‌اى - نمى‌گویم اسلامى - ممدوح نیست. یک وقت هم نه، هدف از انتقاد، دلسوزى است، تکمیل است، برطرف کردن عیب است و آیینه‌وار نمودن عیب شخص یا نظام یا مدیر یا مردم به خود آنهاست و این ممدوح است. ممکن است این هم به نظر شنونده تلخ باشد؛ اما این تلخى، تلخى گوارایى است. این هیچ ایرادى ندارد. حالا من ادعا مى‌کنم از نظر دستگاه هم ایرادى ندارد؛ اگر شما در این تردیدى دارید، من به شما صادقانه مى‌گویم، لااقل از نظر شخص من، هیچ ایرادى ندارد. ببینید! این هدف و این جهتگیرى در کیفیت کار معلوم مى‌شود؛ یعنى اینکه ما توقع داشته باشیم یک جورى انتقاد کنیم که آن جهتگیرىِ اول در آن وجود داشته باشد، اما مردم یا مخاطبین خیال کنند که ما داریم دلسوزى مى‌کنیم، این هم نمى‌شود. همین‌طور که چند نفر از دوستان گفتید، مخاطبین ما هوشمندند و مى‌فهمند»

بیانات در دیدار جمعى از کارگردانان سینما و تلویزیون‌ 22/03/85

 

* انتقاد در واقع هدیه کردن عیوب آنها به خود آنهاست

«وحدت کلمه را حفظ کنید. یکى از بدترین کارها این است که مسؤولان موظف نظام، به وسیله‌ى اشخاص دیگر - صرفا به خاطر این‌که تریبونى در اختیارشان قرار گرفته - مورد تخریب واقع شوند. انتقاد کردن غیر از تخریب کردن است. انتقاد، خوب و نعمت است. اگر دولت یا مسؤولان دیگر، مورد انتقاد قرار نگیرند، عیوب خودشان را نمى‌فهمند. انتقاد در واقع هدیه کردن عیوب آنها به خود آنهاست. ممکن است گاهى انتقاد درست باشد، ممکن هم هست نادرست باشد؛ اما انتقاد کردن غیر از تخریب کردن است. نه قوه‌ى مجریه و دولت را تخریب کنید؛ نه قوه‌ى قضاییه را تخریب کنید؛ نه قوه‌ى مقننه را تخریب کنید؛ بخصوص کسانى که خودشان جزو این مجموعه هستند؛ تخریب آنها یک عیب مضاعف است. باید یکپارچه باشید؛ کمااین‌که هدف و خاستگاه فکرى شما یکى است. این معنى ندارد که اگر کمبود و ضعفى در کار دولت و در بخشى ایجاد شد، کلیت دولت مورد اهانت قرار گیرد و یا اگر کسى به یک حکم قضایى اعتمادى ندارد، قوه‌ى قضاییه را تخریب کند. بدترین رفتار با قوه‌ى قضاییه‌ى یک کشور همین است که کسى به خاطر نپسندیدن صدور و اجراى حکمى از صدها و هزاران حکم، بنا کند کل قوه‌ى قضاییه و دادگسترى کشور را زیر سؤال بردن و مورد اهانت قرار دادن. یکى هم یک حکم دیگر را قبول ندارد، دیگرى هم حکم سومى را قبول ندارد؛ این‌که مجوز اهانت نمى‌شود. اهانت کردن و تخریب کردن و زیر سؤال ناشایست بردن قوه‌ى مقننه - چه مجلس و چه شوراى نگهبان که جزو قوه‌ى مقننه است - برخلاف مصالح ملت و ناسپاسى نسبت به رأى ملت است. همه باید مراقب باشند.» (بیانات پس از مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهورى سید محمد خاتمى 11/05/1380)

 

* تضعیف دیگری خلاف رضای خداست

«باید کوشش کنید در تأیید، نه کوشش کنید در انتقاد. انتقاد سالم باید بکنید، این هم در پیشرفت مسائل مؤثر است. انتقاد سالم و راهنمایی دولت در همه کارهایی که می‏خواهد انجام بدهد، اینها از اموری است که لازم است. اما اینکه خدای نخواسته، یک وقت برای اینکه اثبات کنید مطلب خودتان را راجع به دولت، بخواهید کارشکنی بکنید، دولت را به شکست وادار کنید، ملت را تضعیف کنید، دولت را تضعیف کنید، اسلام را به شکست برسانید، این یک مطلبی است که الزاماً باید جلوش گرفته بشود و من امیدوارم این جور نباشد....

در نطقهای قبل از دستور و در صحبتهایی که وقتی معرفی می‏کنند وزرا را هتاکی نکنند این از شأن آقایان دور است. نباید یکی دیگری را تضعیف کند، همدیگر را تضعیف کنند، نه آنهایی که در اکثریت هستند، نه آنهایی که در اقلیت هستند، نه آنهایی که ممتنع هستند، هیچ‏کدام نباید این کار را بکنند، برای اینکه این خلاف رضای خداست، خلاف شرع است.»

امام خمینی(ره)

* شاخص های یک انتقاد سازنده

با توجه به این رهنمودها اگر بخواهیم شاخص‌هایی را برای یک انتقاد سازنده و مصلح مطرح کنیم ، باید به موارد زیر اشاره کنیم:

1. دیدن ویزگی‌های مثبت در کنار ویزگی های منفی(انصاف) 

2. انتقاد از سر دلسوزی و در جهت اصلاح باشد

3. انتقاد به نحوی باشد که اذهان عمومی را نسبت به مسولین ناامید نکند

4. انتقاد، خوارک رسانه‌های بیگانه نشود.

5. انتقاد تا حد ممکن به خود شخص و یا در محافل تخصصی گفته شود و از رسانه‌ای کردن آن پرهیز شود.

6. منتقد بر شرایط آگاهی و اشراف داشته باشد

7. انتقاد به عملکرد، نه به خود شخص باشد

8. انتقاد همراه با پیشنهاد و راهکار باشد

 

با این اوصاف هر کسی که وارد میدان انتقاد می‌شود باید دقیقا به این ویزگی‌ها اهتمام بورزد تاانتقاد او اثر داشته باشد.

حال باید دید که مسئولین در اظهارنظرهای خود و رسانه‌ها در قبال انتشار و نحوه پرداختن به سخنان افراد تا چه میزان به این اصول پایبند هستند.

 

حسن عبدالصمد

 

رسانه‌‌هایی که تنها به فکر جذب مخاطب هستند

متأسفانه در برخی از رسانه‌های کشور وظیفه یک رسانه خوب تنها انعکاس بدون دخل و تصرف خبر مطرح می‌شود و به این فکر نمی‌شود که بازتاب سخن فلان مسئول و پخش آن در افکار عمومی، چه تبعاتی را به دنبال دارد.

 

این روزها هر چه به ایام انتخابات نزدیکتر می‌شویم اظهار نظرهای مسئولان و افرادی که سخنشان در جامعه اثرگذار است بیش از گذشته منعکس می‌شود.

در این میان سخنان برخی افراد بلافاصله در خبرگزاری‌ها و جراید منتشر می‌شود و افکارعمومی را به سمت جهت‌گیری های خاص هدایت میکند.

از همین باب اهمیت این نکته که این افراد باید تا چه حد در کلام و اظهارات خود مراقبت داشته باشند بسیار مشهود و غیر قابل انکار است اما وقتی در اول صبح نگاهی  به روزنامه‌های کشور می‌اندازیم تنها باید در صفحه اول شاهد دعوای دو شخص، دو گروه ،دو جبهه یا  دوجناح باشیم.

فردی درباره فردی دیگر درست یا غلط اظهار نظری کرده و آن رسانه بدون اینکه بداند این مطلب دردی از مردم و مسئولان دوا میکند یا خیر آن را منتشر می‌نماید.

از طرفی دیگر رسانه ها هم در مقابل سخنان افراد وظایفی بر عهده دارند. متأسفانه در برخی از رسانه‌های کشور وظیفه یک رسانه خوب تنها انعکاس بدون هیچ دخل و تصرف خبر مطرح می‌شود و به این فکر نمی‌شود که بازتاب سخن این مسئول در رسانه و کشیدن این موضوع به مردم، چه تبعاتی را به دنبال دارد.

آیا این سوال برای یک رسانه مطرح است که اگر این اتهامی که فلان شخص به دیگری زد و من منتشرش کردم، اگر خلاف واقع باشد چه جوابی را باید در پیشگاه الهی داشته باشم؟ آیا یک رسانه قبل از انتشار خبر یا تحلیلش، به وحت ملی هم فکر می‌کند؟ آیا یک رسانه این اعتماد به نفس را دارد که مطالب اخلاقی فرهنگی را جزء خبرهای دسته اول خود منتشر کند؟

براستی آخرین بار کدام خبرگزاری و یا روزنامه ای را دیده‌اید که در صفحه اول خود از امام زمان(عج) و وظایف منتظر واقعی  تیتر زده باشد؟ از خطبه های علی (ع) گفته باشد؟ از عبرت های تاریخ گفته باشد؟ کدام خبرگزاری و روزنامه را سراغ دارید که هم‌اکنون در حال فرو نشاندن آتش اختلافات است؟ کدام خبرگزاری و روزنامه را سراغ دارید که هم‌اکنون در حال ایجاد وحدت بین مردم با مسولان و یا مسولان با یکدیگر هستند؟

کدام خبرگزاری و روزنامه را سراغ دارید که در تیتر اولش بازگو کردن و علاج مشکلات رایج جامعه مثل رواج غیبت و تهمت اباحی گری و... را درج کرده باشد؟.

اما در میان تمام سوالات مطرح شده نگاهی فرمایشات مقام معظم رهبری می‌تواند تا حدی نگاه آینده رسانه‌ها را تحت تاثیر قرار دهد. رهبر معظم انقلاب خطاب به رسانه ها می‌فرمایند: "مسؤولان، فرزانگان، دلسوزان و کسانى که با افکار عمومى مواجهند، نباید بگذارند که دستهاى بدخواه بیاید و میکروبهاى اختلاف را در فضاى ذهنى تزریق کند. چه فایده‏اى براى مردم دارد؟! چه کمکى به مردم است که شعارهاى اختلاف‏آمیز و شعارهاى تفرقه‏انگیز در میانشان رواج پیدا کند؟! نیاز واقعى مردم، اینها نیست؛ نیاز واقعى مردم چیز دیگرى است. اختلاف‏افکنى، ایجاد دغدغه و دلهره میان مسؤولان و میان مردم، خدمتى به مردم نمى‏کند. این انقلاب و این نظام اسلامى و این ملت بزرگ، از عوامل حقیقى اقتدار و بقاء برخوردارند". «مشروح بیانات مقام معظم رهبرى در جمع مردم استان اردبیل‏1379/05/03».

"بعضی‌ها هم همّشان این است که بنشینند و ذهن و چشم و دست و قلم و زبان مصرف کنند، براى اینکه آتش اختلافى بیفروزند و به اسم مسائل خطّى و حزبى و گروهى و جناحى، دو دسته را به جان هم بیندازند! این کارها را باید رها کنند... نگرانى آن‌جاست که به‌جاى پرداختن به مسائل واقعى زندگى مردم، به مسائل سیاسى با نامهاى جعلى و گوناگون بپردازند و با اختلاف‌افکنى و متشنّج کردن فضاى سیاسى کشور، دشمن را خشنود کنند؛ اینها بد است. بنده به همه‌ى کسانى‌که در هدایت افکار عمومى و ارائه‌ى راه درست نقش دارند، نصیحت مى‌کنم که وظیفه‌ى الهى و وظیفه‌ى اسلامى خودشان را بدانند؛ وظیفه‌ى در مقابل این ملت و این کشور را بدانند"«بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار اقشار مختلف مردم‏1378/12/11».

شاید بسیاری از مردم به جزئیات و حربه‌های تیترنویسی در رسانه‌ها آگاهی نداشته باشند اما اگر همین مردم در جلسه‌ای که فلان مسول سخنرانی کرده باشد حضور پیدا کرده باشند و فردایش انعکاس سخن آن فرد را در رسانه ببیند، ناگزیر به بی‌توجهی برخی از رسانه‌ها پی می‌برند.

اهالی رسانه به خوبی می‌دانند که گاهی سخن یک فردی را می‌شود طوری تیتر زد که دقیقاً معنای خلاف مراد گوینده را بدهد. این یک واقیت است که اکثر رسانه ها با توجه به سلایق حزبی و گروهی خود تیترهایی را انتخاب می‌کنند و حتی برخی از این طریق قصد کاسبی برای افزایش مخاطب خود را در پیش گرفته اند.

این جسارت تا حدی پیش رفته است که در برخی از موارد شاهد آن هستیم که این خبط بزرگ در مورد سخنان رهبر معظم انقلاب به کار گرفته می‌شود. این مسئله تا جایی پیش می‌رود که رهبر انقلاب هم در فردای روز سخنرانی خود نسبت به انعکاس نادرست سخنانش انتقاد و گله  میکند.

برای نمونه رهبر معظم انقلاب در سخنرانی خود در جمع مردم  فارس سخنان خود را با نقطه عطفی در القای آرامش به فضای ملتهب ایجاد شده توسط برخی جریان‌ها و رسانه‌ها در چند روز اخیر مطرح می‌کنند اما متأسفانه بعد از سخنان آرامش بخش ایشان برخی سایت‌ها، خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های داخلی آگاهانه و یا ناآگاهانه به گونه‌ای سخنان رهبر فرزانه انقلاب را منتشر کردند که گویی بیانات ایشان درباره جلوگیری از انحراف در آرمان‌های ملت ایران، مربوط به ماجرای مربوطه است.

پرداختن بدون تحلیل و برجسته کردن این بخش از سخنان رهبری که "تا زنده هستم نخواهم گذاشت انحرافی در حرکت ملت ایران ایجاد شود" بدون اشاره به مابقی گفتارهای معظم‌له سبب شد تا در فردای آن روز رهبر معظم انقلاب در دیدار وزیر کشور و جمعی از فرماندهان نیروی انتظامی مطرح کنند: متأسفانه برخوردی که برخی روزنامه ها با این سخنان کردند، بجای القای آرامش در کشور، القای دوگانگی و دعوا را می‌کرد. نباید به گونه ای صحبت و یا مطلبی نوشته شود که القای تنش و درگیری در جامعه باشد زیرا این موضوع، خلاف شرایط کنونی کشور است.

از آن روز چند ماه می‌گذرد. حال باید پرسید که آیا رسانه‌های داخلی همان خط و مشی گذشته را دنبال نمی‌کنند؟ آیا انتقاد رهبری از آنان شامل، وضعیت کنونی آنان نمیشود؟

اینجا سوالی در ذهن مخاطب صورت می‌گیرد که فلان رسانه‌ای که مدعی پیروی از خط امام و رهبری است، چرا سخن رهبری را سمعاً و طاعتاً گوش نمیدهد و به جای عذرخواهی و جبران اشتباهات مکرر، عملکرد رسانه‌اش را توجیه می‌کند؟

در نکات بالا قصد نگارنده که خود نیز از اهالی رسانه است ایجاد تلنگری در فضای ارتباطاتی کشور بوده تا با نزدیک شدن به انتخابات مجلس حرکتی در جهت مقاصد دشمنان نظام صورت نگیرد.

در راستای بهره‌مندی از یک راهبردی ایده‌آل تنها ایده‌ای که می توان از آن یاد کرد یادآوری کلید‌واژه‌هایی است که رهبر انقلاب در بازه های زمانی مختلف به آن اشاره کرده‌اند.

شاید خواندن این سخنان بتواند معیاری برای سنجش عملکرد رسانه‌ها باشد.


"یکى از کارهائى که لازمه‌ى تقواى ماست، فرو نشاندن آتش است. این شعله‌ور شدن آتش - مراد، همین آتشهاى اختلافاتى است که بین مجموعه‌ها هست، بین گروه‌ها هست، بین دستگاه‌ها هست - در حکم آتش سوزان است. سعى همه باید این باشد که اطفاء کنند. نباید بر روى آتش بنزین پاشید، نباید آتشها را مشتعل کرد. اینکه ما مکرر در مکرر توصیه میکنیم به دوستان، به مسئولین، به کسانى که تریبون دارند، به کسانى که حرفشان یا به طور عموم یا در بخشى از فضاى کشور منعکس می‌شود، که گفته‌ها را، زبانها را، اظهارات را، تعبیرات را کنترل و مراقبت کنند، به خاطر این است. گاهى اوقات یک تعبیرى نه فقط ضد اطفاء نائره است، بلکه مشتعل کردن هرچه بیشتر نائره است؛ اطفاء نیست، بلکه ضد اطفاء است .بیانات در دیدار مسئولان نظام جمهورى اسلامى ایران"1390/05/16.

ایشان در سخنانی دیگر می‌فرمایند: "اتحاد و اتفاقى که رمز همه‌ى پیشرفتها و پیروزیهاست، امروز بیشتر از همه براى این کشور لازم است. مسئولین کشور هم واقعا دارند زحمت میکشند، حقیقتا دارند زحمت میکشند. دولت، مسئولین، مدیران بخشهاى مختلف، تلاش میکنند. اگر کسى ایراد و انتقادى هم دارد، نباید آن را جورى مطرح کند که این مدیرى که در تلاش هست براى اینکه کار را بهتر انجام دهد، او را تضعیف کند. اختلافات غالبا از هوسهاى نفسانى بر میخیزد. اگر کسى بگوید این عمل من که اختلاف‌انگیز بود، تفرقه‌انگیز بود، براى خداست، این را باور نکنید. تفرقه‌ى بین مؤمنین کار خدائى نیست، براى هدف خدائى انجام نمیگیرد؛ کار شیطانى است؛ کار شیطانى است. ایجاد بغضاء و کینه بین مؤمنین، فضاى اختلاف را به وجود آوردن، این کار شیطان است، کار خدائى نیست. کار خدائى همدلى است. یک نفر یک کارى دارد، مسئولیتى را بر عهده گرفته، دیگران باید کمک کنند تا کار را خوب انجام دهد. اگر ضعفى داشت، به او تذکر دهند؛ اما نگذارند او تضعیف شود. این کسى که این علم را بر دوش کشیده، بلند کرده، همه باید کمکش کنند؛ یکى عرقش را پاک میکند، یکى بادش میزند. اگر دیدند که در نگه داشتن علم دارد اشتباه میکند، راهش این نیست که یک مشتى هم به پشتش بزنند، خود او و علم را سرنگون کنند. راهش این است که کمکش کنند این اشکال برطرف شود؛ این نکته را باید همه توجه کنند، بخصوص کسانى که در عرصه‌ى سیاست و در عرصه‌ى فرهنگ و در عرصه‌ى رسانه و در عرصه‌هاى گوناگون نقش و حضورى دارند) بیانات در دیدار مداحان اهل‌بیت (علیهم‌السّلام "

حسن عبدالصمد