باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

خدایا ببخش مرا به خاطره آن مطلب هایی که بخاطر تو ننوشتم

ببخش مرا به خاطره کامنت هایی که تو در آن نبودی

ببخش مرا از اینکه با مطلبم بنده ای را از خدا دور کرده ام

ببخش مرا که میتوانستم با اطلاع بیشتر بنویسم اما کم کاری کردم

ببخش مرا که وقتی مطلبم پرنظر و یا وبلاگم پر بازدید شد گمان کردم که از سعی تلاش خودم است و تو را فراموش کردم.

ببخش مرا که در وبلاگی مطلبی به چشمم خورد که تو در آن بودی ولی در آن تأمل و درنگ نکردم

ببخش مرا به خاطر اینکه به دوستی در وبلاگی بی ادبی و یا بی اعتنایی کردم

ببخش مرا به خاطر اینکه شکر این نعمت را بجا نیاوردم

ببخش مرا برای اینکه بدون قصد قربت و بدون وضو پشت میز کار نشستم

ببخش مرا که گاهی اوقات به جای وظیفه و تکلیف به سلیقه خود نوشتم و نظر گذاشتم

خدایا من را ببخش که کلبه ام آماده پذیرایی از حضرت ولی عصر (عج)نبود چرا که برای خود مینوشتم نه برای او...

خدایا از (تو) نوشتن را به من آموختی (برای تو) نوشتن هم به من بیاموز که چه سخت و چه شیرین است (برای تو) نوشتن...

طبقه بندی موضوعی

عکس2/حیوانات سخن می گویند

چهارشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۱، ۱۲:۳۸ ب.ظ

 

بیاییم کمی انسان باشیم!

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۱/۰۶/۱۵
  • ۱۱۹ نمایش

نظرات (۱۱)

وبتون خیلی زیباست. موفق باشید
سلام، عکس دومی واقعا زیبا بود ممنون!
این جلسات برای بعضی از دوستانم هست که در جریانش هستن (خانمها)
یا علی
یک جمله اخلاقی از شهید مصطفی چمران:

آنان که به من بدی کردند مرا هوشیار ساختند . آنان که به من انتقاد کردند راه و رسم زندگی را به من آموحتند . آنان که به من بی اعتنایی کردند صبر و تحمل را به من متذکر شدند . آنان که به من خوبی کردند مهر و وفا را به من آموختند ......

پس خدایا به همه اینان که باعث تعالی دنیوی و اخروی من شدند خیر و نیکی دنیا و آخرت عطا بفرما...
سلام اخوی.خیلی تصاویر زیبایی هستن.ای کاش کمی خدا رو در زندگیمون شریک کنیم اونوقت .....
درود
عکس بدون شرح،حرف بسیار داشت...
مرا بخوانید و نظرتان را در مورد داستان جدیدم بنویسید.
ممنون
سلام
خیلی زیبا بود. پر مغز، پرمعنی، سراسر فریاد در عین سکوت
موفق باشی
جلوه و مرید و مراد

جلوه همیشه مراتب فلسفى و حکمتى را به زبان شوخى و فکاهى ادا می‏کرد. مى‏گویند وقتى سر به جیب تفکر فرو برده بود و با کسى تکلم نمی‏کرد و مثل این بود که مشغولیات ذهنى مهمى دارد روز سوم با چهره گشاده و خندان گفت:
بالاخره قضیه حل شد!
یکى از او پرسید:
این مسئله غامض چه بود که ما را چند روز از محضر استاد محروم کرد؟
جلوه گفت:
در تمام این مدت فکر مى‏کردم که آیا مرید خرتر است یا مراد، بالاخره دانستم که مراد گوى سبقت را از میدان خربت برده است زیرا مرید به تصور اینکه در پیش مراد خبرى هست سر تسلیم فرود آورده ولى مراد که خود مى‏داند درون خرقه چیزى و داخل صندوقش پشیزى نیست باز هم دست از لاف و گزاف بر نمى‏دارد و خودش را رجل مى‏پندارد!
شاید مقصود جلوه از این نمایش آن بوده که این موضوع را با آب و تاب فراوان به شاگردان بفهماند و براى دیگران به طور یادبود و زبان عامیانه یادگارى فکاهى و در عین حال حکمتى باقى گذارد.

«جلوه‌ که یکی از چهار حکیم بزرگ مکتب طهران است در مدت‌ عمر زن‌ نگرفته‌ مجرد زیست‌؛ تا اینکه‌ در شب‌ ششم‌ ذیقعده‌ در خانه‌ حاج‌ محمد کاظم‌ ملک‌ التجار واقع‌ در بازار بین‌ مسجد شاه‌ و مسجد جامع‌ طهران در سال‌ هزار و سیصد و چهارده‌ وفات‌ یافت‌. آن‌ گنجِ حکمت‌ را در ابن‌ بابویه‌ در جوار شیخ‌ صدوق‌ - علیه‌ الرحمة‌- در دل‌ خاک‌ پنهان‌ کردند .
مستندی زیبا درباره جمعه سیاه 17 شهریور از شبکه نصر
همراه با زیرنویس انگلیسی
Black Friday
http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=6909
تصویر بالایی رو خیلی دوست دارم. کلی حرف توش داره.
بیایید کمی هم خدا باشیم همخدا
مستند اختصاصی شبکه نصر
نگاهی به اشغالگری های رژیم صهیونیستی
http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=6894
سلام....خداقوت...جالب بود و پرمعنی....
"دیروزکسی آمده بود نشسته بود کنارم. گریه می‌کرد. می‌گفت : « تو را به خدا اروند مواظب داداشیم باش …»...."
به روزم
یاعلی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">