باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

خدایا ببخش مرا به خاطره آن مطلب هایی که بخاطر تو ننوشتم

ببخش مرا به خاطره کامنت هایی که تو در آن نبودی

ببخش مرا از اینکه با مطلبم بنده ای را از خدا دور کرده ام

ببخش مرا که میتوانستم با اطلاع بیشتر بنویسم اما کم کاری کردم

ببخش مرا که وقتی مطلبم پرنظر و یا وبلاگم پر بازدید شد گمان کردم که از سعی تلاش خودم است و تو را فراموش کردم.

ببخش مرا که در وبلاگی مطلبی به چشمم خورد که تو در آن بودی ولی در آن تأمل و درنگ نکردم

ببخش مرا به خاطر اینکه به دوستی در وبلاگی بی ادبی و یا بی اعتنایی کردم

ببخش مرا به خاطر اینکه شکر این نعمت را بجا نیاوردم

ببخش مرا برای اینکه بدون قصد قربت و بدون وضو پشت میز کار نشستم

ببخش مرا که گاهی اوقات به جای وظیفه و تکلیف به سلیقه خود نوشتم و نظر گذاشتم

خدایا من را ببخش که کلبه ام آماده پذیرایی از حضرت ولی عصر (عج)نبود چرا که برای خود مینوشتم نه برای او...

خدایا از (تو) نوشتن را به من آموختی (برای تو) نوشتن هم به من بیاموز که چه سخت و چه شیرین است (برای تو) نوشتن...

طبقه بندی موضوعی

داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری

سه شنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۰، ۰۲:۱۸ ب.ظ

 بعد خانم ما از ایشان پرسیده بودند که اصلا شما خودتان را معرفی کنید. و ایشان هم گفته بودند: من خانم مقام معظم رهبری هستم. خانم ما از هول و هراس دوباره سلام علیک کرده بود و گفته بود:« ما تا حالا به همه پاسخ رد داده ایم. اما شما صبر کنید با آقای دکتر صحبت کنم، بعد شما را خبر می کنم». آن زمان خانم من مدیر دبیرستان هدایت بود.

 بعد از صحبت با من قرار بر این شد که آنها بیایند و دخترمان را در مدرسه ببینند که هم دخترمان متوجه نشود و هم اینکه اگر آنها نپسندیدند، لطمه ای به دختر ما نخورد. طبق هماهنگی قبلی، خانم آقا آمدند و در دفتر مدرسه او را دیدند و رفتند. چند روز گذشت و من برای کاری خدمت آقا رفتم. آقا فرمودند:« خانم استخاره کرده اند، جوابش خوب نبوده است».

 یک سال از این قضیه گذشت. مجددا خانواده آقا تماس گرفتند و گفتند که ما می خواهیم برای خواستگاری بیاییم.خانم بنده پرسیده بودند که چطور تصمیمتان عوض شده؟ آقا گفته بودند:« خانم ما به استخاره خیلی اعتقاد دارد و دفعه اول چون خوب نیامده بود،  منصرف شدند» و خانم آقا هم گفته بودند:« چون دخترتان، دختر محجبه،فرهیخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم که خوب آمد و اگر اجازه بدهید، بیاییم.»

 آن زمان دخترمان دیپلم گرفته بود و کنکور هم شرکت کرده بود. پس از مقدمات کار، یک روز پسر آقا و مادرش با یک قواره پارچه به عنوان هدیه برای عروس آمدند و صحبت کردیم و پس از رفتن آقا مجتبی، نظر دخترم را پرسیدم، ایشان موافق بودند

بعد از چند روز خدمت آقا رفتیم. آقا فرمودند:« آقای دکتر! داریم خویش و قوم می شویم.» گفتم:« چطور؟» گفتند:«خانواده آمدند و پسندیدند و در گفتگو هم به نتیجه کامل رسیده اند، نظر شما چیست؟» گفتم:« آقا! اختیار ما دست شماست.»

 آقا فرمودند:نه! شما، دکتر و استاد دانشگاهید و خانمتان هم همین طور. وضع زندگی شما مناسب است، اما زندگی من اینطور نیست. اگر بخواهم تمام زندگی ام را بار کنم، غیر از کتاب هایم یک وانت بار می شود. اینجا هم دو اتاق اندرون و یک اتاق بیرونی است که آقایان و مسئولین در آنجا با من دیدار می کنند. من پول ندارم خانه بخرم. خانه ای اجاره کرده ایم که یک طبقه مصطفی و یک طبقه هم مجتبی زندگی می کند. شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند حالا که عروس رهبر می شود، چیزهایی در ذهنش باشد. ما این طور زندگی می کنیم. اما شما زندگی نسبتا خوبی دارید. حالا اگر ایشان بخواهد وارد این زندگی شود، کمی مشکل است. مجتبی معمم هم نیست. می خواهد قم برود و درس بخواند و روحانی شود. همه اینها را به او بگو، بداند.»

 من هم به دخترم گفتم و ایشان هم قبول کرد. آقا در زمان قبل از رئیس جمهوریشان، در جنوب تهران خانه ای داشتند که آن را اجاره داده اند و خرج زندگی شان را از آن در می آورد؛ ایشان حقوق رهبری نمی گیرند و از وجوهات هم استفاده نمی کنند.

 هنگام صحبت در مورد مراسم عقد و مهریه و... آقا فرمودند:«در مورد مهریه، اختیار با دختر شماست. ولی من برای مردم خطبه ی عقد می خوانم، سنت من این بوده که بیشتر از 14 سکه، عقد نخوانم و تا حالا هم نخوانده ام، اگر بخواهید، می توانید بیشتر از 14 سکه مهریه معین کنید، ولی شخص دیگری خطبه عقد را بخواند. از نظر من اشکالی ندارد. چون تا حالا بیش از 14 سکه برای مردم عقد نخوانده ام، برای عروسم هم نمی خوانم.»

 من گفتم آقا! این طور که نمی شود. من با مادرش صحبت می کنم، فکر نمی کنم مخالفتی داشته باشد.» در مورد مراسم عقد هم گفتند:« می توانید در تالار بگیرید، ولی من نمی توانم شرکت کنم.» گفتم:« آقا هر طور شما صلاح بدانید.»

 فرمودند:« می خواهید این دو تا اتاق اندرونی و یک اتاق بیرونی را با هم حساب کنید. هر چند نفر جا می شوند، نصف می کنیم؛ نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما را دعوت می کنیم» ما حساب کردیم و دیدیم بیشتر از 200-150 نفر جا نمی شوند. ما حتی اقوام درجه اولمان را هم نمی توانستیم دعوت کنیم، اما قبول کردیم.

 آقا غیر از فامیل، آقای خاتمی، آقای هاشمی و آقای ناطق و روسای سه قوه و دکتر حبیبی را دعوت فرمودند. یک نوع غذا هم درست کردیم.قبل از اینها صحبت خرید بازار شد. پسر آقا گفت: «من نه انگشتر می خوام و نه ساعت و نه چیز دیگری.» آقا گفتند: خوب نیست. من هم گفتم:« حداقل یک حلقه بگیرند.” اما آقا فرمودند: «من یک انگشتر عقیق دارم که یکی برای من هدیه آورده، اگر دخترتان قبول می کند، من آن را به ایشان هدیه می دهم و ایشان هم به عنوان حلقه، به مجتبی هدیه دهد.» قبول کردیم و انگشتر را گرفتیم و بعد به آقا مجتبی دادیم. کمی بزرگ بود. به یک انگشترسازی بردیم تا کوچکش کند و خرجش 600 تومان شد. خلاصه خرج حلقه داماد 600 تومان شد.

 به آقا گفتیم در همه این مسایل احتیاط کردیم، دیگر لباس عروس را به ما بسپارید و آقا هم فرمودند: «آن را طبق متعارف حساب کنید.» در همان ایام، ما خودمان برای پسرمان عروسی می گرفتیم و یک لباس عروس برای عروسمان سفارش داده بودیم بدوزند.

 خلاصه قبل از اینکه عروسمان استفاده کند، همان شب دخترمان استفاده کرد. بعد آقا گفتند: «من یک فرش ماشینی می دهم، شما هم یک فرش بدهید.» و به این ترتیب مراسم برگزار شد. برای عروسی هم دو پیکان از اقوام ما و دو پیکان هم از اقوام آقا آمده بودند. مراسم در خانه ما تا ساعت 1 طول کشید.

 خانواده آقا آمده بودند که عروس را ببرند، البته آقا ظاهرا کاری داشتند و نیامده بودند. اما وقتی عروس را به خانه آوردیم، دیدیم آقا هنوز بیدار نشسته اند و منتظرند که عروس را بیاورند. فرمودند: « من اخلاقا وظیفه خود می دانم برای اولین بار که عروسمان قدم به خانه ما می گذارد، من هم بدرقه اش کنم و به اصطلاح خوش آمد بگویم.»

 ما خیلی تعجب کرده بودیم و فکر نمی کردیم آقا تا آن ساعت شب بیدار باشند، حتی آقا آن شب هم غذا نخورده بودند. چون خانواده آقا سرشان شلوغ بود، به آقا غذا نداده بودند. آقا گفتند: «دکتر! امشب شام هم نداشتیم، من به یکی از پاسدارها گفتم شما چیزی خوردنی دارید؟ آنها گفتند که غیر از کمی نان چیز دیگری نداریم. گفتم: همان را بیاورید. می خوریم.»

 بعد هم که عروس وارد شد، آقا چند دقیقه ای برایشان در مورد تفاهم در زندگی و شرایط و اهمیت زندگی زناشویی صحبت کردند و تا پای در خانه، عروس را بدرقه کردند و خوش آمد گفتند. رعایت آداب حتی تا چنین جایگاهی چقدر ارزش دارد. اینها از برکت انقلاب اسلامی و خون شهداست.

 ایشان دستور دادند حتی از ریزترین وسایل دفتر استفاده نشود، چون مال بیت المال است. حتی اگر مشکل وسیله نقلیه هم پیش آمد، اجازه ندارند از وسایل دفتر استفاده کنند.

 نشریه « اشراق اندیشه »به نقل از حجت السلام پاینده، از اعضای دفتر مقام معظم رهبری

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۰/۰۴/۲۸
  • ۱۷۶ نمایش

نظرات (۶۰)

آقاجان با تمام وجودم دوسستت دارم.
سلام علیکم
مممنون که پاسخ دادید ولی اینو بدونید همه اینها حرفه من با خیلی از این بچه ها برخورد کردم در طبقه ثروتمند که با اجیر کردن طبقه محرم خودکشی بیشتره چون زیادی دارند نمی دوند چه کار وچه جوری خرج کنند زیادی مواد مصرف می کنند منم خیلی دلم می خواست با شما صحبت کنم ولی نه با تلفن می تونید ایدتونو به من بدید تا باهتون صحبت کنم
ولی تو رو خدا اگه دست تو کارید یه فکری برای طبقه محرم وبروبچه های محجوب بکنید بزارید بوی عطر اسلام همه جا گسترده بشه از اسلام فقط شعا ر مونده همه طبل تو خالی می زند وقتی به جای اساسی میرسند هرار بهانهدر میارند شما نمی دونید نمی دونم چه کاره هستید ولی وبتون رو که خوندم خیلی خوشحال وهم خیلی متاثر شدم به امید بر پایی اسلام واقعی در سرتاسر جهان مخصوصا ایران محبوب که یادگار امام خمینی مهربون وشهدای مظلوم وجانیازان مظلوم وشهدای گمنام.....وعزیزان خوبی که یادگاری از جبهه جنگ هستند وناشناخته مانده اند
ای کاش میشد این صدا به امید کشورمون میرسید گرچه اونم دنبال ادمهای پولدار وسرشناسه ای خداااااااااااااااااا تنها خداست که به همه به یک چشم نگاه می کنند
متشکر التماس دعا برای هدایت همه
سلام دوست عزیز. ممنونم از اینکه میای سر میزنی. و البته اگه لایق بدونید موافقم که تو کار فرهنگی باهاتون همراه باشم.
اولا مبارک ولی اینها همه شعاره
کاش اقا می رفت از طبقه محروم دختر می گرفت تا الگو بشه براهمه تاز ه همه اینها همش شعاره برید تو دانشگاها ببیندی چه دخترای مومن وخوب ولی چون ژولدار نیستد وپدرشون کارگر وکم درامد هستند باید همیشه سر خورده باشند ای تو رو خدا ایقدر شعار ندید برید امار بگیرید خیای از همین بچه ها دست به خودکشی زند از نداری معلمومه از هیچی خبر ندارید هنوز طبقه محروم رو درک نکردید ماشالله کمیته امداد وایتام همه که نگو تا ابروی بروبچه هارو نبره دست بر دار نیست ای خدا ...دوست دارم جوابموبدید
.........................................................................................................
جواب باید کاری کرد:
اول سلام وممنون که نظر دادید.زندگی این دو جوان مهم است که همانند طبقه محروم جامعه است.
اگر کمی در جامعه خوب نگاه کرده باشد و اخبار را دنبال کنید که آمار فساد و خود کشی در طبقه ثروتمند بیشتر است.
پسرهای مذهبی در به در دنبال دختر مومن و کم توقع هستند.
سلام داستان جالبیه
ولی اقا چرا دنبا یه خانواده ساده وندار نرفتند
بابا همه دنبال پول شهرت ومقام اند
انقدر دخترای خوشگل وتحصیل کرده مومن هستند ولی چون از سطح طبقه زیر دستند باید گوشه نشین بشند همتون دروغ می گید


خیلی دوست داشتم با شما حرف بزنم
انقدر نمونه ها رو براتون بگم بعد قضاوت کنید ای کاش میشد فقط یه بار با اقا حرف می زدم
سلام.
داستان زیبا و جالبی بود
ma in harf ha ro bavar konim
ya
pooli ke tuye bank haye swiss hastesh?
جانم فدای سید علی خامنه ای...

سلام...
وبلاگ خوبی دارین...

این بار با یه شعر متفاوت که اصلا به وبلاگم نمیاد آپم
خوشحال میشم نظر بدید
رویاهایت را بر آورده می کند آنکه آسمانی را میگریاند تا گلی بخندد
به نام او
تقریبا میشه محدوده میدان آزادی،یه کم بالاتر و پایین ترش رو هم شامل میشه.
ومن الله التوفیق
سلام
در پاسخ به کامنتتون در وبلاگ بیداری اندیشه:
خدمتتون عرض کنم که وقت واقعا تنگه.خودتون شروع کنید به پخش مستند ظهور.به دوست و فامیل و آشنا
از آنها هم بخواهید بعدا dvd رو بدن به شخص دیگر.مثلا روی dvd بنویسید(مالکیت شما بر این dvd یک هفته است و بعد از آن لطفا این را به دیگری بدهید)

با روشهای هرمی و درختی باید مستند رو پخش کنید. فقط نکته ی مهم اینه که حتما بگید این مستند هم وحی منزل نیست و اشکالاتی دارد ( خود من در تالار بیداری اندیشه که به زودی افتتاح می شود شروع کردم لیستی از اشکالات را می گویم)
موفق باشید
سلام......
بخشید دیر اومدم.....
مطالب پر مغز و مفیدی می نوسید.....واقعا جای تشکر داره....
ممنون از نظرات زیبا و پر مفهومتون......
خوشحال میشم بازم بهم سر بزنید......
بدرود
سلام خیلی عالی بود ممنون میشم به من هم سربزنی
سلام....وبلاگ زیبایی داری...من لینکت کردم البته با اجازه....دوست داشتی لینک کن...ممنون
  • روان شناسی شیطان
  • سلام
    با عنوان "شیطان صیادی غدر " بروزم

    یا علی
    سلام
    ممنون از حضورتون
    وبلاگ خوبی داری
    این روزا ملت کمتر میرن سراغ ساختن وبلاگهای مذهبی به شماتبریک میگم به خاطر سعادتی که پیدا کردید خوش به حالتون که دارید ملتوامربه معروف ونهی از منکر میکنید
    واقعا خوش به حالتون
    سلام. کامنت خیلی خوبی برام گذاشته بودین. چشام پر اشک شد. مرسی. تاثیر گذار بود...
    سلام.با اینکه این مطلب قبلا شنیده بودم اما بازم تا اخرش خوندم.مطلب جالبیه. ماهم اپیم.التماس دعا
    به نام او
    بله بنده ساکن تهران هستم.از نظر بنده مشکلی نداره،بنده و چند تا از دوستان اگه توفیق باشه میتونیم کمک کنیم.
    ومن الله التوفیق
    سلام عزیزم . مرسی که سر زدی . کامنت زیبایی هم گذاشتی . خیلی جالب بود
    به نام او
    سلام،زمینشو به ما ابلاغ کنید اگه کاری از دستمون بر بیاد در خدمت هستیم.
    ومن الله التوفیق
    سحر با باد میگفتم حدیث ارزومندی
    خطاب امد که واثق شو به الطاف خداوندی
    دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
    بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی
    سلام
    ممنون از حضور و نظر لطف شما
    خوانده بودمـ َـش، ولی داستان تأثیر گذار و آموزنده ایست، که سعی کنیم پیروان حقیقی این رهبر و این مکتب ِ اهلبیتـ بوده باشیم،
    ان شاء الله
    یا حق
    سلام ببخشید که هی مزاحمتون میشم
    میخواستم بگم به پست های ماه قبل مطالب وبلاگم مراجعه کن
    یه سری مطالبش خیلی خوب و جالبن!
    مخصوصا اون مطلبی که اسمش هست""""""""گل حجاب دربوستان عفاف میروید""""""""
    ممنون
    یاعلی
    بازم سلام

    یکی از دوستان در مورد منبع و مأخذ و سند مطلبی که لطف فرمودین و توی کامنت پست قبلی وبلاگ بنده گذاشتین سؤال کردن و منو واسطه کردن که ازتون بپرسم ؛
    منتظر جواب ارزشمندتون هستیم و ممنون و متشکر از لطف تون ...

    در پناه آقا (عج) پایدار باشین


    یا علی . التماس دعا ...
    سلام با مطلبی بروزم
    موفق باشین انشالله
    یاعلی
    التماس دعا
    سلام ممنونم از نظراتتون امروز خوندمشون!
    ما محتاجیم به دعا
    من شمارو لینک کردم شمام اگه دوس داشتین مونو بااسم گل بهاری لینک کنین
    موید باشین
    یاعلی
    التماس دعای فراوان
    سلام
    داستان زیبایی بود
    ممنون که سر زدید
    موفق باشین
    اللهم عجل لولیک الفرج
    کاش یکی از همین....
    کاش یکی از همین صبح های همیشه
    کوچه های پاییز را با تو قدم می زدم.
    در سکوتی به اندازه دستان عشق زیبا و صمیمی
    در خلسه ی میان دو روح و در جاری جویباری
    که اهسته اهسته می رفت و دل می برد
    به اهنگ هستی بخش خویش.
    کاش یکی از همین صبح های همیشه با تو می گفتم:
    برویم
    و تو با لبخندی تازه تر از صبح جوابم می دادی که
    ((همه جا با تو .))
    بر گهای حادثه زرد و پژمرده بر سر و رویمان می بارید
    و ما در خش خش دردالود سبزینه های دیروز
    سبز تر از همیشه می رفتیم.
    شانه به شانه ی هم .
    اخ که اگر باران ابان ماهی هم همراهی مان می کرد
    چه خوب می شد.
    و دعا می کردیم که خداوندا هرگز
    هرگز و هرگز برگی از درخت عشق ما را بر زمین سرد و نمور
    جدایی نیفکن که ما به سبزی این عشق سبزیم و به طراوت این
    صبح لبریز...


    سلامممنون از کامنت به خدا بعضی موقع ها خودش نمیخواد اینقد رفتم دسته خالی ردم کرده به هر حال ممنونم تا بعد
  • آنتی آناهید ورژن 10
  • دوست عزیز آناهید فردی است دشمن مفام معظم رهبری و یک دروغگو است که یک وبلاگ سیاسی به آدرس:mihanyazad6.blogfa.com دارد.
    دوست عزیز به وبلاگ او یک سری بزن و در ضمن این را بدان این خائن هر کاری می کند.
    خواهش میکنم ما اینیم دیگه.......!
    اگه مطلب خواستین-دراین زمینه ها-رومن حساب کنین
    ضمنا مارو از دعای خیر فراموش نکنین
    یاعلی
    التماس دعا
    خاک تو سر ما بنده های خدا
    سلام
    این یه مطلبی که فکرمیکنم خیلی مفیدباشه!



    بعضی از ضوابط دانشگاه آکسفورد:
    مو باید رنگ طبیعی داشته باشد و ازمدل های افراطی پرهیزشود.
    خط ریش ها نباید بیش از اندازه بلند باشند بلکه باید مرتب و کوتاه شده باشند!
    ریش بزی- گوشواره-و دیگر موارد مشابه غیرقابل پذیرش است.
    زنان نیزباید ظاهری آراسته و مناسب داشته باشند.
    لباس زنان نباید پشت باز یابدون آستین -تنگ و بالای زانو باشد.
    اندازه لباس _ دامن و شلوارباید تازانو باشد.
    مدل مو و آرایش باید تمیز -مرتب و به دور از مدل های افراطی و رنگ های غیرمتعارف باشد.
    همچنین خالکوبی مجاز نیست و درصورت وجود باید پوشیده باشد.



    این است قوانین یک دانشگاه دراوج فساد-قوانین دانشگاه ما چگونه است؟واگر قانونی هم باشد-آیا کسی اجرا میکند؟؟؟
    سلام
    واقعا ممنون از نظرتون
    خیلیییییییییییییی خوب بود
    خیلیییییییییییییی به دلم نشست
    خیلییی به موقع بود
    اشکم در اومد
    خدایـــــــــــــــــــــــا دوست دارم
    التماس دعا...
    سلام من مال رشت هستم وداستان های کوتاه مذهبی قشنگ و جالبی هم دارم
    چشم
    انشالله درروزهای آتی بهتون میدم
    التماس دعا
  • یاداشتهای نفیس
  • سلام
    هر کسی به اندازه وسعش خدمت میکنه
    وسع منم در حد همین وبلاگه
    اگه شما می تونی به صورت مکتوب بین مردم پخش کن.

    اجرت با خدا

    یا علی
    سلام.خداقوت.ممنون از حضورتون.وممنون از لینک.وبلاگ شما هم لینک شد.
    اللهم احفظ قاعدنا خامنه ای
    یاعلی
    سلام

    ممنون از تشریف فرمایی تون

    عید ولادت مبارک


    یا علی . التماس دعا ...
    سلام ممنون که اومدید و به وبم سر زدید
    موفق و سر بلند باشید
    اون مطلبی که برام فرستادی فوق العاده جالب بود
    ممنونم خیلی جالب بود
  • سمانه(بوی سیب)
  • سلام علیکم
    ممنون از حضورتون...
    مطلب زیبایی بود و حقیقت را می گفت...
    کاش...
    لطفا برای سفر کرده ای دعا کنید...
    در پناه او...
    آزاد و رها زی...
    salam!
    kheyli mamnoon ke sar zadid!
    shoma ham webe zibayi darid!
    jaleb bood!
    (manbae matlabam ro daghigh yadam nis too google zadam mosahebe ba sheytan ke in oomad!!)
    moafagh bashid
  • فاطمه ی دژ
  • سلام قولا من رب الرحیم
    بسیار عالی بود....وبسیار شیرین....
    مجددا ورودتان را به کربلای دژ خوش آمد عرض میکنم.
    لینک شدید
    یاعلی.

    ......................................................
    اللهم احفظ قاعدنا الخامنه ای
    مرسى از لطفتون, rushelیعنى عشق,تا حالا بهش فکر نکردم
  • روان شناسی شیطان
  • سلام
    مصاحبه با شیطون!!!!!!
    نه کار نکردم چی هست جالبه اگه به درد وبلاگم می خوره
    ازش استقبال می کنم

    یا علی
  • sifalaw , aypara , doctor114
  • سلام دوست ما
    ممنون که به ما سر زدی
  • روان شناسی شیطان
  • سلام
    بسیار زیبا بود
    لطفا مرا با نام روان شناسی شیطان لینک کنید آخه همه منو با این نام می شناسند(به جای عبد فانی)

    از داستان گفتگوی بنده با خدا خیلی متاثر شدم
    موفق باشید
    یا علی
    ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا(ع) مبارکباد
    عالى بود
  • سرباز کوچولو
  • عروس رهبر شدن هم دردسر دارد ها! ولی خیالت راحته فامیل همسرت خوبند.
    خدا خاک کربلا رو توی کوره ای گداخته
    بعد از اون بادست عباس مشهد الرضا رو ساخته
    به روزم
    سلام.
    عیدتون مبارک
  • هدیه ی بچه های مطهرونی
  • سلام دوستان، برای دریافت هدیه ی مطهرونی به مناسب میلاد امام رضا تعجیل فرمایید قدومتان بر چشمان بچه های مطهرونی
    جالب بود
    سلام!
    ممنون که خبرم کردید، واقعا شیرین بود
  • شیخ معصومه
  • سلام.
    شنیده بودمش، بسیار تاثیر گذار است.

    مضاعف باشید...
    یا علی
    جالب بود. ما هم آپیم
  • شکوفه بهاری
  • سلام بزرگوارمطلب زیبا یی بود البته قبلا شنیده بودم
    سلام
    مطلب خوبی بود ای کاش مردم بیشتر در باره رهبر و خیلی از مسولینی که زندگی ساده و بدور از تجملات دارند بدانند
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">