باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

خدایا ببخش مرا به خاطره آن مطلب هایی که بخاطر تو ننوشتم

ببخش مرا به خاطره کامنت هایی که تو در آن نبودی

ببخش مرا از اینکه با مطلبم بنده ای را از خدا دور کرده ام

ببخش مرا که میتوانستم با اطلاع بیشتر بنویسم اما کم کاری کردم

ببخش مرا که وقتی مطلبم پرنظر و یا وبلاگم پر بازدید شد گمان کردم که از سعی تلاش خودم است و تو را فراموش کردم.

ببخش مرا که در وبلاگی مطلبی به چشمم خورد که تو در آن بودی ولی در آن تأمل و درنگ نکردم

ببخش مرا به خاطر اینکه به دوستی در وبلاگی بی ادبی و یا بی اعتنایی کردم

ببخش مرا به خاطر اینکه شکر این نعمت را بجا نیاوردم

ببخش مرا برای اینکه بدون قصد قربت و بدون وضو پشت میز کار نشستم

ببخش مرا که گاهی اوقات به جای وظیفه و تکلیف به سلیقه خود نوشتم و نظر گذاشتم

خدایا من را ببخش که کلبه ام آماده پذیرایی از حضرت ولی عصر (عج)نبود چرا که برای خود مینوشتم نه برای او...

خدایا از (تو) نوشتن را به من آموختی (برای تو) نوشتن هم به من بیاموز که چه سخت و چه شیرین است (برای تو) نوشتن...

طبقه بندی موضوعی

غریب مدینه

جمعه, ۲۰ اسفند ۱۳۸۹، ۱۱:۲۱ ق.ظ

کرم از کجا تا کجا

ابن کثیر از علماى اهلتسنن در البدایة والنهایة روایت کرده که امام (ع) غلام سیاهى را دید که گرده نانى پیش روی خود نهاده و خودش لقمه‏اى از آن مى‏خورد و لقمه دیگرى را به سگى که آنجا بود مى‏دهد.

امام (ع) که آن منظره را دید به او فرمود: انگیزه تو در این کار چیست؟

پاسخ داد: «انى استحیى منه ان آکل ولا اطعمه.»؛من از او شرم دارم که خود بخورم و به او نخورانم!

امام (ع) به او فرمود: از جاى خود برنخیز تا من بیایم! سپس به نزد مولاى آن غلام رفت و او را با آن باغى که در آن زندگى مى‏کرد از وى خریدارى کرد، آنگاه آن غلام را آزاد کرده و آن باغ  را نیز به او بخشید!(2)

نامه پر برکت

ابراهیم بیهقى، یکى از دانشمندان اهل سنت، در کتاب المحاسن و المساوى (3)روایت کرده که مردى نزد امام حسن (ع) آمده و اظهار نیازى کرد، امام (ع) به او فرمود:

«اذهب فاکتب حاجتک فى رقعة و ارفعها الینا نقضیها لک.»؛برو و حاجت خود را در نامه‏اى بنویس و براى ما بفرست ما حاجتت را برمى‏آوریم!

آن مرد رفت و حاجت خود را در نامه‏اى نوشته براى امام (ع) ارسال داشت، و آن حضرت دو برابر آنچه راکه خواسته بود به او عنایت فرمود. شخصى که در آنجا نشسته بود عرض کرد:

«ما کان اعظم برکة الرقعة علیه یا بن رسول الله!»؛براستى چه پر برکت بود این نامه براى این مرد اى پسر رسول خدا!

امام (ع) فرمود:«برکتها علینا اعظم حین جعلنا للمعروف اهلا، اما علمت ان المعروف ما کان ابتداءا من غیر مسئلة، فاما من اعطیته بعد مسئلة فانما اعطیته بما بذل لک من وجهه.»؛برکت او زیادتر بود که ما را شایسته این کار خیر و بذل و بخشش قرار داد، مگرنمی دانی که بخشش و خیر واقعى، آن است که بدون سؤال و درخواست باشد، و اما آنچه را پس از درخواست بدهى، آن را در برابر آبرویش پرداخته‏اى!

گدایان کجایند؟

در حدیثى آمده که امام حسن (ع) هیچ‏ گاه سائلى را رد نکرد و در برابر درخواست او «نه» نگفت، و چون به آن حضرت عرض شد: چگونه است که هیچ ‏گاه سائلى را رد نمى‏کنید؟ پاسخ داد: «انى لله سائل و فیه راغب و انا استحیى ان اکون سائلا و ارد سائلا و ان الله تعالى عودنى عادة، عودنى ان یفیض نعمه على، و عودته ان افیض نعمة على الناس، فاخشى ان قطعت العادة ان یمنعنی المادة»؛من سائل درگاه خدا و راغب در پیشگاه اویم، و من شرم دارم که خود درخواست کننده باشم و سائلى را رد کنم، و خداوند مرا به عادتى معتاد کرده، معتادم کرده که نعمتهاى خود را بر من فرو ریزد، و من نیز در برابر او معتاد شده‏ام که نعمتش را به مردم بدهم، و ترس آن را دارم که اگر عادتم را ترک کنم اصل آن نعمت را از من دریغ دارد.

امامحسن علیه السلام به دنبال این گفتار این دو بیت شعر را نیز انشاء فرمود:

«اذا ما اتانى سائل قلت مرحبا
بمن فضله فرض على معجل
و من فضله فضل على کل فاضل
و افضل ایام الفتى حین یسئل» (1)

"هنگامى که سائلى نزد من آید به او گویم: خوش آمدى اى کسى که فضیلت او بر من فرضى است عاجل. و کسى که فضیلت او برتر است بر هر فاضل، و بهترین روزهاى جوانمرد روزى است که مورد سؤال قرار گیرد، و از او چیزى درخواست شود."

 

دفع دشمنى خطرناک

از کتاب العدد روایت شده که گفته‏اند مردى در حضور امام حسن (ع) ایستاده، گفت:

«یا بن امیرالمؤمنین بالذى انعم علیک بهذه النعمة التى ما تلیها منه بشفیع منک الیه بل انعاما منه علیک، الا ما انصفتنى من خصمى فانه غشوم ظلوم، لا یوقر الشیخ الکبیر ولا یرحم الطفل الصغیر!»؛اى فرزند امیرمؤمنان سوگند به آن که این نعمت را به تو داده که واسطه‏اى براى آن قرار نداده، بلکه از روى انعامى که بر تو داشته آن را به تو مرحمت فرموده، که حق مرا از دشمن بیدادگر و ستمکارم بگیرى که نه احترام پیران سالمند را نگهدارد و نه بر طفل خردسال رحم کند!

امام (ع) که تکیه داده بود، برخاست و به آن مرد فرمود: این دشمن تو کیست تا من شرش را از سر تو دور کنم؟

عرض کرد: فقر و ندارى!

امام (ع) سر خود را به زیر انداخت و لختى فکر کرد و سپس سربرداشت و به خدمتکار خود فرمود :«احضر ما عندک من موجود.»؛هر چه موجودى دارى حاضر کن!

خدمتکار رفت و پنج هزار درهم آورد.

امام (ع) فرمود: این پول را به این مرد بده، آنگاه به وى فرمود:« بحق هذه الاقسام التى اقسمت بها على متى اتاک خصمک جائرا الا ما اتیتنى منه متظلما.»(7)؛ به حق همین سوگندهایى که مرا بدانها سوگند دادى که هرگاه این دشمنت براى زورگویى نزد تو آمد حتما براى گرفتن حق خود نزد منبیا.

دو نمونه از بزرگوارى‏هاى امام (ع)

محمد بن یوسف زرندى، از دانشمندان اهل سنت، در کتاب نظم دررالسمطین روایت کرده که مردى نامه‏اى به دست امام حسن(ع) داد که در آن حاجت خود را نوشته بود.

امام (ع) بدون آن که نامه را بخواند به او فرمود:«حاجتک مقضیة.»؛حاجتت رواست!

شخصى عرض کرد:اى فرزند رسول خدا خوب بود نامه‏اش را مى‏خواندى و مى‏دیدى حاجتش چیست و آنگاه بر طبق حاجتش پاسخ مى‏دادى؟

امام (ع) پاسخى عجیب و خواندنى داد و فرمود:«اخشى ان یسئلنى الله عن ذل مقامه حتى اقرء رقعته.» (6)؛بیم آن را دارم که خداى تعالى تا بدین مقدار که من نامه‏اش را مى‏خوانم از خوارى مقامش مرا مورد موآخذه قرار دهد.

على بن عیسى اربلى در کشف الغمة و غزالى در کتاب احیاء العلوم و ابن شهر آشوب در مناقب و بستانى در دائرة المعارف خود با مختصر اختلافى از ابوالحسن مدائنى و دیگران روایت کرده‏اند (7)که امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و عبدالله بن جعفر(8)شوهر حضرت زینب (ع) به قصد انجام زیارت حج خانه خدا از مدینه حرکت کردند و چون بار و بنه آنها را از پیش برده بودند، دچار گرسنگى و تشنگى شدیدى شدند و در این خلال به خیمه پیرزنى برخوردند و از او نوشیدنى خواستند!

پیرزن گفت: آب و نوشیدنى در خیمه نیست، ولى در کنار خیمه گوسفندى است که مى‏توانید از شیر آن گوسفند استفاده کنید، آن را بدوشید و شیرش را بنوشید!

آنها رفتند و شیر گوسفند را دوشیده و خوردند، و سپس از او خوراکى خواستند.

زن گفت: جزهمین گوسفند مالک چیزى نیستم و چیز دیگرى نزد من یافت نمى‏شود، یکى از شما آن را ذبح کنید تا من براى شما غذایى تهیه کنم؟

در این وقت یکى از آنها برخاست و گوسفند را ذبح کرد و پوستش را کند و آماده طبخ نموده و آن زن نیز برخاسته براى ایشان غذایى تهیه کرد و آنها خوردند ولحظه ای بیاسودند تا وقتى که گرماى هوا شکسته شد، برخاسته و آماده ‏رفتن شدند و به آن زن گفتند:

«یا امة الله نحن نفر من قریش نرید حج بیت الله الحرام فاذا رجعنا سالمین فهلمى الینا لنکافئک على هذا الصنع الجمیل.»؛اى زن! ما افرادى از قریش هستیم که اراده زیارت حج بیت الله را داریم و چون سالم بازگشتیم، نزد ما بیا تا پاداش این محبت تو را بدهیم!

آنها رفتند، و چون شوهر آن زن آمد و جریان را شنید، خشمناک شده و او را سرزنش کرده، گفت:« ویحک تذبحین شاتى لاقوام لا تعرفینهم ثم تقولین: نفر من قریش»؟ !؛واى بر تو! گوسفند مرا براى مردمانى که نمى‏شناسى سر مى‏برى، آنگاه به من مى‏گویى: افرادى از قریش بودند؟ !

این جریان گذشت و پس از مدتى، فقر و نیاز، آن پیرزن و شوهرش را، ناچار به شهر مدینه کشانید و چون سرمایه و کسب و کارى نداشتند به جمع‏آورى سرگین و پشگل مشغول شده و از این طریق امرار معاش کرده و زندگى خود را مى‏گذراندند.

در یکى از روزها پیرزن عبورش بر در خانه امام حسن (ع) افتاد و در حالى که امام (ع) بر در خانه بود از آنجا گذشت و چون آن حضرت او را دید شناخت، ولى پیرزن امام را نشناخت. در این وقت امام حسن (ع) به غلامش دستور داد به دنبال آن پیرزن برود و او را به نزد وى بیاورد.

غلام برفت و او را بازگرداند و امام حسن (ع) به او فرمود: آیا مرا مى‏شناسى؟ گفت: نه!

فرمود: من همان مهمان تو در فلان روز هستم!

پیرزن گفت: پدر و مادرم بقربانت!

امام حسن (ع) دستور داد هزار گوسفند براى او خریدارى کردند و با هزار دینار پول همه را به او داد، و به دنبال آن نیز وى را به نزد برادرش‏ حسین(ع) فرستاد.

امام حسین (ع) از آن زن پرسید: برادرم حسن چه مقدار به تو داد؟

عرض کرد: هزار گوسفند و هزار دینار!

امام حسین (ع) نیز دستور داد همان مقدار گوسفند و همان مقدار پول به آن پیرزن دادند، و سپس او را به همراه غلام خود به نزد عبدالله بن جعفر فرستاد، و عبدالله از آن پیرزن پرسید: حسن و حسین (ع) چقدر بتو دادند؟

پاسخ داد: دو هزار گوسفند و دو هزار دینار!

عبدالله دستور داد: دو هزار گوسفند و دو هزار دینار به او دادند!

و در کشف الغمه اربلى آمده که گوید: این قصه در کتابها و داستانهاى ائمه اطهار (ع) مشهور است، و در روایت دیگرى که از طریقى دیگر نقل شده اینگونه است که مرد دیگرى نیز به همراه آنان بود و آن زن در آغاز نزد عبدالله بن جعفر رفت و عبدالله به او گفت: «ابدئى بسیدى الحسن و الحسین»؛به آقایان من حسن و حسین آغاز کن!

و چون به نزد امام حسن(ع) رفت آن حضرت یک صد شتر به او داد و امام حسین(ع) نیز یک هزار گوسفند به او عنایت فرمود و چون به نزد عبدالله بن جعفر بازگشت و داستان خود را باز گفت، عبدالله به او گفت: دو سرور من کار شتر و گوسفند را انجام دادند(و خیال مرا از این بابت آسوده کردند) و سپس دستور داد هزار دینار به او پرداخت کردند...! در اینجا پیرزن به نزد آن مردى که از مردم مدینه بود و در آن سفر همراه آن سه بزرگوار بود رفت، و چون ماجرا را براى آن مرد باز گفت، وى بدان زن گفت:«انا لا اجارى اولئک الاجواد فى مدى، ولا ابلغ عشر عشیرهم فى الندى، ولکن اعطیک شیئا من دقیق و زبیب...»؛من هرگز به پاى این سخاوتمندان بى بدل در جود نمى‏رسم و به یک دهم آنها نیز در بخشش نخواهم رسید، ولى مختصرى آرد و کشمش به تو مى‏دهم!

و به دنبال این ماجرا آن پیرزن آنها را گرفت و به دیار خود بازگشت. (9)

چه کسى همانند این جوانمردان است؟

از کتاب خصال شیخ صدوق (ره) روایت شده که مردى نزد عثمان بن عفان رفت و از او ـ که بر درب مسجد نشسته بود ـ درخواست بخششى کرد، عثمان دستور داد پنج درهم به او بدهند.

آن مرد گفت: این مقدار دردى را از من دوا نمى‏کند، پس مرا به شخصى راهنمایى کن که حاجتم را برآورده سازد!

عثمان به گوشه‏اى از مسجد که امام حسن و امام حسین علیهماالسلام و عبدالله بن جعفر در آنجا نشسته بودند، اشاره کرده گفت:« دونک هؤلاء الفتیة.»؛به نزد این جوانمردان برو!

آن مرد نیز متوجه آنها شده و حاجت خود را به ایشان معروض داشت!

حسنین (ع) به آن مرد رو کرده گفتند:«ان المسئلة لا تحل الا فى احدى ثلاث، دم مفجع، او دین مقرح، او فقر مدقع ففى ایها تسئل.»؛سؤال جز در یکى از سه چیز جایز نیست: خونى فاجعه آمیز، یا بدهکارى دردآور و جانسوز، یا فقرى که انسان را خاکسترنشین کند، اکنون بگو: تو در کدامیک از این سه مورد سؤال مى‏کنى؟

پاسخ داد: در یکى از همین سه مورد است!

در اینجا امام حسن(ع) دستور داده پنجاه دینار به او بدهند، و امام حسین(ع) چهل و نه دینار و عبدالله بن جعفر چهل و هشت دینار!

آن مرد پولها را گرفت و از نزد ایشان رفت و عبورش به عثمان افتاد، عثمان از او پرسید: چه کردى؟ و آن مرد داستان خود و کرم و بزرگوارى حسنین(ع) و عبدالله بن جعفر را براى او بازگو کرد و عثمان که دچار شگفتى شده بود گفت:«من لک بمثل هولاء الفتیة؟ ! اولئک فطموا العلم فطما، و حازوا الخیر والحکمة.» (10)؛چه کسى همانند این جوانمردان است، اینان ازسینه علم و دانش شیر خورده و خیر و حکمت را نزد خود گرد آورده‏اند.

  مرگ در پی توست...

امام به جناده یکی از یاران خویش می فرماید : ای جناده! خود را برای کوچ مهیا کن و پیش از رسیدن مرگت، توشه ای فراهم آر و بدان که تو در پی دنیایی و مرگ در پی توست. اندوه روزی را که هنوز بر تو نیامده در روزی که در آنی به خود راه مده و بدان که تو مالی بیش از آنچه که قوت توست به دست نمی آوری مگر آن که نگاهبان مال دیگری باشی و بدان که دنیا در حلالش حساب و در حرامش عقاب و در شبهاتش عتاب است. پس دنیا را به منزله مرداری بدان و از آن به اندازه ای که تو را بس آید بهره مند شو. پس اگر آن مقدار حلال بود، تو در استفاده از آن زهد پیشه کرده ای و اگر حرام بود، گناهی مرتکب نشده ای و تو همان گونه که از مردار بهره مند می شوی از دنیا هم بهره مند گشته ای. که اگر عقابی هم در کار باشد، اندک بود. برای دنیایت چنان بکوش که انگار همیشه زندگی می کنی و برای آخرتت چنان کار کن که انگار همین فردا می میری. و اگر می خواهی بدون داشتن قوم و قبیله، عزیز و بدون داشتن سلطنت، پرهیبت باشی، از خواری نافرمانی خداوند بیرون آی و به عزّ طاعت خداوند قدم گذار. و اگر نیازی در همراهی مردان داشتی با کسانی همراه شو که چون با او نشست و برخاست کردی، تو را بیاراید و چون از او بگیری تو را حفظ کند و چون از او مددجویی، یاری ات کند و اگر سخنی بگویی تو را تصدیق کند و اگر قدرت یابی، آن را تحکیم بخشد و اگر دستت را برای دادن فضلی دراز کنی، آن را بگستراند و اگر از تو رخنه ای دید، آن را پر کند و اگر از تو نیکویی دید آن را به حساب آورد و اگر از او چیزی بخواهی به تو ببخشد و اگر تو خاموشی گزینی او با تو سخن آغاز کند و اگر گرفتاری برای تو پیش آمد با تو همدردی کند. کسی که از جانب او به تو رنج و گزندی نمی رسد و راهها از جانب او بر تو دگرگون نمی شود و تو را به هنگام حقیقتها بی یاور نمی گذارد و اگر در حال تقسیم با هم به اختلاف برخیزید او، تو را بر خود مقدّم می دارد

................

حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله فضایل و امتیازات فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام را بین مسلمانان تبلیغ می‏کرد و از ارتباط او با مقام نبوت و علاقه‏ی حقیقی که به وی داشت همه‏جا سخن می‏گفت.

آنچه از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد حضرت مجتبی علیه السلام بیان شده است چنین است:

«هر کس می‏خواهد آقای جوانان بهشت را ببیند به حسن علیه السلام نگاه کند». (1)

«حسن گل خوشبویی است که من از دنیا برگرفته‏ام‏». (2)

روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به منبر رفت و امام حسن علیه السلام را در کنارش نشانید و نگاهی به مردم کرد و نظری به امام حسن علیه السلام انداخت و فرمود: «این فرزند من است و خداوند اراده کرده که به برکت و جود او بین مسلمانان صلح را برقرار سازد». (3)

یکی از یاران رسول الله صلی الله علیه و آله می‏گوید: پیغمبر صلی الله علیه و آله را دیدم که امام حسن علیه السلام را بر دوش می‏کشید و می‏فرمود: «خدایا من حسن را دوست دارم، تو هم دوستش بدار». (4)

روزی پیامبر معظم اسلام صلی الله علیه و آله امام حسین علیه السلام را بر دوش گرفته بود، مردی گفت: ای پسر بر مرکب خوبی سوار شده‏ای. پیامبر فرمود: «او هم سوار خوبی است‏». (5)

شبی پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله نماز عشأ می‏خواند و سجده‏ای طولانی به جا آورد. پس از پایان نماز، دلیل را از حضرتش پرسیدند، فرمود: پسرم حسن، بر پشتم نشسته بود و ناراحت‏بودم که پیاده‏اش کنم. (6)

انس بن مالک نقل می‏کند که: رسول الله صلی الله علیه و آله درباره‏ی امام حسن علیه السلام به من فرمود:

ای انس! حسن فرزند و میوه‏ی دل من است، اگر کسی او را اذیت کند، مرا اذیت کرده و هر کس مرا بیازارد، خدا را اذیت کرده است. (7)

زینب دختر ابو رافع می‏گوید: حضرت زهرا (س) در هنگام بیماری رسول الله صلی الله علیه و آله هر دو فرزندش را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد و فرمود: اینان فرزندان شما هستند. اکنون ارثی به آنان بدهید. حضرت فرمود:

«شرف و مجد و سیادتم را به حسن علیه السلام دادم و شجاعت وجود خویش را به حسین علیه السلام بخشیدم‏».

پى‏نوشت‏ها:

1-نقل از کنز المدفون سیوطى،(چاپ بولاق)، ص 234 و نورالابصار شبلنجى، ص 111.

2-البدایة والنهایة، (چاپ مصر)، ج 8، ص 38.

3-المحاسن والمساوى، (چاپ بیروت)، ص 55.

4-ملحقات احقاق الحق، ج 11، ص 149.

5-بحارالانوار، ج 43، ص 350.

6-ملحقات احقاق الحق، ج 11، ص 141.

7-بحارالانوار، ج 43، صص 348 ـ 341/ حیاة الامام الحسن (ع)، ج 1، صص 321 ـ 319.

8-عبدالله بن جعفر ابن ابیطالب یکى از سخاوتمندان معروف عرب و از اشراف قریش محسوب مى‏شد.

9-بحارالانوار،ج 43، ص 349.

10-خصال صدوق، باب الثلاثة .

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۸۹/۱۲/۲۰
  • ۱۹۳ نمایش

نظرات (۴۷)

سلام ، رهبر عزیز حضرت آیت الله خامنه‌ای فرمودند آزادی سخن و تظاهرات برای مصر ییها و تونسیها و همچنین مردم لیبی حلال است ، فقط می‌خواهم بپرسم آیا این آزادی فقط برای سنی هاست یا برای شیعیان هم هست ؟ چیزی که خیلی واضح است اینکه کشتن مسلمآنانی‌ که فقط آزادی حقیقی میخواهند دوباره مد شده ، چه در خارج و چه در مملکت خودمآن.
.......................................................................................................
سلام دوست من.
لازم بعه ذکر است که کشور بحرین 90 درصد شیعه هستند.
کشور مسلمان عربی آزادی جنسی وبی یند باری را نمیخواهند.بلکه اسلام را میخواهند میخواهند مانند ایران کشوری اسلامی داشته باشند.میخواهند زیر سلطه آمریکا نباشند ولی تعدادی اندک در ایران دوست دارن زیر سلطه آمریکا باشند!!!
به امید آنکه بیداری اسلامی در تمام جهان فراگیر شود...
سلام وبلاگ زیبایی دارید موفق باشید به من هم سر بزن منتظرم
mehdi8285.blogfa.com
اگر مایلید تبادل لینک کنیم
چه روزها غروب شد نیامدی

چه بغض ها در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن

خدایمان دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که دلشکسته و خسته ایم نه

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام روزهای هفته را در انتطار جمعه ام

دوباره صبح ظهر غروب شد نیامدی
  • سرزمین عاشقان
  • سلام
    ممنون از مطالبتون
    موفق باشید
    مایل بودید منو با نام سرزمین عاشقان لینک کنید
    http://golestan22.blogfa.com/
  • دیار عاشقان
  • سلام
    ممنون از مطالبتون موفق باشید
    سلام دوست عزیز وبلاگ زیبایی دارید. امیدوارم همیشه موفق باشید.
    راستی...


    شما پرسیدید:
    "چطوری فایل صوتی رو به جای متن قرار بدم؟"

    درست منظورتون رو متوجه نشدم... میشه توضیح بدین؟
    خدا نگهدارتان
    سلام دوست خوبم...خدا قوت!

    بروزم...منتظر حضور پر مهرتون

    تا من نیام شما که تشریف نمیارین!
  • هدیه ی خدا
  • سلام علیکم...
    سرافرازمان کردید...شدییید
    ممنون از حضور گرم و با صفایتان یا حبیبی!

    وای خیلی طولانی بود......
    ولی جالب بود. خسته نباشید.

    بعدم اینکه دهه ی فجر مبارک.
    سلام
    انشاءالله که حاجت روا شید
    در خصوص فعالیت فرهنگی که انجام میدید میخواستم عرض کنم که فراماسونری و خطر اون اگر تا الان اقدامی نکردید،زمینه خوبی برای فعالیته چون تبلیغات وسیع دشمن تو این زمینه الان بروز بیشتری پیدا کرده
  • خادم الامام عج
  • با سلام خوبی شما
    من از وبلاگ شما خیلی خوشم اومد
    از شما میخوام در وبلاگتون سخنرانی های حجت الاسلام آهنگران بذارید ایشان درباره سید خراسانی و باقی علائم ظهور بسیار زیبا صحبت میکنند
    اگر چنانچه خواستید میتونید به سایت www.almahde.irسربزنید
    علاوه بر سید خراسانی درباره دجال و فراماسونی
    مصر وعلائم ظهور و آینده مصر
    ایران ونقش مردم این سرزمین در عصر ظهور
    و... بگذارید موفق باشید
  • شور حسین(علیه السلام)
  • راستی برادر یه علیه السلام بذار پشت حسین تا بشه شور حسین(علیه السلام)..

    نام وبلاگ ما شور حسین است اما چون چندین شور حسین وجود داره مشخصه ما همین علیه السلامه..

    موفق و پایدار باشی..............................یازهرا
  • شور حسین(علیه السلام)
  • از خون سرخ بهمن سر سبز شد بهاران
    اندیشه بارور شد، در امتداد باران

    بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت
    بانگ سرود و وحدت آید ز چشمه ساران

    و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد
    بر پهندشت باور، خالیست جای یاران

    دهه فجر بر شما مبارک باد


    سلام شما هم با افتخار لینک شدید..

    اگه بنر خواستید با دیده منت براتون طراحی میکنم..
    با سلام
    با تبریک ماه ربیع الاول به روزم
    سلام!
    ممنونم از حضور سبزتون
    موفق و پایدار باشید
    التماس دعا بزرگوار ...
    وبلاگ جالبی بود من را لینک دهید مووفق باشید
  • سید علیرضا
  • سلام همسنگر
    به وبلاگ " ولایت فقیه؛ دیکتاتوری یا اوج مردم سالاری؟" تشریف بیارید و در صورت تمایل منو لینک کنید و خبر بدید تا شمارو لینک کنم.
    یا علی
    سلام
    پیامبر اکرم: تنام عینای و لاینام قلبی...

    من از دنیای بعد از تو نمیترسم خودت گفتی
    نمی خوابد دلت، وقتی که می خوابند چشمانت!

    منتظر حضور گرمت هستم
    هوا دلپذیر شد
    گل از خاک بردمید
    پرستو به بازگشت زد نغمه امید
    به جوش آمدست خون درون رگ گیاه
    بهار خجسته باز خرامان رسد ز راه
    به خویشان به دوستان به یاران آشنا
    به مردان تیز خشم
    که پیکار می کنند
    به آنان که با قلم به آنان که با قلم به آنان که با قلم
    تباهی درد را
    به چشم جهانیان
    پدیدار می کنند
    بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد

    .........سلام بر شهید...................
    و سلام بر غبدالصمد.....
    دهه فجر را تبریک می گم.
    تصوف سقیفه ای دیگر در اسلام
  • روح الله 313
  • دل من گم شده ، اگر پیدا شد بسپارید امانات رضا
    و اگر از تپش افتاد ، ببریدش به ملاقات رضا
    خواست دلم که غلامش بشوم
    همه گفتند محال است
    ولی .....
    دلخوشم من به محالات رضا ...........
    سلام بزرگوار .التماس دعای ویژه
  • سرباز سید علی
  • السلام علیک ایها الامام الرئوف علی بن موسی الرضا

    آیا شما هم دوست دارید به جمع خادمین معنوی امام علی بن موسی الرضاعلیه السلام بپیوندید ؟

    به سایت "برنامه سمت خدا "مراجعه کنید...

    با علی...یاعلی...........التماس دعا
    باسلام شهادت امام رئوف بر شما و همه عشاقش تسلیت باد.


    چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند
    موج‌های پریشان تو را می‌شناسند
    پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
    ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند
    نام تو رخصت رویش است و طراوت
    زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند
    از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
    ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند
    اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد
    چون تمام غریبان تو را می‌شناسند
    کاش من هم عبور تو را دیده بودم
    کوچه‌های خراسان، تو را می‌شناسند
    قیصر امین پور
    سلام
    یادم باشد که الگوی من این ها هستند و پایم را جاپای انان قرار دهم.
    پایدار باشید
    سلام
    شما را به لحظه ای با شهید عزیز سید مرتضی آوینی بودن دعوت می کنم.
    وبلاگ" لحظه ای با شهدا "
    انشاءاله در پناه حق محفوظ و پیروز باشید
    یا علی
  • پرستوی مهاجر
  • سلام و خداقوت
    شاید به دلیل آگاهی کم که از تاریخ اسلام دارم بعضی روایات برایم عجیب و نپذیرفتنی آمد.

    موید و بیدار باشید

    تعجیل در ظهور حضرتش صلوات
    سلام علیکم!
    ممنون از مطالبتون!
    مجلسی کوچک به راه انداختید!
    اجرتان با کریم اهل بیت(ع)!
  • توصیف ترکش های دانشجویی
  • شهادت حضرت محمد مصطفی خاتم النبیین (ص) و امام حسن مجتبی (ع) و ولی نعمتمان حضرت علی بن موسی رضا علیه آلاف تهیة والثنا (ع) بر همه مسلمانان بویژه شیعیان تسلیت باد. توصیف ترکش های دانشجویی
    من شما را لینک کردم. لطفا شما من را با نام توصیف ترکش های دانشجویی لینک کنید.
    التماس دعا
    سلام
    ممنونم،مطالب جالبی رو برام نوشته بودید،سپاسگزارم
    نوشته هاتون خوندنی و پرارزشه
    به آشنایی با وبلاگهای این چنینی افتخار میکنم
    خدا به شما و همه تلاش گران راه معارف دین توفیق روز افزون عنایت کند
    حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله فضایل و امتیازات فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام را بین مسلمانان تبلیغ می‏کرد و از ارتباط او با مقام نبوت و علاقه‏ی حقیقی که به وی داشت همه‏جا سخن می‏گفت.

    آنچه از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد حضرت مجتبی علیه السلام بیان شده است چنین است:

    «هر کس می‏خواهد آقای جوانان بهشت را ببیند به حسن علیه السلام نگاه کند». (1)

    «حسن گل خوشبویی است که من از دنیا برگرفته‏ام‏». (2)

    روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به منبر رفت و امام حسن علیه السلام را در کنارش نشانید و نگاهی به مردم کرد و نظری به امام حسن علیه السلام انداخت و فرمود: «این فرزند من است و خداوند اراده کرده که به برکت و جود او بین مسلمانان صلح را برقرار سازد». (3)

    یکی از یاران رسول الله صلی الله علیه و آله می‏گوید: پیغمبر صلی الله علیه و آله را دیدم که امام حسن علیه السلام را بر دوش می‏کشید و می‏فرمود: «خدایا من حسن را دوست دارم، تو هم دوستش بدار». (4)

    روزی پیامبر معظم اسلام صلی الله علیه و آله امام حسین علیه السلام را بر دوش گرفته بود، مردی گفت: ای پسر بر مرکب خوبی سوار شده‏ای. پیامبر فرمود: «او هم سوار خوبی است‏». (5)

    شبی پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله نماز عشأ می‏خواند و سجده‏ای طولانی به جا آورد. پس از پایان نماز، دلیل را از حضرتش پرسیدند، فرمود: پسرم حسن، بر پشتم نشسته بود و ناراحت‏بودم که پیاده‏اش کنم. (6)

    انس بن مالک نقل می‏کند که: رسول الله صلی الله علیه و آله درباره‏ی امام حسن علیه السلام به من فرمود:

    ای انس! حسن فرزند و میوه‏ی دل من است، اگر کسی او را اذیت کند، مرا اذیت کرده و هر کس مرا بیازارد، خدا را اذیت کرده است. (7)

    زینب دختر ابو رافع می‏گوید: حضرت زهرا (س) در هنگام بیماری رسول الله صلی الله علیه و آله هر دو فرزندش را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد و فرمود: اینان فرزندان شما هستند. اکنون ارثی به آنان بدهید. حضرت فرمود:

    «شرف و مجد و سیادتم را به حسن علیه السلام دادم و شجاعت وجود خویش را به حسین علیه السلام بخشیدم‏».
  • هدیه ی خدا
  • سلام آقای شهید!
    مطالب رو برای کار فرهنگیتون فرستادم و امیدوارم مورد استفاده قرار بگیرد.
    یا علی
  • هدیه ی خدا
  • 36) خواهرم! نیک بدان که دین گلستان ارزش هاست و حجاب غنچه نوشکفته درخت تسلیم است. پس خود را به این غنچه زیبا زینت بخش که حجاب زیور تو و تو زینت آفرینشی.
    37) خواهرم! دنیا خراب آبادی است که هر نقطه آن به نگاه های آلوده نا امن گشته است. اما فرشته های حجاب در محفل انس و یاد خدا در امنیتی بسر می برند که دیگران از طعم آن بی خبرند.
    38)خواهرم! ویژگی های جسمانی زن از اسرار اوست و حجاب حافظ اسرار زیبایی های زن است. پس مبادا اسرار خود را بر نامحرمان افشا کنی که اسرار خود را نادیده انگاشته ای.
    39) ای به جامه مشکی آراسته که به حجاب زینت بخشیده ای! نیک بدان که رنگ مشکی نگاه شکن است و به بوالهوسان اخطار می دهد که حریم تو حریم عفاف است و در این وادی، هوس مرده است.
    40) ای ملکه عفاف که بر سر، تاج حجاب نهاده ای! بر خود ببال که به این وادی پا نهاده ای چرا که حجاب زن مهد آرامش اوست که چون حصاری بلند از گلستان زیبایی های جسم و جانش حفاظت می کند.
    41) خواهرم! چادر خلعت زیبای رهروان وادی عشق است که طوفان هوس ها توان خلعت آن ها را ندارد. چرا که آنان معجون فهم و عشق و تسلیم رابه کام جان خود ریختند و چنین معجونی پادزهر هوس های آدمی است.
    42) ای نوگل گلزار دیانت که به تکلیف راه یافته ای! بر خود ببال که به نیکو مقامی بار یافته ای. پس غنچه وجود خود را به کاسبرگ زیبایی حجاب زینت بخش که غنچه بدون کاسبرگ امنیت و زیبایی ندارد.
    43) خواهرم! اقیانوس دل مردان ساحل ندارد و از ژرفای مهیب برخوردار است. پس مبادا آن را به موج آوری که در ناآرامی آن خطرها نهفته است. پس با پوشیدگی خود آرامش مردان را پاس دار تا خود در آرامش بمانی.
    44) خواهرم! جامه های مهیج، پوشش اسرای شهوت است و پوشش دینی لباس آزادزنان همیشه تاریخ بوده است. تو نیز عطر حجاب بر تارک تاریخ بیفشان که فرشته های حجاب طلایه داران پاکی و نجابتند.
    45) ای به برترین حجاب آراسته! ای به کمال پوشش راه یافته که با کاسبرگ حجابت چون غنچه های نوشکفته روگرفته ای! چادر تو لبیک خالصانه به پیام حضرت معبود است که جز در پرتو عشقش به انتخاب آگاهانه آن نتوان رسید.
  • رویس جمهور سال 1404
  • سلام دوست خوبم تو به من گفتی که نظرم راجع به آقای دکتر احمدی نژاد چیه؟
    جواب:
    من تو وبلاگم نوشتم که من طرفدار رنگ پرچم حمهوری اسلامی ایران هستم و تا آخرین نفس بزار برات واضح تر بگم
    من خودم یک بسیجی رهروی ولایت هستم و افتخار هم میکنم که خدمتگزار بسیجی باشم
    آقای احمدی نژاد واقعا انسان پاک و متدینی هستند و حیف که تو منو نمیشناسی....
    من الان 20 سال دارم و تا الان هم سه بار با آقای احمدی نژاد دیدار داشتم و با ایشون دست دادم.
    تو سال 88 هم یکی از طرفداران سرسخت دکتر احمدی نژاد بودم و خواهم بود.چون داره از دستورات ولی من و رهبرم اطاعت میکنه چون داره راه امام و شهدایمان را ادامه میدهد.
    خامنه ای رهبر اتحاد است مجری امرش احمدی نژاد است
    در ضمن من الان با مدرک دیپلم کامند دولت احمدی نژاد در استانداری استان....هستم
    درود بر رهبری و احمدی نژاد
    سلام
    تا چه میزان به حوادث اخیر در خاورمیانه می توان امیدوار بود ؟
    بروزم
    سلام و عرض تسلیت.

    با مطلبی با عنوان "غریب تر از پیامبر(ص) چه کسی است؟" به روزم.
  • شور حسین(علیه السلام)
  • سلام همسنگر
    مطلب ارزشمندی بود..استفاده کردیم

    اگه تمایل به تبادل لینک دارید ما را با نام شور حسین(علیه السلام) (حتما حتما علیه السلام کامل نوشته شود) لینک کنید..
    بعد هم خبر کنید و بفرمائید با چه اسمی لینکتون کنیم..


    راستی این کد بنر ماست اگه تو وبلاگتون قرارش بدید یه بنر رایگان از ما هدیه میگیرید






    موفق و پایدار باشید..........................یازهرا
    سلام اخوی
    عزاداریت مقبول حضرت حق

    امرتان اجابت شد و اطلاعات کتاب را گذاشتم .

    "پیروزی نهضت ما در آینده بستگی به ایمان به خود و احیای ارزش های اصیل اسلامی دارد."
    سلام
    در زمینه محتوا اگر توفیق داشته باشم میتونم کمکتون کنم.
    رحلت پیامبر اکرم (ص) و سبط اکبرش امام حسن مجتبی (ع) تسلیت باد .

    التماس دعااااااااااااااااا
    سلام عالی بود خدا عمرتون بده

    وبلاگ خوبی بودی دارید

    به ما هم سری بزنید

    التماس دعا اخوی
  • مشاوره سنگ صبور سعا
  • آقای من مولای من نه آقای ما مولای ما

    امشب پخش مستقیم حرم زیبایت را نشان می داد شبکه جوان ایرانی چشم به آن گنبد زیبای سبزت افتاد سبز ملکوتی سبز روحانی

    ولی حرمت آقای ما مولای ما رسول خدا (ص) پیامبر مهربانیها رحیم رحمان

    بخشنده سخی همه تو را به کرم و بزرگواری می شناسند

    وای خدای ما پس کو مسلمانانت کو سینه زنانت چرا حرمت در شب شهادت اینقدر سوت کور است آقای من نه آقای ما تو غریبی یا فرزندت رضا (ع) شه ارض و سما

    آقای من کو داعیه داران مسلمانی کو امت واحده

    کجاست برادری و برابری....
    اولین دلنوشته ام بروزم ...
    مشاوره سنگ صبور سعا
  • بهارانتظار
  • سلام، غریب تر از هر غریب

    سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده

    سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده

    سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده

    سلام، امام غریب من

    .
    اى کریم اهل بیت علیهم السلام! قلب اندوهگینمان در عزایت ،

    دیدار و شفاعتت را در قیامت مى طلبد تا طعم بخشندگى تو را دریابیم
    یا مهدی عج
    امام عسکری ع
    امام هادی ع
    امام جواد ع
    امام رضا ع
    امام کاظم ع
    امام صادق ع
    امام باقر ع
    امام سجاد ع
    امام حسین ع
    امام حسن ع
    امام علی ع یا فاطمه س
    یا رسول خدا ص
    یا رسول خدا ص
    امام علی ع یا فاطمه س
    امام حسن ع
    امام حسین ع
    امام سجاد ع
    امام باقر ع
    امام صادق ع
    امام کاظم ع
    امام رضا ع
    امام جواد ع
    امام هادی ع
    امام عسکری ع
    امام مهدی عج

    سلام و عرض ادب و احترام



    فرارسیدن ایام سالگرد وفات حضرت محمد مصطفی(ص) و شهادت مظلومانه سبط اکبر پیامبر، امام حسن مجتبی(ع) و شهادت غریبانه هشتمین پیشوای معصوم، حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع)، بر تمامی مسلمان تسلیت باد




    در مصیبت رسول خدا
    مدینه، چه کردی رسول خدا را
    گرفتی ز ما خاتم‌الانبیا را
    چه بیدادگر بود، این چرخ گردون
    که خاک یتیمی، به سر ریخت ما را

    ...........................................

    من که از دور کودکی، عقده‌ها مانده در دلم
    زهرِ کین، آب زندگی، همسرم گشته قاتلم
    من غریب مدینه‌ام زخمی زخم سینه‌ام


    ............................................

    من که این صحن و سرایم را نمایان کرده‌ام
    شرحِ دردِ غربتم در سینه پنهان کرده‌ام

    از برای خط سرخِ شیعه‌ی بابم علی
    عزم رفتن در غریبی خراسان کرده‌ام

    لحظه‌ای که از مدینه آمدم بر سوی طوس
    من وداعی دیدنی با نورِ چشمان کرده‌ام


    موفق باشید

    التماس دعا

    تعجیل در فرج مهدی فاطمه (عج)



    صلوات
    عالییییییییی بود توی این شب عزیز از کریم اهل بیت زیارت جد بزرگش وزیارت ائمه بقی را میخوام انشالله دست جمع یه همچین شبی مدینه باشیم.
    التماس دعا
  • شور حسین(علیه السلام)
  • سلام، غریب تر از هر غریب!
    سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زائر، بهشت گمشده!
    سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!
    سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!
    سلام، امام غریب من!

    رحلت پیامبر اسلام، حضرت محمد مصطفی(ص) و شهادت سبط اکبرش امام حسن مجتبی(ع) بر همه شیعیان و دوستداران آن حضرت تسلیت باد..

    سلام همسنگر بروز و منتظر حضور شما هستیم..
    پرونده ویژه ولایت فقیه
  • خادم الشهدا
  • سلام
    فضای اینترنت عرصه تاخت و تاز تمام قشرهاست. با هر عقیده ای و هر دیدگاهی. در این جنگ سایبری ما هم جنبشی به راه انداخته ایم. جنبش وبلاگ نویسی ایثار و شهادت.
    منتظر حضور دوستان هستیم....
  • رئیس جمهوری سال 1404
  • سلام حالت خوبه؟ چیکار میخوای بکنب؟ ببین من چیکارا کردم
    خیلی وبلاگ خوبی داری ؛ جدا از تعریف
    مطالبتون هم خیلی خوبه امیدوارم که همیشه موفق باشی.
    راسی من هم یه وبلاگی دارم که به قول دوستان متفاوته . لطفا به وبلاگ من هم سر بزن و نظرت رو درباره مطالب وبلاگم بگو...........
    اگه نظر ؛ پیشنهاد یا انتقادی هم داری به من بگو....... تو وبلاگم اومدی راحت باش و هرچی دلت خواست برام یادداشت کن
    نظرات شما برای من خیلی مهمه چون من با نظرات شما محکم و محکم تر می شم........داداش کوچیکتون منتظره که شما لینکش کنید و بهش بگین تا لینکتون کنه و ارتباط خوبی داشته باشین.
    منتظر نظر خوبت هستما.......زود بیا
    دوستدار شما رئیس جمهور سال 1404
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">