باید کاری کرد

وبگاه شخصی حسن عبدالصمد

باید کاری کرد

وبگاه شخصی حسن عبدالصمد

چرا حرص میزنیم؟!

| شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۱، ۰۶:۴۶ ق.ظ | ۱۲ نظر

چرا حرص میزنیم؟!

 

سوال/در خیابان چشمتان به صف طولانی بر میخورد که مردم برای خرید مرغ تشکیل داده اند، شما چه اقدامی انجام میدهید؟ 

الف)بدون معطلی میرم تو صف میایستم و به بقیه اقوام همزنگ میزنم که بیاین مرغ بخرید

ب) با خودم فکر میکنم که آیا به مرغ نیاز دارم یا نه اگر داشتم میرم تو صف میایستم

ج) چند وقتی هست که مرغ نخوردم ولی وقتی کمبود مرغ شده ترجیح میدم استفاده نکنم.

د) با این که به مرغ احتیاجی ندارم ولی چون دوهزار تومن ارزونتره حتما میخرم.شاید دیگه گیرم نیاد

 

.................................................

چند روز پیش وقتی به نمایشگاه عرضه مستقیم مواد غذایی ویژه ماه مبارک رمضان رفتم. خدا روشکر تقریبا همه محصولات غذایی با تخفیف عرضع می‌شد و هم فروشنده ها از فروش بالای خود راضی بودند و هم خریدارها از کالای با کیفیت و قیمت مناسبی مه میخرند.

در این میان صدای همهمه ای در قسمتی از نمایشگاه توجهم را جلب کرد.نزدیک صدا که شدم  با انبوهی از جمعیت مردم مواجه شدم که برای خریدن مرغ در صف ایستاده اند و همهمه میکنند.

در راه برگشت از خانه راننده تاکسی به من گفت: والا تحمل هم چیز خوبیه! حالا من یکی دو هفته مرغ نخورم مگه میمیرم! مگه کالای ضروریه؟نمیدونم چرا ما وقتی به کمبود برمیخوریم به جای همدلی سعی میکنیم برای بدست آوردن اون چیز حرص بزنیم.

با حرف های این راننده تاکسی یاد این حرف رهبر انقلاب افتادم که فرمود:

(ما امروز متأسفانه دچار اسراف و مصرف‌زدگى هستیم. من بارها این را عرض کرده‌ام، باز هم عرض میکنم؛ این خطر است در راه ما. مصرف‌زدگى را باید کم کنیم، حرص به متاع و کالاى دنیا را باید کم کنیم. تا یک شایعه‌اى درست میشود که فلان چیز کم است، مردم هجوم مى‌آورند براى اینکه بیشتر آن را جمع کنند، که نبادا دچار کمبود آن شوند؛ در حالى که آن شى‌ء ممکن است جزو چیزهاى لازم زندگى هم نباشد. خب، اگر آن جنس کم هم نیست، همین هجوم مردم آن را کم میکند. ما به این مسئله توجه نمیکنیم. این یکى از ضعفهاى ماست؛ ما این ضعف را باید برطرف کنیم.)خطبه‌های نماز جمعه تهران ۱۴/۱۱/۹۰

مشکل مردم گرانی مرغ نیست

| دوشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۱، ۱۲:۳۳ ب.ظ | ۱۵ نظر

مشکل مردم گرانی مرغ نیست

این روزها بسیاری از رسانه های تیتر اصلی خبر خود را به گرانی مرغ اختصاص داده اند و در این رابطه از کلمه بحران استفاده میکنند، به طوری که هر کس در ایران وجود نداشته باشد تصور میکند گرانی مرغ یک معضل اصلی در جامعه ایران است و ممکن است این گرانی ها تبدیل به یک نارضایتی عمومی و سپس تبدیل به شورش یا کودتا شود.

حال این سوال پیش می‌آید که آیا درست است که ارزش مردم ایران را تا این حد پایین بیاوریم  که بخاطر 3 هزارتومن افزایش قیمت مرغ، شورش یا کودتا کنند!؟

آیا مردم ایران بخاطرگرانی‌ها همصدا با رسانه ها بیگانه، به انقلاب و نظامشان پشت میکنند؟

آیا این توهین به مردمی نیست که 30 سال است با تمام هجمه‌های نظامی فرهنگی و اقتصادی دشمن، توانسته است پای این نظام و انقلاب خود مقتدرانه بایستد؟

ملتی که در همان ابتدای  پیروزی انقلاب با ترور مسئولان دلسوز خود  و بعد از آن با شروع 8 سال جنگ تحمیلی توانست در مقابل کوه مشکلات ایستادگی کند وبا پشتکار خود رتبه نخست جهان را از لحاظ جهش علمی برای خود بدست آورد.

ای کاش رسانه ها کمی هم از پیشرفت های ایران در زمینه های پزشکی،نانو، سلول های بنیادی، انرژی هسته ای، خود کفایی در محصولات کشاورزی،تسهیلات نظامی و...می‌پرداختند.

ای کاش رسانه ها در کنارانتقاد به مسئولان در یک نگاه واقع بینانه خدمات مسئولین را هم بازگو میکردند.

آیا شهرستانی که در 10سال گذشته  از امکانات طبیعی مانند آب، گاز، برق، تلفن، جاده ها، ورزشگاه‌ها، بیمارستانها، مدرسه هاو...بی بهره بوده است و اکنون به تمام آنها دست پیدا کرده است، موضوعی است که باید از کنار آن به راحتی گذشت؟

ای کاش رسانه های داخلی در کنار پرداختن به برخی از مشکلات اقتصادی کمی هم به معظلات فرهنگی و اجتماعی مانند بالا رفتن سن ازدواج، طلاق، اعتیاد و...میپرداختند.

شاید برخی بگویند مشکلات فرهنگی ناشی از مشکلات اقتصادی است اما واقعیت این است که آمار طلاق، خود کشی، افسردگی، اعتیاد، فروپاشی بنیان خانواده و... در طبقه مرفه بسیار بیشتر از طبقه مستضعف است.

البته این بدان معنا نیست که از مشکلات اقتصادی چشم پوشی کنیم بلکه بدین معنا است که به جای نا امید کردن یکدیگر و القای بحران با تلاش خود قدمی را برای رفع مشکلات برداریم.

برای نمونه میتوانیم با خرید کالای ایرانی بخش تولید داخل را فعال کنیم و وقتی بخش تولید فعال شد شاهد رونق اقتصادی و به دنبال آن کاهش قیمت هستیم.

در یک خبر آمده بود که اگر هر ایرانی نیم کیلو چای ایرانی بخرد دیگر مجبور به وارد کردن چایی خارجی نیستیم و چای اصیل ایرانی را میتوانیم با قیمت پایین تهیه و مصرف کنیم.

همچنین میتوانیم به عنوان یک کارمند، فروشنده یا یک راننده تاکسی انصاف را رعایت کنیم و در این هیاهو بجای کم فروشی و گران فروشی ،هموطنان خود را به چشم یکی از اعضای خانواده خود بدانیم و هوای یکدیگر را داشته باشیم.

سرفراز باشی میهن من...

 

 

کنکور امر به معروف و نهی از منکر/سوال18

| يكشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۱، ۰۸:۳۸ ق.ظ | ۷ نظر
سوال18:   در اتوبوس بر روی صندلی نشسته‌اید فردی مسن وارد اتوبوس می‌شود و جای نشستن ندارد، شما چه اقدامی انجام میدهید؟

الف) به بیرون نگاه میکنم و خودم را به ندیدن میزنم.

ب) میخوام بلند شم ولی با خودم میگم: این قدیمیا شیر اصل گاو،روغن حیوانی و.. میخوردند، اما ما جوونها شیر خشک و پفک...پس طاقتش از من بیشتره.

ج)صبر میکنم تا ببینم کسی جایش را به او میدهد یا نه و اگر کسی بلند نشد خودم جایم را به او میدهم.

د)به محض دیدن او سریع از جایم بلند میشوم و جایم را به او میدهم. 

معطلی کار فرهنگی بخاطر بودجه شرک است

 

چقدر خنده داره که  اگر یک مسئول یا ارگانی به ما بگوید بیا و این ۲۰ میلیون را بگیر و کار فرهنگی کن ما به سرعت آستین بالا میزنیم و کار فرهنگی را شروع میکنیم اما وعده خداوند که در کار خیر همراه ما است را باور نمیکنیم؟!!

هدف از این گزارش کار این است که بگوییم کار فرهنگی احتیاج به بودجه و امکانات ندارد.همین

حقیر دو هفته مانده به نیمه شعبان مانند سال گذشته، به همه شماره هایی که در تلفن همراهم بود پیامک زدم و از همه خواستم که در تهیه بسته های فرهنگی در روز نیمه شعبان  هر چه قدر که برایشان مقدور است حتی ۱۰۰ تومن ، شریک شوند. همچنین در پست وبلاگم هم چنین تقاضایی کردم و به خیلی ها تماس گرفتم تا در این کار خیر شریک شوند.

 

که با لطف عنایت خداوند و همت دوستان مبلغ ۶۰۰ هزار تومن جمع آوری شد و ما توانستیم ۱۰۰۰ بسته فرهنگی که هر کدام شامل:

 نشریه تک برگی-خودکار منقش به نام مبارک حضرت-خشبو کننده اتومبیل منفقش به نام حضرت-برچسب- دعای فرج-کناب داستان(‌سنین کودک و نوجوان) پیرامون حضرت حجت و شکلات، بود را در خیابان های تهران توزیع کنیم، که خوشبختانه با استقبال بسیار زیاد مردم مواجه شد.

 در این کار خیر هر فردی به نحوی کمک کرد یکی هزینه ای در وسع خودش متقبل شد، دیگری به ما مطلب داد،یکی در توزیع به ما کمک کرد و برخی به ما روحیه دادند و ما را دعا کردند.که تمام این افراد با توجه به نیتشان در این کار خیر شریک شدند.

هدف از این گزارش کار این است که بگوییم که کار فرهنگی نه مجوز میخواهد نه بودجه میخواهد و نه ساختمان و نه دفتر دستک

کار فرهنگی تنها دغدغه  و همت میخواهد.

غیر ممکن است که خدا انسان را در جهت کار خیر رها کند.این اصل را باید باور داشت.ما باور داشتیم و دیدم که اگر نیت کنیم الطاف الهی مانند باران بر ما نازل میشود و نیازی به امکانات و بودجه های مراکز دولتی و خصوصی نیست.

از تمامی شیعیان و افسران جنگ نرمی که خود را مدیون خون شهدا میدانند عاجزانه خواهش دارم که برای ترویج دین مبین اسلام به هر نحوی که برایشان مقدوراست در سطح جامعه  تلاش نمایند. و منتظر بودجه و امکانات نباشند که این بوجه و امکانات هر چند لازم است اما معطلی کار بخاطر آن نوعی شرک است.

با لطف خداوند در نظر داریم در مناسبت های نزدیک دیگر مانند میلاد امام حسن مجتبی(ع) و ماه مبارک رمضان چند کار فرهنگی در حد وسعمان انجام دهیم.

دوستان در بودجه شناسایی بانی خیر، محتوای مطالب  و توزیع میتوانند کمکمان کنند

 

مشتاقانه منتظر ایده های شما هم هستیم

 

یا علی مدد

 

 پیامک های زیبا و خاص به مناسبت نیمه شعبان

 

به ادامه مطلب مراجعه نمائیید..

برای ترویج مهدویت گدایی هم میکنم...

| دوشنبه, ۵ تیر ۱۳۹۱، ۰۸:۲۸ ق.ظ | ۱۶ نظر

کمکمون کنید:

برای زمینه سازی ظهور چه کرده ایم؟

برای آقایمان چقدر خرج کرده ایم؟

هر ساله در نیمه شعبان کوچه و خیابان هایمان پر از چراغانی میشود و در ایستگاه های صلواتی مردم مشغول پخش شیرینی و شربت به افراد میشوند.این شعائر بسیار لازم و خوب است.

اما هر ساله از این رنج میبردم که چرا در این روز وقتی به خیابان می‌آیم چیزی به من اضافه نمیشود. با خود میپرسم خوب این نیمه شعبان هم آمد آیا قدمی نزدیک به مولایم شدم؟!

با خود میگفتم چه خوب میشد در کنار کیک و شربت و... به این مردم  بسته ای فرهنگی هم داده میشد که با دیدن و مطالعه آن بتوانیم مسائل مربوط به مهدویت را به شکلی جذاب انتقال دهیم.

سال گذشته با دوستان تصمیم گرفتیم که خودمان آستین را بالا بزنیم و این کار را شروع کنیم.که در نهایت با عنایت خداوند توانستیم ۳ هزار بسته فرهنگی که هر کدام شامل: نشریه تک برگی، سی دی، پوستر و شکلات بود را بین عموم مردم توزیع کنیم.

با لطف خدا در نظر داریم امسال هم این کار خیر را به طور جذاب تر ادامه دهیم.

از تمامی منتظران خواهشمندیم در این امر خیر شریک بشوند و در هزینه، محتوا ، و توزیع ، به ما کمک کنند.

سال گذشته با کمک شما دوستان

لطفا در قسمت نظرات اعلام همکاری خود را با ذکر مشخصات با ما در میان بگذارید.

کمک های نقدی خود را هر چند بسیار اندک هم باشد به شماره کارت ۶۰۳۷۹۹۱۱۴۰۲۵۷۸۷۸ (ملی کارت) به نام "محمد حسن عبدالصمد" واریز نمائید.

 

به امید دیدار یار...

اگه گفتی این سخن از کیه؟!

" کسی که از تئاتر، نقاشی، عکس یا شعر چیزی نمی فهمد، راه های

                                  معرفت به رویش بسته است.."

 

الف) میل گیبسون

ب) آیت الله خامنه‌ای

ج) جوزف تورناتوره

د) مایکل مور

ه) استاد فرشچیان

برای دیدن جواب به ادامه مطلبمراجعه نمائیید...

 

عکس/براستی در زندگی به کدامین سو میرویم؟

| شنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۱، ۰۱:۳۳ ب.ظ | ۸ نظر

براستی در زندگی به کدامین سو میرویم؟

 

 

اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ *(بقره۲۵۷)*

خداوند ، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند آنها را از ظلمتها ، به سوی نور بیرون می برد. ( اما ) کسانی که کافر شدند ، اولیای آنها طاغوتها هستند که آنها را از نور ، به سوی ظلمتها بیرون می برند آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند

مرزهای گمراه کننده!

| دوشنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۱، ۰۱:۰۵ ب.ظ | ۱۸ نظر

مرزهای گمراه کننده!

 

به نظر شما در تصویر زیر، رنگ قسمت پایینی و بالایی چه تفاوتی با هم دارند؟

.

.

.

رنگ هر دو یکیست!

برای اطمینان یکبار دیگر به تصویر برگردید و انگشت خود را بر روی خط جدا کننده بین دو مربع بگذارید..

و آنگاه نگاه کنید..

 

برداشت اخلاقی از این تصویر:

یا أیُّهَا النّاسُ إِنَّا خَلَقناکُم مَن ذَکَرٍ وَ أُنثَی وَ جَعَنَاکُم شُعُوباً وقَبَائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَاللّهِ أَتقَاکُم إِنَّ اللهَ عَلیم خبیر(سوره حجرات،آیه 13)

(ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن خلق کردیم و شما را بصورت جماعات بزرگ و کوچکی قرار دادیم تا یکدیگر رابشناسید، همانا گرامیترین شما نزد خدا باتقواترین شماست ، بدرستی که خدا دانا و آگاه است)

اگر خوب دقت کنیم متوجه میشویم که همه انسانها چه مرد و چه زن با هر لباس و پوشش، هیچ تفاوتی با یکدیگرنداریم.مدیر یا رفتگر، نماینده مجلس یا آبدارچی، شهری یا روستایی، بالاشهر با پایین شهر و...هیچ کدام با یکدیگر تفاوتی ندارند با این شرط که مرز گمراه کننده را از میان برداریم و ببینیم که همه ما از خاک آفریده شده ایم و به خاک باز میگردیم و تنها درجه اعتبارمان اعمال ماست.

 نظر شما چیست؟

نماز جمعه جایی برای کودکان هست؟ نیست؟..

| شنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۱، ۱۱:۴۹ ق.ظ | ۱۷ نظر

تعملی از علل حضور کمرنگ جوانان در نماز جمعه:

نماز جمعه جایی برای کودکان هست؟ نیست؟..

 

چه اشکالی دارد که ستاد نماز جمعه در روز جهانی کودک برای کودکان و نوجوانان در محل برگزاری نماز جمعه، قبل از شروع شدن خطبه‌ها مراسمی را برای آنان تدارک ببیند؟

 بدون شک اگر این مراسمات انجام گیرد این کودک و نوجوان با آن خاطر خوب در ذهن در جوانی و بزرگسالی در این مکان‌ها حضور پیدا خواهد کرد. شما فرض کنید در صدا و سیما و در بیلبردها شهر تبلیغ شود که در روز جهانی کودک مراسم بزرگ و باشکوهی در روز جمعه در دانشگاه تهران ودر محل برگزاری نماز جمعه برگزار شود و ازهمه پدران ومادران بخواهند که همراه با فرزندان خود در این مراسم حضور پیدا کنند و بعداز آن اجرای سرودهای با نشاط وانقلابی، برگزاری مسابقات متنوع اجرای نمایش و دادن هدیه‌های فرهنگی و مذهبی به کودکان مراسم را به پایان برسانند.

 از طرفی دیگر این کودکانی که به همراه پدر و مادرهای خود  که شاید آنها هم اولین بار است در این مکان‌ها حضور پیدا می‌کنند و نماز جمعه را می‌خوانند، با شادی و خاطره خوب نماز جمعه را ترک می‌کنند و شاید هفته‌های آینده هم از والدین خود بخواهند که آنها را به نماز جمعه ببرند و این ارتباط گیری با نوجوان هر هفته ادامه پیدا کند، این می‌شود که این نوجوانان وقتی از محیط نماز جمعه خاطره خوبی داشته باشند وبرنامه‌های فرهنگی ورزشی و تفریحی را مشاهده می‌کند، در ایام جوانی هم حضور مستمر پیدا خواهند کرد.

 شاید برخی افراد متعصب از این اقدام ناراحت شوند و بگویند نماز جمعه که کار این قرتی بازیها نیست! در حالیکه هر عقل سلیمی این را میداند که صحبت کردن برای پیرمردان و یا افراد میانسال چندان کارگشا نیست چرا که خمیر مسیر زمدگی آنها سفت و غیر قابل انعطاف شده  است در نتیجه  بهترین سرمایه گزاری بر روی کودک و نوجوانی است که شخصیت او در حال شکل گیری میباشد.

نمی‌دانم این طرح وهزاران طرح دیگر برای مسئولین ستاد نماز جمعه تا چه میزان اهمیت دارد شاید ناراحتی چند پیرمرد متعصب در نماز جمعه را به ناراحتی دل رهبر از حضور کمرنگ جوانان ترجیح دهیم

از مسئولین ستاد نماز جمعه چند سوال میپرسیم:

۱- نماز جمعه تنها برای پیرمردان برگزار میشود؟

۲-چرا جوانان و نوجوانانی که در مراسم مذهبی حضور بسیار با شکوه دارند در نماز جمعه حضور پیدا نمیکنند؟

۳- برگزاری مراسمی در روز جهانی کودک مگر چقدر هزینه دارد؟

۴-چه راهکارهایی را برای جذب کردن فضصای نماز جمعه برای کودکان تدارک دیده اید؟

۵-چرا برخی از ائمه جمعه متانسب با ادبیت جوانان سخن نمیگویند.

۶- تا کی باید شاهد این روند سنتی باشم؟

۷- تا کنون از جوانان خواسته اید تا در اتاق فکر ستاد برگزاری نماز جمعه شرکت کنند.

۸- اصلا اتاق فکری وجود دارد؟

منتظر جوابیه مسولین ستاد نماز جمعه میمانیم...

 ....................

در پایان با چند توصیه از رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع مسولین ستائ اقامه نماز جمعهاین مطلب را به پایان می‌رسانیم:

* امام جمعه باید جواب بدهد که اگر مردم نمى‏آیند، چرا نمى‏آیند؟

اگر امام جمعه طورى عمل بکند، یا طورى حرف بزند، یا نرسیدن به کار را به‏گونه‏یى از خودش نشان بدهد که در این‏جایى که باید محور و مرکز باشد، مردمِ کمى اجتماع بکنند، او مورد سؤال است که چرا مردم، این‏جا نیستند؟ امام جمعه نباید بیاید شکایت کند که مردم نمى‏آیند. امام جمعه باید جواب بدهد که اگر مردم نمى‏آیند، چرا نمى‏آیند؟

البته خیلى راحت است که ما تقصیر را به گردن امرى خارج از محدوده‏ى کار خودمان بیندازیم و بگوییم: چون مردم کمبود دارند، گوشت نیست، تخم‏مرغ نیست، به نماز جمعه نمى‏آیند. این، کار خیلى راحت و جواب آسانى است؛ اما جواب غیرصحیحى است و هیچ مستدل نیست. مردم در موارد خاصى که همین تخم‏مرغ هم کم است، سبزى خوردن هم گران است، مى‏بینید که با انگیزه مى‏آیند. در همان‏جا، اگر شما یک منبرىِ معروفِ جذابى را دعوت کردید، مى‏بینید همان مردمى که به‏خاطر کمبود تخم‏مرغ و سایر کالاها، به نماز ما نمى‏آمدند، حالا براى این منبرى آمده‏اند. چه شد؟ این آقا، با خودش تخم‏مرغ یا سبزى ارزان آورده بود؟! پس مسأله، جاى دیگر است.

وظیفه‏ى جمع کردن مردم، به عهده‏ى منِ امام جمعه است. باید ببینم چه‏طورى مى‏شود مردم را در این‏جا جمع کرد. البته نه جمع‏کردن با تهدید و تطمیع - که در کار ائمه‏ى جمعه بحمداللَّه وجود ندارد - بلکه جمع کردن از روى جذب، انجذاب، با مطلب خوب، با عمل خوب و با نفس گرمى که از معنویت و تقوا برمى‏خیزد. 7/3/1369

 

* منبرهاى جمعه را بایستى پُرجاذبه کرد

.آقایان! باید روى این مسأله فکر کرد. توقع و خواهش من این است که آقایان در این جلسات روى این مسأله فکر کنند که چه عواملى را براى این قضیه مى‏شود به کار گرفت؛ از چه شیوه‏ى بیانى باید استفاده کرد و از چگونه مطلبى براى جذب و جاذبه باید بهره برد. ممکن است بعضى ابتکار لازم در شناختن بیان صحیح نداشته باشند؛ بسیار خوب، بنشینیم ترتیبى بدهیم که آنچه باید گفته بشود، با بهترین بیان در مجموعه‏یى تدوین گردد و در اختیار همه گذاشته شود.

این طرق را باید انتخاب کرد: منبرهاى جمعه را بایستى پُرجاذبه کرد و جوانان را به آن جذب نمود. از چیزهایى که منفّر طباع سالم است، بایستى پرهیز کرد. از چیزهایى که ایمانها را از روحانى سلب مى‏کند، بایستى اجتناب کرد. یکى از وظایف عمده‏ى روحانیت، عبارت از این است که این ایمانها را حفظ کند؛ چون ایمان به روحانیت، همواره ملازم با ایمان به اصل دین بوده است. کمتر کسانى بوده‏اند که روحانیت را قبول نداشته باشند، اما یک اعتقاد درست و حسابى به اصل دین داشته باشند. بعضى ادعا کرده‏اند، ولى ما کمتر یافته‏ایم. مردم دین را از این طریق فهمیده‏اند. ایمان مردم به دین، باید همراه با ایمانشان به همین مجموعه باشد.25/06/70

بنابراین اینجا، هم پایگاه معنویت است، هم پایگاه مقاومت. قدر این نماز را، هم آحاد مردم بدانند، هم بخصوص جوانهاى عزیزمان بدانند، و هم آقایان ائمه‌ى جمعه‌ى محترم در سراسر کشور بدانند؛ آنها هم قدر این نماز را بدانند؛ این یک منبرى است که نظیر آن دیگر وجود ندارد. کارى کنند که جاذبه‌ى نماز جمعه، جوانها و دلهاى پاکیزه و مشتاق را به این سمت بکشاند و این کانون روز به‌روز گرمتر شود.23/06/86 خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران‌

 

بعد نوشت:

البته باید گفت که یکی از علل اصلی حضور کمرنگ نوجوانان در نماز جمعه خود پدر و مادر ها هستند که در پست بعدی به آن اشاره خواهد شد.

عکس/براستی امام خمینی که بود؟

| شنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۱، ۱۱:۰۹ ق.ظ | ۲۱ نظر

برای دیدن ادامه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه نمائیید

برا

از ورزشگاه آزادی تا هیئت‌های مذهبی؟

| شنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۱، ۰۲:۳۲ ب.ظ | ۲۶ نظر

از ورزشگاه آزادی تا هیئت‌های مذهبی؟

 

کدامیک را می‌پسندید؟

صحنه اول:

دوستت زنگ خانه‌یتان را میزند و میگوید زود باش بیا دم در...

 سوار موتور میشوی و به همراه دوستت دو ساعت را طی میکنی تا برای دیدن بازی استقلال و پرسپولیس به ورزشگاه آزادی برسی.

از همان ابتدا چشمت به افرادی میخورد که بارار سیاه بلیط فروشی راه انداخته اند و تو مجبور میشوی بلیط بازی را سه برابر قیمت واقعی بخری.

با فشار جمعیت بالاخره وارد ورزشگاه میشوی، بازکن ها وارد زمین میشوند و بازی با سوت داور آغاز میگردد.

داور صحنه ای را خطا میگیرد ناگهان جمعیت یک صدا داور را هو میکنند و چند ثانیه بعد اکثریت ورزشگاه یکصدا فحش های بسیار زشتی را نثار داور بازی میکنند.

تیم حریف گل میزند و از آنجایی که تو در بین طرفداران تیم گل خورده ای، به تو و ناموست فحش میدهند و از بالای سرت سنگ و صندلی شکسته به سمتت پرتاب میشود و دستت زخمی میشود.

هر گاه بازیکن تیم مورد علاقه ات نزدیک دروازه حریف میشود، بی اختیار با هیجان بسیار زیاد از جا بر میخیزی و آهی را از ته دل بر زبان می‌آوری.

تیمت میبازد. اعصابت خرد میشود. دستت زخمی شده است و گوش‌هایت هزاران فحش شنیده است.از بس فریاد زده ای صدایت گرفته است و بعد از آن تا سه شنبه منتظر برنامه 90 می مانی تا پیامک دهی مهمترین اتفاق فوتبالی  و 2 ساعت منتظر میمانی  تا متوجه شوی که مهمترین اتفاق فوتبالی کشور جایگاه دوازدهمی پرسپولیس است.

هفته بعد: دوستت دوباره زنگ خانه‌یتان را میزند و می‌گوید زود باش بیا دم در...

 

 

 صحنه دوم:

جمعه ساعت 10 شب: دوستت زنگ خانه‌یتان را میزند و میگوید زود باش بیا دم در...

  یک ساعت را بر روی موتور دوستت طی میکنی به سمت میدان خراسان میروی. وقتی وارد هیئت رهروان شهدا میشوی، در همان ابتدا خادم هیئت با کمال احترام به تو خوش‌آمد می‌گوید و دو دستی کیسه ای برای کفش هایت در اختیارت می‌گذارد.

بعد از آن خادمی دیگر تو را به سمتی راهنمایی میکند تا چای تبرکی را نوش جان کنی.

وارد جلسه که میشوی بوی عطری در فضای هیئت به مشامت می‌خورد.

از آنجایی که کمی با تاخیر رسیده‌ای جایی برای نشستن پیدا نمی‌کنی که ناگهان فردی غریبه از دور برایت دستن تکان می‌دهد و و جمع تر مینشیند  تا تو کنارش بنشینی.

سخنرانی شروع می‌شود و تو با دقت به نکاتی که گفته میشود گوش میدهی و بعد از آن از آنجائیکه میلاد حضرت علی (ع) است، مداح مولودی را در وصف حضرت علی(ع) می‌خواند.

جمعیت یکصدا و منظم کف  می‌زنند و یکصدا نام مولا را تکرار می‌کنند.

از بالای سرت شکلات هایی به سمتت سرازیر می‌شود و فرد کناریت برای مزاح شکلاتی را از پشت، به سمت دوستش پرتاب می‌کند.

مردها یکصدا هو میکشند، زن ها هلله سر می‌دهند و در آخر مداح کمی با حضرت  درد دل  و اشکی را بر روی گونه ها جاری می‌کند.

و در پایان هم غذای تبرکی به افراد داده میشود و همه با خوشحالی به خانه هایشان می‌روند.

لبهایت خندان است .از بس علی علی گفته ای صدایت گرفته است.دستانت از شدت کف زنی سرخ شده است. گوشهایت هزاران مدح و سخن زیبا  شنیده است.

هفته بعد:دوستت زنگ خانه‌یتان را میزند و میگوید زود باش بیا دم در...  

 

براستی کادمیک را انتخاب میکنید؟

....................................................................................................................

بعد نوشت:

1-این متن تنها قصد بیانگر فضای موجود در ورزشگاه و هیئت های مذهبی را بازگو می‌کند و با فوتبال و فوتبال دوستان عزیز هیچ مشکلی ندارد.

1-خدا کند دوستانی انتخاب کنیم تا زنگ خانیمان را بزند و بگوید بیا دم در...

2-از آنجائیی که منزل نویسنده حوالی میدان خراسان است و هیئت های بسیاری در این محدوده قرار دارد نام میدان خراسان گفته شد.البته لازم به دکر است هیئت روز جمعه ساعت 10 شب همان هیئت رهروان شهدا با مداحی رضا هلالی  است.

4- یک روزی از پدرم شنیدم که می‌گفت یک فردی نزد یک عالمی آمد و گفت: حوصله ام سر رفته ، چه کار کنم؟

آن عالم پاسخ داد: چطور حوصله ات سر میرود،در حالی که ه قرار است در این مدت کم در دنیا، ابدیت خود را بسازی

خدایا کاری کن تا قدر ثانیه هایم را بدانم

 

این جمله قصار از کیست؟

| يكشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۱، ۱۱:۳۵ ق.ظ | ۲۰ نظر

این جمله قصار از کیست؟

«از کسى که بر او خشم گرفته اى ، صفا و صمیمیت مخواه و از کسى که به وى خیانت کرده اى ، وفا مطلب ، و از کسى که به او بدبین شده اى ، انتظار خیرخواهى نداشته باش ، که دل دیگران براى تو همچون دل تو براى آنهاست.»

 

الف) گوته

ب) دکتر شریعتی

ب) دیل گارنگی

د) امام هادی (ع)

.........................................................

۱-گزینه صحیح (د) می‌باشد.

۲-به نظر من بهترین اقدام برای مقابله به هتاکی شاهین نجفی ها، تنها تبلیغ اندیشه های بزرگانمان است.

۳-خدا رو شکر که خداوند دشمنان ما را از احمق ها قرار داد، چرا که فعالیت آنان نه تنها باعث تضعیف تشیع، بلکه باعث این شد که حداقل من بچه شیعه در فضای مجازی بیشتر مطلب راجع به اندیشه های امام هادی (ع) بخوانم، و از طرفی باعث شد که اهل تسنن و ادیان دیگر هم با خود بگویند این امام شیعیان کیست که اینقدر در موردش بحث میشود؟و مجبور میشوند که مطالعاتی را درباره امامانمان داشته باشند.

۴جاء الحق و زهق الباطل

کنکور امر به معروف و نهی از منکر/سوال17

| چهارشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۱، ۰۷:۱۸ ق.ظ | ۱۷ نظر

سوال۱۷:

 متوجه میشوید لامپ های راهرو سختمان محل کار و یا محل سکونت شما پر مصرف است ، چه اقدامی انجام میدادید؟

الف) بی خیال از کنارش رد میشوم

ب) فقط تاسف میخورم که چرا باید لامپ ها پر مصرف باشد

ج) میروم سراغ مدیر ساختما یا مدیر محل کار و به او میگویم که لامپ های کم مصرف تهیه کند.

د) یک لامپ کم مصرف با هزینه شخصی تهیه میکنم و آن را جلوی چشم دیگران در راهرو نصب میکنم.

...............................................................................

 

بعد نوشت:

1- اگر خدای نکرده خواستید امر به معروف کنید یک وقت لامپ چینی نخریدا!!

2- ماین کار رو میتونید در مورد میوه فروش سر کوچتون هم اجرا کنید،یک لامپ کم مصرف بهش هدیه کنید

3- فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره

وقتی رهبری لبخند را ضروری میداند..

| پنجشنبه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۱، ۱۱:۵۴ ق.ظ | ۲۰ نظر

وقتی رهبری لبخند را ضروری میداند

Image Detail

این جمله از کیست؟

( یکى از ضرورتهاى جامعه، لبخند است)

 

الف) چارلی چاپین                           ب) دکتر شریعتی

ج) فرانسیس بیکن                            د) آیت الله خامنه‌ای

زیاد فکر نکنید، گزینه صحیح (د) است. شاید خیلی از شما خوانندگان جملات  آیت‌الله‌ ‌خامنه‌ای پیرامون لبخند را نشنیده باشید.

وقتی کلیپ صوتی سخنان رهبری راجع به لبخند را از تلفن همراه برادرم شنیدم، برایم خیلی جالب بود که رهبرمسلمین جهان صحبت از شادی و ضرورت داشتن لبخند در جامعه سخن به میان می‌آورد.اما بسیاری از ما شیعیان نسبت به این مهم بی توجه هستیم.

از زمان های  گذشته تا کنون دشمنان اسلام سعی در سیاه نمایی و خشن بودن مسلمانان را داشته اند.این قضیه را میتوان از فیلم‌های دنیای غرب متوجه شد که مدام به مخاطب خود القا میکنند که مسلمانان افرادی عبوس، عصبانی، خشن و غیر لطیف هستند.

حال سخنان بسیار زیبا و دلنشین رهبر معظم انقلاب پیرامون لبخند را میخوانی: 

یکى از مقوله‏هاى بسیار مهم و یقیناً یکى از ضرورتهاى جامعه، لبخند است. لبخند یکى از نیازهاى زندگى انسان است. زندگىِ بى‏شادى و بى‏لبخند، زندگى دوزخى است. زندگى بهشتى، زندگى با لبخند است.

 حضرت على فرمود: «المؤمن بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه»؛ اگر غصه‏یى دارید، باید در دلتان نگه دارید؛ مؤمن این‏طورى است. لبخند و شادى مؤمن در چهره‏ى اوست. اصلاً چهره‏ها باید شاد باشد.

اگر با چهره‏ى خودتان مى‏توانید به جامعه شادى بدهید، باید این کار را بکنید. شادى لازم است و باید آن را براى مردم تأمین کرد؛ منتها این کار برنامه‏ریزى مى‏خواهد. مراقب باشید شادى در مردم با لودگى و ابتذال و بى‏بندوبارى همراه نشود؛ از این طریق به مردم شادى داده نشود. همه‏جور مى‏شود به مردم شادى داد؛ از نوع صحیح آن شادى داده شود.

گاهى اوقات یک لطیفه یا یک تعبیرِ بجا مخاطب را شاد و خوشحال مى‏کند؛ گاهى هم ممکن است یک آدم لوده با ده جور ادا درآوردن، نتواند آن‏طور شادى را ایجاد کند. شادى کردن و شادى دادن به مردم، به‏معناى لودگى نیست.

یکى از آقایانى که در صدا و سیما گاهى صحبت مى‏کند و مصاحبه‏هاى خوب و صحبتهاى خوبى دارد - من گاهى گوش کرده‏ام - اصلاً شوخى نمى‏کند؛ اما تعبیرات و کیفیت بیانش طورى است که انسان گاهى بى‏اختیار لبخند به لب مى‏آورد؛ این‏طور خوب است.

بیانات  رهبر انقلاب در دیدار رییس و مدیران سازمان صدا وسیما۱۱/۰۹/۸۹

 

(گاهى یک لبخند شما، از دارو و درمانى که براى این بیمار به کار میرود، ارزشش بیشتر است، اثرش بیشتر است. بیمار دچار آشفتگى است، دچار ناراحتى است - بخصوص بیماران سخت - کمک به او، فقط کمک به جسم او نیست؛ جسم او را با دارو و درمان و تزریق و تدابیر پزشکى بایستى علاج کرد؛ اما روح او با محبت، با لطف، با نوازش، با مهربانى درمان میشود. گاهى این درمان روحى، حتّى جاى درمان جسمى را هم میگیرد؛ این، هم علمى است، هم به تجربه ثابت شده است که شادى روح انسان، شادى عصبى و احساسى انسان، بر روى جسم او تأثیر مثبت میگذارد)

بیانات در دیدار گروه کثیری از پرستاران نمونه کشور۰۱/۰۲/۸۹

صوت کامل بیانات مقام معظم رهبری:

 

خانم های ایرانی همه ملکه هستند

| چهارشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۱، ۱۲:۳۵ ب.ظ | ۳۰ نظر

خانم های ایرانی همه ملکه هستند


یک روز یه پسر انگلیسی میاد با طعنه به یک پسر ایرانی میگه:

چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن؟؟
یعنی مردای ایرانی اینقدر شهوت پرستن که نمیتونن خودشون رو کنترل کنن؟؟
پسره ایرانی لبخندی میزنه و میگه:
ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده؟ و هر مردی ملکه انگلستانو لمس کنه؟!
پسره انگلیسی با عصبانیت میگه: ... ... نه!مگه فرد عادیه؟!! فقط افراد خاصی میتون با ایشون در رابطه باشن!!!
پسر ایرانی میگه: خانومای ما همه ملکه هستن!!!


محرمانه: افتخارم اینست که در کشوری زندگی می کنم که پاکدامنی زنانش زبانزد خاص و عام است

کنکور امر به معروف و نهی از منکر/سوال16

| دوشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۱، ۰۵:۲۷ ق.ظ | ۱۹ نظر

مبارزه با گران فروشی

 

سوال۱۶:

برای خرید پنیر به مغازه میروید، فروشنده پنیر را 100 تومان بیشتر از نرخی که بر روی کالا درج شده به شما میفروشد، شما چه اقدامی انجام میدهید؟

 

الف)اصلا قیمتش رو نگاه نمیکنم هر چی فروشنده گفت میگم قبوله

ب) ای بابا 100 تومن که ارزش نداره، اصلا به روی خودم نمیارم که داره گرون میفروشه.

ج) به فروشنده میگم: آقا داری گرون میفروشی ها! بعدش مغازه دار میگه: جنسا گرون شده و...، و من پنیر رو میخرم.

د) به فروشنده میگم:  آقا قیمتی که روش درج شده این نیست! بعدش مغازه دارمیگه همه چی گرون شده و...، و من به مغازه دیگری میروم.

ه) به فروشنده میگم: آقا داری گرون میفروشی ها، و وقتی پافشاری کنه، با شماره 124 تماس میگیرم و تخلفش رو گزارش میدم.

...................................................

شما کدام گزینه را انتخاب میکنید؟و دلیل انتخابتان چیست؟

 

مسمار سخن میگوید

| سه شنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۱، ۰۸:۱۶ ق.ظ | ۳۰ نظر

یا غیاث المستغیثین

مسمار سخن میگوید

 

(از حضرت ولی عصر(عج) بابت نوشتن این مطلب پوزش میخواهم)

مسمار:میخ در

ای کاش میتوانستم با کسی درد دل کنم،دردهای پر سوزم را به چه کسی بگویم.

دردهایی که 1422 سال است با آنها زندگی کرده ام. دردهایی که نمیدانم تا کی ادامه خواهد داشت.

بگذارید در ابتدا از لحظات خوش زندگیم بگویم، زمانی که عزیزترین افراد من را لمس میکردند.زمانی که دستان خوشبو و پر مهر اهل بیت پیامبر بر روی من نوازش میشد.

هنوز صدای رسول خدا  در گوشم است که هر بار برای رفتن به مسجد  از جلوی من عبور میکرد آیه تطهیر را بلند میخواند تا همگان بدانند اهالی این خانه از هر عیب و نقصی مبرا هستند.

هنوز صدای رسول خدا در گوشم است که میفرمود فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد من را آزرده است و هر کس او را خوشنود کند من را خشنود کرده است.

هنوز صدای جبرئیل در گوشم است که در حدیث کسا فرمود: (اى فرشتگان من و اى ساکنان آسمانهایم براستى که من نیافریدم آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه ماه تابان و نه مهر درخشان و نه فلک چرخان و نه دریاى روان و نه کشتى در جریان را مگر بخاطر دوستى این پنج تن اینان که در زیر کسایند.

 سپس جبرئیل امین عرض کرد: پروردگارا کیانند در زیر کساء؟ خداوند فرمود: آنان خاندان نبوت و رسالتند آنان فاطمه است و پدرش و شوهر و دو فرزندش)

هنوز صدای لالایی های زهرا برای زینب در گوشم است.

هنوز صدای زهرا(س) خطاب به حسنینن را که می‌فرمود(سلام اى فرزند من و اى نور دیده ام و میوه دلم)

هنوز صدای مناجات های شبانه علی و زهرا را در گوش خود دارم.

این صداها همیشه آرامم میکند.اما بگذار از صداهایی بگویم که هر بار در گوشم طنین انداز میشود میخواهم ذوب شوم  و نباشم.

صداهایی که منِ آهن را به درد و ناله وادار میکند.

صدای زخم زبان های زنان مدینه به زهرا

صدای سلام های بی جواب علی در مدینه

صدای آن ملعون که داد میزد(علی را بیرون بیاورید و گرنه این خانه را با اهلش به آتش میکشانم)

صدای لگدی که به در زده شد

صدای اصابت من پهلوی مادر

صدای خرد شدن پهلوی مادر

صدای آهی که زهرا از درد کشید

صدای آهی که زهرا از مظلومیت همسرش کشید

صدای آهی که زهرا از شهید شدن محشنش کشید

صدای ضربه های غلاف شمشیر به بازوی زهرا

صدای به زمین کشیده شدن علی

صدای شلاق های مغیره بر فاطمه

صدای گریه ناله های زینب و حسنین

صدای مرگبار سکوت اهالی مدینه

صدای  هلهله زنان مدینه

چند روز بعد...

صدای ناله اسماء از سکوت همیشگی زهرا

صدای بغض نشکسته علی

صدای ضربه های سر علی به در دیوار

 صدای...

و صداهایی که نمیتوانم بیان کنم

صداهایی که من نشنیدم و فقط علی  و زهرا میشنیدند

 آه...دارم ذوب میشوم.چه کسی حال من را میداند.

نمیدانم چرا خدا نمیگذارد من تمام شوم

شاید میخواهد در روز ظهور فرزند فاطمه، شهادت بدهم که بر سر این خانواده چه ظلم هایی که نکردند.

 

الهم العن اول ظالم ظم حق محمد و آل محمد و آخر تابع علی ذالک

التماس دعا

..............................................

بعد نوشت: دوسال بود که میخواستم این متن را بنویسم اما نمیتوانستم، خدا من را ببخشد

 

برای رضای خدا کمربند ایمنی‌ام را میبندم

| يكشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۱، ۰۱:۱۰ ب.ظ | ۱۰ نظر

برای رضای خدا کمربند ایمنی‌ام را میبندم

میترسم...

میترسم از روزی که در اتومبیلی نشستم، اما کمربند ایمنی خود را نبستم.

میترسم از روزی که با وجود چراغ قرمز عابرین، از خیابان رد شدم.

میترسم از روزی که می‌دیدم افرادی را که قانون را انجام نمیدهند، اما سکوت کردم.

میترسم از روز جزا، که از من بپرسند چرا در یک جامعه دینی، خلاف قانون انجام دادی و به جامعه ایده آل دینی، از لحاظ نظم و مقررات خدشه وارد کردی.

میترسم از روزی که به خاطر من و امثال من خیلی ها سوء استفاده کردند و گفتند که در جامعه دینی قانون و نظم اهمیتی ندارد.

میترسم از روزی که بفهمم به خاطر بی قانونی من و اطرافیانم، ظهور مولایم را به عقب انداخته ام.

زین پس با وضو و با نیت قربت الی الله، کمربند ایمنی ام را میبندم)(انشالله)

(فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ * وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ )

دستم بشکنه اگر جنس چینی بخرم

تفاوت فرهنگ انسان دوستی در ایران و چین

این کلیپ وحشتناک رو ببینید

 18 نفر از کنار این صحنه، بی خیال می گذرند

صحنه فجیع زیر گرفتن کودک چینی توسط دو خودرو و عبور ۱۸ عابر بی تفاوت از کنار آن دختر دو ساله چینی بعد از آنکه دو بار توسط دو ماشین زیر گرفته می شود، دچار مرگ مغزی شده و این در حالی است که مطابق تصاویر ضبط شده، 18 نفر از کنار این صحنه، بی خیال می گذرند. دیلی میل گزارش داد: حادثه مذکور در بازار گوآنکفو در منطقه هوآنگفی از توابع فوشان رخ داد.

.................

طبیعتا هربیینده ای از دیدن این صحنه بسیار متاثر می‌شود.

اما نکته بسیار تامل برانگیز، بی تفاوت بودن اکثر افراد این کارخانه در مقابل این صحنه دردناک است.

حال خودمان فکر کنیم که اگر در کشورمان ایران یک کودکی بر اثر حادثه ای در خیابان زخمی بشود و به زمین بیفتد ،همونطنان برای کمک به او چه کارهایی انجام میدهند.طبیعتا هیچ کس بی تفاوت نمینشینید و همه افراد از این صحنه متاثر میشوند و تا جائییکه امکان دارد به آن فرد کمک میکنند.

اما در این کلیپ در کمال ناباوری میبینیم که کودک ۲ ساله ای بر زمین افتاده است و بسیاری از افراد بی تفاوت از کنار آن میگذرند.علت این بی تفاوت بودن چیست؟

چرا در آن کشور ارزش های انسانی و حس همنوع دوستی دیده نمیشود؟

جواب سوال در یک جمله است، در دنیای غرب که موج های آن  به دنیای شرق هم کشیده شده است، اصالت بر اساس لذت و سود مشخص میشود.

در این اصالت ارزش های انسانی دیگران نادیده گرفته میشود و هدف وسیله را توجیه میکند.

در این کلیپ هر کسی به فکر کار خودش است و اصلا توجهی به دیگران ندارد چرا که در ملکه ذهنشان، کمک کردن به یک کودک را امری غیر عقلانی میدانند چرا که معتقدند تنها باید خود را دید و برای رسیدن به اهداف مادی خود هر مانعی را کنار میزنند، حتی آن مانع جان هم‌میهن و حتی خانواده خود باشد.

هدف از درج این مطلب این بود که باید خدا را شاکر باشیم که در مملکتی زندگی میکنیم که برای کمک به هوطنان خود از یکدیگر سبقت میگیرند.و این فرهنگ ، عبادت و ارزش محسوب میشود.

درست است که در کشورمان کمی نابسامانی در گرانی ها میبینیم. اما من کشورم را ثروت مندترین کشور دنیا میدانم چرا که بزرگترین ثروت یعنی حس همنوع دوستی را همیشه در دل خود دارند که این ارزش متعالی را از برکت قرآن و اهل بیت بدست آورده اند.

....................................................................

بعد نوشت:

دستم بشکنه اگر جنس چینی بخرم

 و این کارگرهای سنگدل چینی را خوشحال و کارگر های ماه ایرانی را بیکار کنم

گفتگوی خدا با وبلاگ

| يكشنبه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۱، ۰۸:۴۱ ق.ظ | ۱۲ نظر

گفتگوی خدا با وبلاگ

 

عالم محشر:

خدا: دوشنبه 25 شهریور سال 89وبلاگی را ایجاد کردی به نام(.......)

نویسنده وبلاگ: بله. درسته

خدا: نیتت از راه اندازی این وبلاگ چی بود؟

نویسنده وبلاگ: میخواستم درونیاتم را در وبلاگ بنویسم تا سبک شوم و بتوانم با مطالبم مردم رو به صراط مستقیم نزدیک کنم.

وبلاگ به سخن می‌آید: ای خدا... این نویسنده در ابتدا نیتش خوب بود ولی آروم آروم مطالب و نظراتی تو وبلاگ گذاشت که اصلا بوی  تو رو نمیداد.

نویسنده وبلاگ:چرا دروغ میگی! این همه مطلب این همه تحلیل در مورد مسائل اعتقادی و سیاسی نوشتم.

وبلاگ: درسته نوشتی.ولی با چه نیتی؟

نویسنده وبلاگ:خوب معلومه نیتی خدایی دیگه! منم میتونستم مثل خیلی از وبلاگ نویس‌ها مطالب چرت و پرت بنویسم، ولی این کار رو نکردم. پس از اونها خیلی بهترم.

خدا:  ولی من بهت خیلی ظرفیت دادم که ازشون استفاده نکردی. پدر و مادر خوب. دوستان خوب. محل تحصیل و زندگی خوب. برهه زمانی تاریخی خوب. کشور خوب و....دادم .بعد از اون  قلم خوب هم بهت دادم.اما تو اصلا از ظرفیت هات درست استفاده نکردی.

نویسنده وبلاگ: خدا یا ببخشید. حداقل بخاطر مطالب خوبم من رو ببخش.

خدا:  مطالب خوب!!! آن مطالبی را میگویی که از اهل بیت نوشتی؟

نویسنده وبلاگ:بله

خدا: یادت هست که با چه نیتی اون مطالب رو مینوشتی؟ به خاطر من نوشتی یا به خاطر مخاطب های وبلاگت؟ یادت میاد چقدر ذوق میکردی وقتی کسی از مطلبت تعریف میکرد؟

یادت میاد یکبار مطلبی که از اهل بیت نوشته بودی رو یک وبلاگ بدون ذکر منبع تو وبلاگش زد و تو ناراحت شدی؟

مگه بخاطر من ننوشته بودی؟ پس باید خوشحال میشدی.

یادته پیغام هایی رو که باید جواب میدادی رو جواب ندادی و کامنت هایی که نباید جواب میدادی رو جواب دادی؟

یادته تو یک مطلب سیاسی آبروی یک مومنی را بردی بدون ایکه تحقیق کنی؟

یادته اون روزی که باید داد میزدی و از من میگفتی، سکوت کردی و از مسائل بی اهمیت نوشتی؟

میوانستی که چندین هزار نفر با یک مطلب تو از من دور شدند؟

میدانستی که با اکثر مطالبت وقت و فرصت خیلی ها را تلف کردی؟

میدانستی که میتوانستی با این وبلاگ بهشت خودت را تضمین کنی؟

میدانستی یکبار مولایت حضرت مهدی(عج)قصد ورود به وبلاگت را داشت؟ اما مطالبت بوی ریا تو وبلاگت نگذاشت تا مولایت به وبلاگت بیاید؟

میدانستی که مطلبی برای تعجیل در ظهورآقایت ننوشتی و از نائبش دفاع نکردی؟

میدانستی که من بارها کمکت کردم و دلت انداختم که چنین مطالبی را بنویسی اما تو تنبلی کردی؟

نویسنده وبلاگ در حالی که سرش را پایین انداخته بود و پشت دست خود را از شدت ناراحتی میگزید گفت: خدایا تو رو خدا دیگه نگو. میخوام دیگه وجود نداشته نباشم. ببخشید! غلط کردم.

خدا: بنده من، هیچ کس به اندازه من تو را دوست ندارد.یکبار دیگر به تو فرصت میدهم تا این مطالب را بخوانی تا این باربا وبلاگت  بهشتت را تضمین کنی.

بسم الله الرحمن الرحیم...

.......................................................................................................................................

اعتراف میکنم که این مطلب را هم برای رضای خدا ننوشتم.

الهی العفو..

شهید آوینی هنرمند نیست

| دوشنبه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۱، ۱۱:۱۰ ق.ظ | ۵ نظر

شهید آوینی هنرمند نیست...

این کلیپ بسیار زیباو هنرمندانه رو اینجا ببینید

 

 

آیا میدانید زمین مجهز به دوربین مدا بسته است؟

| چهارشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۱، ۱۲:۰۳ ب.ظ | ۲۳ نظر

آیا میدانید زمین مجهز به دوربین مدا بسته است؟

پس چرا گناه میکنیم؟

این مکان مجهز به دوربین مدار بسته است

 

(این مکان مجهز به دوربین مدار بسته است)

این جمله را بارها بر روی ورودی فروشگاه‌، فرودگاه و مغازه ها دیده اید.

اما این بار میخواهیم دوربینی را معرفی کنیم که ویژگی‌های بسیار منحصر به فردی را دارد.

این دوربین با دوربین های دیگر تفاوت چشمگیری دارد که ویزگی های آن را در زیر میخوانیم:

1-این دوربین تمام اطلاعات پیرامونی خود را به طور دقیق تا میلیاردها سال ضبط میکند.

2-این دوربین آنقدر با دقت است که حتی خطورات ذهنی و افکار شما هم عکس برداری میکند.

4-زمانی که فردی خلافی انجام دهد، این دوربین تا 7 ساعت به او مهلت میدهد تا نسبت به آن خلاف ابراز پشیمانی کند و به محض پشیمانی آن عمل یا فکر خلاف به صورت دائمی از حافظه دوربین پاک شود.

5- بازبینی فیلم این دوربین تنها توسط یک «فرد»ی امین صورت میگیرد و به هیچ عنوان افراد دیگری از فیلم های این دوربین با خبر نمیشوند، مگر آنکه خود آن «فرد» بخواهد.

6-از دیگر ویژگی های این دوربین آن است که اگر فردی عملی خلاف قانون انجام داد اگر حق انسانی را ضایع نکرده باشد به محض پشیمانی واقعی فیلم ازحافظه پاک میشود.

7-این دوربین در بالای سر، پایین، جلو و پشت انسانها  به صورت دائمی تا پایان عمرشان در حال فیلم برداری است و بعد از مرگشان به صورت کامل به غیر از گناهانی که توبه کرده اند، برایتان پخش میشود و طبق آن به شما نمره داده میشود.

عالم محضر خداست در محضر خداوند معصیت نکیند.

 *ألَم یَعلَم بِأنّ اللّه یَرى  سوره علق14
آیا انسان نمى داند که خداوند همه اعمالش را مى بیند؟

*«و للَّه المَشْرِقُ و المَغْرِبُ فَاَیْنَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّه(5)». بقره 115
«مشرق و مغرب از آن خداست. به هرطرف روى کنید همانجا وجه خداست».


*إنّ ربّک لَبِالمِرصاد سوره فجر آیه 14
قطعاً پروردگار تو در کمینگاه است .


*یَعلَم خائِنَة الاَعیُن و ما تُخفِى الصُّدور سوره مؤمن آیه 19
خداوند چشم هایى را که به خیانت گردش مى کند، مى داند و بر آنچه در سینه ها پنهان است، آگاه مى باشد.

*در دعاى "یستشیر" که از رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله نقل شده مى خوانیم :
أسمَع السّامَعین أبصَر النّاظِرین ؛
خدواندى که شنواترین شنواها و بیناترین بینندگان است .

*امیرمؤمنان على علیه السلام  در  نهج البلاغه ، حکمت 324مى فرماید:
اتّقوا مَعاصِى اللّه فى الخَلوات ، فانّ الشّاهِد هو الحاکم
از معصیت خدا در پنهانى و خلوتگاه ها بپرهیزید، چرا که شاهد همان دادرس ‍ است .


*و در خطبه خطبه 203.نهج البلاغه میفرماید:

ولا تَهتکوا أستارکم عند مَن یَعلم اسرارکم
پرده خویش را در نزد خداوندى که از اسرارتان آگاه است ، ندرید.

*شخصى به حضور امام حسین علیه السلام آمد و عرض کرد:
اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله من یک شخص گنهکار هستم و نمى توانم گناهم را ترک کنم ،
مرا موعظه کن . حضرت علیه السلام فرمود:
إفعَل خَمسَة اشیاء و اذنب ما شئت:
پنج کار را انجام بده و آنگاه هر چه مى خواهى گناه کن ؛
روزى خدا را مخور،
و آنچه مى خواهى گناه کن .
از زیر حکومت خدا بیرون برو
و آنچه خواهى گناه کن.
جایى را انتخاب کن تا خدا تو را نبیند
و هر چه خواهى گناه کن .
وقتى عزرائیل براى گرفتن جانت نزد تو آمد او را از خود بران
و هرچه خواهى گناه کن .
و زمانى که مالک دوزخ تو را به سوى آتش برد، تو به سوى آتش مرو
و آنچه خواهى گناه کن .

- بحارالانوار، ج 17، منهاج الشهاده ، ص 311.

گلزار شهدای جهاد اقتصادی را شلوغ می‌کنیم

| سه شنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۱، ۰۷:۱۲ ق.ظ | ۵ نظر

گلزار شهدای جهاد اقتصادی را شلوغ می‌کنیم

یاران حسین(ع) در کربلا به شهادت می‌رسند..

درهشت سال دفاع مقدس جوانان ایرانی جانشان را فدا می‌کنند..

و امروز ما با تهذیب نفس و جهاد اقتصادی میخواهیم شهید شویم..

امروز با صرف نظر از کالای خارجی و دوری از اسراف به حسین زمانمان لبیک می‌گوییم

(کل یوم عاشورا کل ارض کربلا)

 

نامه دانشجوی ایرانی عاشق انگلستان به ملکه
 
 
 

سرکار خانم ملکه بریتانیا، Hello
اگر جسارت نباشد می خواستم بپرسم:
How are you todayمن یک دانشجوی جوان و نخبح ای هستم که بخاطر صواد زیاد و رطبه بالا که توی امتحان تست زنی کلاس کنکورمان اخذ کرده ام، مطمئن می باشم که بزودی با دعوت دانشگاه آکسفورد یا یکی از کالج های شهر کمبریج، در کشور قشنگ و مالامال از مهربانی شما سکونت خواهم گزید. به همین دلیل و از آنجا که به عشق مملکتان گرفتار شده ام، می خواهم تا حرف دلم را گفته و مکنونات قلبی خویش را در کمال صحت و سلامت عقل براتون بازگوکنم تا بدانید که من عاشق انگلستان و نظام حکومتی اون هستم.
من عاشق انگلستانم چون:

انگلستان عشق من، حکومتش خیلی پیشرفته است. هنوز مثل قرون وسطی دارای ملکه و شاه اینطور چیزهاست و این خیلی خوبه.

انگلستان عشق من، سابقه استعماری نداره و تا الان و در طول تاریخ به هیچ کشوری حمله نکرده و جائی رو اشغال نفرموده به جز چند مورد استثنائی مثل: هندوستان، ایران، عراق، افغانستان، فلسطین و . . . که زیاد هم مهم نیست.

• انگلستان عشق من، خیلی نگران مردم کشورهای دیگه هست؛ تا اوجا که براشون تلویزیون مجانی به زبان مادر ی خودشان راه می اندازه تا سرگرم بشن و سوادشون بره بالا مثل بی بی سی فارس و بی بی سی عربی.

• انگلستان عشق من، خیلی نگران دانشجوهای ایرانیه؛ تا اونجا که حتی اعتراضات و راهپیمائی های دانشجوهای خودش رو پوشش خبری نمیده اما از طرف دیگه اگر ۴ نفر یه نخ سبز به خودشون ببندن و تو دانشگاه دورآباد واحد کورآباد به مدت سه دهم ثانیه توقف کنن، بلافاصله اقدام به پوشش خبری ماجرا می کنه

البته کلی دلیل دیگه برای عشق من به انگایس عزیز وجود داره که اگه از علاقه زیاد به این کشور آفتابی!!! نمردم، حتماً براتون مینویسم.
دوستدار انگلیسی جماعت
دانشجوی باصواد

در کربلای جهاد اقتصادی کجا ایستاده‌ایم؟

| دوشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۰، ۱۰:۳۷ ق.ظ | ۱۶ نظر

نگاهی به عملکرد مردم در پیروی از حکم جهاد رهبری:

در کربلای جهاد اقتصادی کجا ایستاده‌ایم؟  

 

 

درپایان سالی قرار گرفته‌ایم که ولی فقیه زمان، آن را جهاد اقتصادی نامگذاری کردند.

 کلمه «جهاد اقتصادی»  را بارها شنیده و تکرار کرده‌ایم، اما آیا در این حکم جهاد، سهمی هم داشته ایم؟!

تا کنون از خود پرسیده‌ایم که چرا می‌گوییم «وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد»، در حالی که  به حکم صریح جهاد اقتصادی توجهی نمی‌کنیم؟!

تا کنون از خود پرسیده‌ایم که چرا رهبر عزیز  به غیر از مسئولین، از تک تک  افراد جامعه خواستند که در این جهاد سهمی داشته باشند؟!

تا کنون از خود پرسیده‌ایم که  به عنوان یک دانشجو، طلبه ، مغازه دار، معلم ،پزشک، پدر و یا مادر خانواده، چه نقشی را می‌توانستم در جهاد اقتصادی ایفا کنیم؟!

تا کنون با خود فکر کرده‌ایم که با خاموش کردن یک لامپ اضافه هم می‌توانستیم قدمی در راستای جهاد اقتصادی برداریم و با همین نیت لامپی اضافی را خاموش کرده باشیم؟

تا کنون با خود اندیشیده ایم  که صرفه جویی در مصرف آب،نان  برق، گاز،  و دوری از تجملات در خرید  شب عید و...دقیقا میتواند مصداق تاثیر گذاریمان در جهاد اقتصادی باشد؟!

تا کنون با خود اندیشیده‌ایم که با خرید هر کلای ایرانی هم میتوانستیم قدمی در جهت پیشرفت جهاد اقتصادی بر داریم؟!

تا کنون با خود گفته ایم که با ایجاد وحدت و همدلی بین مردم و مسئولین هم میتوانستیم قدمی در این جهاد برداشته باشیم؟!

تا کنون از خود پرسیده‌ایم که چرا رهبری امسال را سال «جهاد اقتصادی» نامیدند؟ چرا نفرمودند سال کار اقتصادی یا  فعالیت اقتصادی یا بصیرت اقتصادی و یا سال تلاش اقصادی؟!

تا کنون از خود پرسیده‌ایم که با توجه به لغت جهاد در اصطلاح فقها، که به معنای گذشتن از مال و جان در راه بالا بردن کلمه‌ اسلام و برپا داشتن شعائر ایمان است، تا چه میزان از جان، مال و آبرویمان گذشته‌ایم؟!

تا کنون از خود پرسیده‌ایم که آیا جزء شهدای این جهاد اقتصادی بوده‌ایم یا خیر؟!

تا کنون از خود پرسیده‌ایم که اگر در زمان امام حسین (ع) بودیم، آیا به حکم جهاد امام عمل می‌کردیم؟ و یا با بهانه گیری و سرگرمی به مسائل فرعی و حاشیه‌ای از تکلیف اصلی خود فرار میکردیم؟!

تا کنون از خود پرسیده‌ایم که وقتی امام زمان(عج) ظهور کردند، آیا از ما نمیپرسند که چرا نسبت به حکم جهاد نائبشان عمل نکردیم؟!

تا کنون در سایت مقام معظم رهبری رفته ایم تا  به دنبال جزئییات و چگونگی جهاد اقتصادی بگردیم؟!

تا کنون کلمه جهاد اقتصادی را در جستجوی گوگل سرچ کرده ایم تا از تحلیل و تبیین های آن مطلع شویم؟!

تا کنون افرادی را از ضرورت این جهاد با خبر کرده‌ایم؟!

حال با خود بپرسیم که در این جهاد اقتصادی که رهبری از تک ک افراد جامعه خواستند که به این مهم عمل کنند چه نمره‌ای به خود می‌دهیم؟

همه ما میدانیم که محبت به ولی فقیه زمان به تنهایی نمی‌تواند عامل سعادت انسان شود، بلکه زمانی که این محبت منجر به معرفت و سپس اطاعت شود، میتوانیم امید به سعادت خود داشته باشیم.

اما هنوز فرصت باقیست چرا که رهبر معظم انقلاب فرمودند که شعار یک سال با پایان آن سال، به اتمام نمی‌رسد وبلکه تداوم و ادامه دارد.

اگر شما هم مانند حقیر تا کنون قدمی را در این راستا برنداشته‌اید به ادامه مطلب که سخنان مولا در رابطه با جهاد اقتصادی است مراجعه نمائیید، و دیگران را از ضرورت این حکم جهاد با خبر کنید.

 

چرا گناه میکنیم؟

| سه شنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۰، ۰۳:۲۷ ب.ظ | ۲۶ نظر

چرا گناه میکنیم؟

سوال: به شما میگویند که این کلید، کلید یک خانه بسیار زیبا و شکیل است و اگر آن را برداریدصاحب آن خانه میشوید، آیا این کار را انجام میدهید؟

 

اپلود سنتر عکس

به نظر شما چرا با اینکه میدانیم گناه کردن، بد است باز هم یه سمت گناه میرویم؟

لطفا نظرات خود را بیان کنید

کنکور امر به معروف و نهی از منکر/سوال15

| شنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۰، ۰۱:۵۶ ب.ظ | ۸ نظر
سوال ۱۵/فرزندان فامیل برای عید دیدنی  به منزل شما می‌آیند شما چه اقدامی انجام می‌دهید؟

 

الف)۵ هزار تومن بهش عیدی میدم

ب) عیدی بی عیدی، مگه رو گنج نشستم

ج)کتابی جذاب و آموزنده را که مناسب سنشان باشد به آنها هدیه میدهم.

....................

پ.ن

در سال گذشته به پدرم پیشنهاد دادم که به جای عیدی در جهت ترویج کتابخانی کتاب را به جای پول نقد به بچه های فامیل هدیه بدهد.

او هم قبول کرد. من چند کتاب جذاب و آموزنده برای در مقاطع سنی مختلف تهیه کردم و به پدرم دادم.

او هم آنها را به اقوام داد. برخلاف تصور بسیار بسیار استقبال شد.

 

سخنان مقام معظم رهبری پیرامون کتابخانی

(رسم کتابخوانی (دو نفر، سه نفرمی نشینند یک نفر برایشان کتاب می خواند) را در بین مردم باب کنیم.)

(کتاب خریدن باید یکی از مخارج اصلی خانواده محسوب شود.)

(همه افراد خانه ما تقریبا – یعنی شاید بگویم  هیچ استثنائی ندارد – شب همیشه در حال مطالعه خوابشان می برد، خود من هم همینطورم.)

(من هر زمان که به یاد کتاب و وضع کتاب در جامعه خودمان می افتم، قلباً غمگین و متاسف می شوم. )

من در انتخابات مجلس نهم ایران شرکت نمیکنم

| يكشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۰، ۰۹:۲۹ ق.ظ | ۲۱ نظر

فریاد یک اپوزوسیون خارج از کشور:

من در انتخابات مجلس نهم ایران شرکت نمیکنم

 

شاید از خود بپرسید مطالب زیر چه ربطی  با شرکت نکردن در انتخابات دارد

 باید عرض کنم که اگر کمی با این مطلب همراه شوید، خواهید فهمید که مطالب زیر ارتباط مستقیمی با تحریم انتخابات ایران دارد.

من در انتخابات مجلس نهم ایران شرکت نمیکنم:

چون دوست دارم مسئولین مملکت ایران، تا کمر جلوی مسئولین دلسوز آمریکا خم شوند.

چون دوست دارم مانند زمان قاچار، قسمت هایی از سرزمین ایران تجزیه شود و به دست ما برسد.

چون دوست دارم ایران مانند 30سال پیش، با عجز و التماس  از آمریکا بخواهد که به ما سیم خاردار بدهد.

چون دوست ندارم در سرنوشت کشورم دخیل باشم.

چون دوست ندارم ایران به خود کفایی برسد.

چون دوست ندارم ایران در چشم پزشکی، پیوند اعضا، جراحی های باز،دارو سازی،  انرژی هسته ای، نانو تکلونوژی، سلول های بنیادی، ماهواره امید و سفیرو جنگ الکترونیک جزء ده کشور برتر جهان باشد.

چون دوست ندارم ایران بتواند پهباد جاسوسی آرکیو170 را در آسمان خود شکار کند.

چون دوست ندارم ایران بیشترین رشد جهش علمی را داشته باشد.

چون دوست ندارم با هموطن‌هایم اتحاد و همدلی داشته باشم.

چون دوست ندارم مردم ایران تا حد اعلا رهبرشان را دوست داشته باشند .

چون دوست ندارم که کشورهای دنیا زیر سلطه آمریکا نباشند.

چون دوست ندارم دانشمندان هسته ای ایران و مردم کشورهایی که حرف ما را گوش نمی‌دهند زنده بمانند.

جون دوست ندارم که ایرانی‌ها این قدر خانواده دوست باشند.

چون دوست دارم در ایران، مردم  سگ‌هایشان را بیشتر از فرزندشان دوست داشته باشند.

چون دوست دارم زن‌ها در ایران مانند غرب، مثل یک کالا خرید و فروش بشوند.

 

پس خواهش میکنم برای دفاع از حقوق مسلم ما رای ندهید!

حتی به موافقان ما هم که کاندید شده اند هم رای ندهید!  اصلا رای ندهید!

 چرا که هر برگه رای شما به معنای عدم حمایت از ما و در نتیجه نابودی آمریکا است

در حاشیه انتخابات مجلس/ کارتون: عباس گودرزی

 

این کلیپ رو حتما ببینید

حسن عبدالصمد

 

کنکور امر به معروف و نهی از منکر/سوال14

| پنجشنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۰، ۱۲:۴۴ ب.ظ | ۱۴ نظر

سوال۱۴/

متوجه میشوید که یکی از دوستانتان نیاز به ازدواج دارد، شما چه اقدامی انجام میدهید؟

الف) سعی میکنم به این موضوع، که دوستم نیاز داره  اصلا فکر نکنم

ب) فقط براش دعا میکنم

ج) میرم بهش از فواید ازدواج میگم و همزمان با پدر و مادرش هم صحبت میکنم

د) به دنبال یک مورد مناسب بین  دوست آشنا و همسایه میگردم وبعدش به خانوادش  معرفی میکنم

..........................................

 جان کلام:

امام صادق (ع) می فرماید:

کسی که وسایل ازدواج را برای شخصی فراهم کند،در روز قیامت مورد توجه خاص خداوند قرار میگیرد. 

امام علی(علیه السلام) فرموده است:

«بهترین میانجیگری و شفاعت آن است که بین دو نفر برای ازدواج شفیع شود تا خداوند بین آن دو را با هم جمع کند.»

رسول اکرم(ص) می فرماید:

هرکس در تزویج زن و مرد مومنی بکوشد تا خدا آنها را با یکدیگر جمع کند ، به هر گامی که بردارد یا کلمه ای که در این راه بگوید ، ثواب یکسال عبادت دارد.

امام کاظم(علیه السلام) می فرمایند:

«در روزی که هیچ سایه ای جز سایه عرش خداوندی نیست، سه کس در پرتو آن قرار می گیرند: نخست، مردی که برادر مسلمانش را زن دهد.»

امام حسین (ع):

اگر کسی برادر دینی‌اش را داماد کند و خواهر دینی‌اش را عروس کند حدیث مفصل است آخرش می‌گوید خداوند روز قیامت(یستظلون بظلّ عرش الله یوم لا ظلّ الا ظّله) روز قیامتی که کسی به داد کسی نمی‌رسد ایشان در امان است.



در آیه 32 سوره نور می خوانیم : "وَأَنکِحُوا الْأَیَامَی مِنکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِن یَکُونُوا فُقَرَاء یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ"
"مردان و زنان بی‏همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را; اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی‏نیاز می‏سازد; خداوند گشایش‏دهنده و آگاه است"

 

امام صادق (علیه السلام) فرموده اند:

کسی که به سبب ترس از فقر ازدواج نکند،نسبت به خداوند بد گمان است. امام صادق(علیه السلام) فرموده اند شخصی نزد پیامبر اکرم آمد و از فقر و تنگدستی نالید.پیامبر به او فرمود:ازدواج کن.آن شخص ازدواج کرد و پس از مدتی وضع زندگی او رو به بهبودی نهاد.


رسول اکرم صلوات الله علیه و آله:

هر کس از ترس فقر ازدواج نکند به خداوند بد گمان شده است زیرا خداوند میفرماید:

اگر تهیدست باشد خداوند آنان را از ضل خود بی نیاز میکند

 

بسم الله...