باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

خدایا ببخش مرا به خاطره آن مطلب هایی که بخاطر تو ننوشتم

ببخش مرا به خاطره کامنت هایی که تو در آن نبودی

ببخش مرا از اینکه با مطلبم بنده ای را از خدا دور کرده ام

ببخش مرا که میتوانستم با اطلاع بیشتر بنویسم اما کم کاری کردم

ببخش مرا که وقتی مطلبم پرنظر و یا وبلاگم پر بازدید شد گمان کردم که از سعی تلاش خودم است و تو را فراموش کردم.

ببخش مرا که در وبلاگی مطلبی به چشمم خورد که تو در آن بودی ولی در آن تأمل و درنگ نکردم

ببخش مرا به خاطر اینکه به دوستی در وبلاگی بی ادبی و یا بی اعتنایی کردم

ببخش مرا به خاطر اینکه شکر این نعمت را بجا نیاوردم

ببخش مرا برای اینکه بدون قصد قربت و بدون وضو پشت میز کار نشستم

ببخش مرا که گاهی اوقات به جای وظیفه و تکلیف به سلیقه خود نوشتم و نظر گذاشتم

خدایا من را ببخش که کلبه ام آماده پذیرایی از حضرت ولی عصر (عج)نبود چرا که برای خود مینوشتم نه برای او...

خدایا از (تو) نوشتن را به من آموختی (برای تو) نوشتن هم به من بیاموز که چه سخت و چه شیرین است (برای تو) نوشتن...

طبقه بندی موضوعی

یک پونز به خودم یک میخ طویله به دیگران

دوشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۱۵ ب.ظ
 

واکاوی گلایه های اجتماعی:

یک پونز به خودم یک میخ طویله به دیگران

از کودکی این مسئله برایمان جالب بود که چرا پدری که همیشه سیگار بر روی لبش است اما وقتی متوجه می‌شود پسرش سیگار می‌کشد او را توبیخ می‌کند؟

چرا زمانیکه یک پسری با چند دختر دوست می‌شود، وقتی متوجه می‌شود که خواهرش با یک پسری در ارتباط هست، خونش بجوش می‌آید؟

چرا وقتی خواستگار برای دخترمان می‌آید، تأکید می‌کنیم که باید مهریه دخترمان بالا باشد، اما زمانیکه برای پسرمان به خواستگاری می‌رویم، چانه زنی میکنیم که مهریه را کم کنید!

چرا وقتی که به دنبال شغلی می‌گردیم، به چند آشنا سفارش می‌کنیم که کارمان را زودتر انجام دهد تا در فلان اداره مشغول شویم، اما زمانیکه متوجه میشویم که یکی از اقوام رئیسمان، در آن اداره مشغول شده است، در مجموعه برای او حرف درست میکنیم که فلانی پارتی بازی کرده است!

جواب این چراها و هزاران چرای دیگر را باید در چه جستجو کرد؟ علت این تناقض گویی افراد چیست؟

آیا امکان دارد که یک عمل در آن واحد هم قابل نفی باشد و هم قابل اثبات؟

شاید این جمله حضرت امیر(ع) که حتی در کتاب های درسیمان هم چندین بار خوانده‌ایم و در هر عملی که انجام می‌دهیم زنگ وجدانمان آن را به ما یادآور می‌شود که: «فأحبب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره له ما تکره لها؛»

یعنی: آنچه که براى خود دوست می‎داری، برای دیگران هم دوست بدار و آنچه براى خود نمى‏پسندى، براى دیگران هم مپسند.

بدون تعارف شاید همه ما روی این موضوع اتفاق نظر داشته باشیم که بسیاری از مشکلات اجتماعی سیاسی فرهنگی و حتی خانوادگی‌مان ناشی از به کار نبردن این اصل در زندگی افراد است.

یکی از راهکارهایی که می‌تواند به ما در این زمینه کمک کند این است که زبان دیگران را شناسایی و نیاز و مطلوب آن‌ها را بدانیم و برای یاری رساندن به هر کس از همان شیوه و ابزاری استفاده کنیم که برای او مناسب است و نه الزاماً آن‌چه که خود دوست می‌داریم.

این موضوع که انسان همیشه باید خود را در جای شخص دیگری بگذارد و اصالت را به اجتماع بدهد نه به فرد و یا به عبارتی دیگر در مواجهه با یک اتفاق ناگواری سریعاً به دنبال متهمی غیر از خودش نگردد، بسیار ضروری به نظر می‌رسد، چرا که اکثر ناگواری‌هایی که در زندگی افراد رخ می‌دهد از عملکرد خود افراد نشأت می‌گیرد.

این (خودمحوری) زمانی که در سطح وسیع جامعه انتشار یابد، به گلایه‌مندی‌های اکثریت افراد جامعه منجر می‌شود.

از طرفی دشمنان این مرز و بوم از طریق بوق‌های رسانه‌ای خود، چند سالی است که قصد دارند فضای فکری مردم ایران را به سمتی هدایت کنند تا در هر مشکل اجتماعی، اقتصادی و حتی خانوادگی، مقصر اصلی را ساختار کلی نظام موجود به خصوص مسئولین نظام سیاسی نشان دهند.

همچنین در جنگ نرم یکی از اهداف دشمن به وجود آوردن گسل‌های اجتماعی میان مردم با مردم ومردم با حاکمیت است تا از این طریق تضادهایی را به وجود آورده و همبستگی اجتماعی و وحدت ملی را بر هم زنند.

رسانه‌های دشمن یک معظل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و خانوادگی را به سرعت به ناکارآمد بودن نظام و مسئولین ارتباط می‌دهند. این امر هر چند در ابتدا کمی غیر حرفه‌ای به نظر می‌رسد اما دشمنان آنقدر این باور را تکرار می‌کنند که برای مخاطب این امر ملکه می‌شود که در زمان مواجهه با یک مشکل، برای رهایی از عذاب وجدان، به سرعت و بدون تفکر مسئولین را مقصر اصلی مشکل خود بدانند.

در واقع طرح اصلی دشمن (مقبولیت‌زدایی) یعنی تغییر رفتارهای حمایتی از ساختار سیاسی موجود است و این امر را تا حدی ادامه می‌دهند که منجر به ناکارآمدی نظام موجود، بی کفایتی مسئولین، خود محور بودن و در نتیجه ایجاد بحران و تغییر نظام حاکمیت بینجامد.

البته فرهیختگان جامعه باید انتقادات عالمانه خود را به حاکمیت سیاسی داشته باشند اما اگر این گلایه و انتقادات به شکل افراط درآمد و هر آدمی در هر موضعی با هر سطح تحصیلاتی و با هر میزان تخصص در هر موضوع، گلایه بر عملکردی داشته باشد، آن وقت جامعه دچار هرج و مرج و بی ثباتی می‌شود.

برای روشن شدن این موضوع به چند مصداق توجه کنید:

«در یکی از خیابان های این شهر ترافیک درست شده است جلوترکه می‌رویم، متوجه می‌شویم که قسمتی از این خیابان بسته شده است و رفتگرها به زحمت مشغول پاک سازی زباله‌های جوی آبی هستند که بر اثر انباشته شدن پوست‌های میوه به خیابان سرازیر شده و عبور مرور اتوموبیل‌ها را دشوار ساخته است.

برخی از مردم در ترافیک می‌گویند:« ببین چه کسی را گذاشته اند شهردار! راست می‌گن که این مسئولین فقط فکر منافع خودشون هستند»

کمی بالاتر از خیابان یک زوج جوانی در حالی که در اتومبیل خود نشسته‌اند موزی می‌خرند و پوست میوه را از شیشه به جوی آب پرتاب می‌کنند. آب هم پوست موز را می‌برد و کمی پایین تر با چند پوست پرتغال همراه می‌کند، در جای دیگر هم یک بقل سطل زباله‌اش را در جوی می‌ریزد و آب روان تمامی زباله‌ها را به جوی اصلی خیابان می‌رساند؛ حال زمانی که این خانم و آقا در حال دشنام هستند، اگر بدانند که این جوی آب به خاطر 266 پوست موز و 150پوست پرتغال وآشغال های دیگر درست شده است بازهم مقصر اصلی را مسئولین نظام می‌دانند؟ در واقع انصاف این بود که اگر هم میخواستند انتقادی داشته باشند، این انتقاد را باید بین 416 نفر از جمله خودش تقسیم می‌کردند.

یا باید حداقل از خود می‌پرسیدند که اگر مسئولین به فکر مردم و این معظل نبودند، پس چرا این رفتگرهای شهرداری مشغول پاک سازی جوی خیابان هستند؟!

اگر این افراد قبل ازدشنام دادن کمی فکر می‌کردند که این مشکل از کجا نشأت گرفته است و چه افرادی در به وجود آمدن این مشکل مقصر هستند. دیگر وقتی شاهد ریخته شدن زباله‌ای بر روی زمین بودند به فرد متخلف تذکر می‌دادند که این کار را انجام ندهد چرا که او نتیجه این منکر را در عمل دیده است.

لازم به ذکر است که انتقاد صحیح از مدیران و مسولان بخشی از واقعیات و ضروریات یک نظام مقتدر است.

و یا این اتفاق:

(خانمی بالای پله‌های برقی ایستگاه مترو ایستاده است و دائم به مسئولین فحش و ناسزا می‌گوید. وقتی علت را از او جویا میشوی، می‌گوید:«چرا این پله‌های برقی خراب است؟ آخر فکر منِ پیرزن را نمی‌کنند که چطور باید این پله را با این کمر دردم طی کنم، این چه مملکتیه!.. » خانم دیگری با شنیدن این حرف گفت:«این مملکت کجاش درسته که پله برقیش درست شده باشه! و...» در همین صحبتها یکی از نظافت‌چی‌های مترو سعی می‌کند آن خانم معترض را آرام کند برای همین واقعیت را می‌گوید:«من دیدم که چند جوان بی فرهنگ برای اینکه دوستانش را بخنداند کلید این پله‌ها را زدند و الان دو دقیقه است که پله برقی خاموش شده است؛ الان هم اگر کمی صبر کنید مأمور فنی مترو درستش می‌کند» پیرزن هم بدون اعتنا به صحبت‌های کارگر مترو از پله‌های با ناسزا پایین می‌آمد و در مترو هم گلایه خود را به مسافران اطراف خود بازگو می‌کرد.

این معظل نشان‌گر این است که این خانم در دوران کودکی و جوانی نتوانسته است موضوعات را در ذهن خود تفکیک دهد و برای رهایی از وضع موجود تنها راه آرام شدن را اعتراض به مسولین کشورمی‌داند. فارغ از اینکه بداند این پله تنها 5 دقیقه آن هم بر اثر شیطنت یک پسری بی فرهنگ که شاید هم پسر خود او باشد صورت گرفته است.

مثالی دیگر:

فرض کنید شخصی خانه‌ای غیر قانونی در یکی از محله های قدیمی تهران ساخته است. بعد از گذشت 5 سال به او اطلاع می‌دهند که به علت آنکه خانه در طرح اتوبان است باید آن را تخریب کنند و معادل آن مبلغ و یا خانه ای را به او ساکنین بپردازند و از آنجایی که این فرد این خانه را غیر قانونی ساخته است مبلغی به او تعلق نمی‌گیرد.

حال زمانی که ماشین لودر در حال تخریب خانه است، مادر این خانه ناله و نفرین را روانه مسئولین می‌کند و فرزند این خانواده که از مدرسه آمده است با دیدن گریه مادر و تخریب خانه به وسیله لودری که اکنون به نماد حاکمیت تبدیل شده است در ذهن خود تصویری منفی نسبت به نظام حاکم تجسم می‌کند، کودکی که دیگر در آینده نمیتوان به راحتی غبار بدبینی را از ذهن او پاک کرد. همان کودک شاید در آینده فردی بشود که برای خنداندن دوستش (در داستان قبلی)، به مردم آزار می‌رساند.

در اینجا پدر و مادر این خانواده کار غیر قانونی خود را حق مسلم خود می‌دانند و از طرفی علت تخریب این خانه را به درستی درک نکرده‌اند.

حال اگر پدر این خانواده، خانه خود را غیر قانونی نمی‌ساخت و از طرفی دیگر خود و خانواده‌اش را توجیه می‌کرد که با تخریب این خانه اتوبانی که مشکل ترافیک را حل می‌کند، احداث می‌شود، آیا باز هم اینچنین از مسئولین گلایه می‌کردند؟

البته در اینکه برخی از مسئولین در مواردی کوتاهی هایی را انجام می‌دهند شکی نیست و مردم باید حق خود را مطالبه کنند. اما چه خوب است که قبل از تصمیم گیری و اتهام قرار دادن مسئولین از خود بپرسیم که چه کسانی در پدیدآمدن این معضل شریک هستند و آیا آن مسولان کسی است غیر از پدر برادر و یا یکی از اقوام دورمان ؟

چه خوب است از خود بپرسیم که وقتی یک راننده تاکسی که پدر خودمان است، وقتی کرایه را بیشتر از نرخ مصوب از مسافر می‌گیرد، چه تضمینی وجود دارد که او زمانی که مسئول کشور می‌شود در حد اندازه خود حق مردم را پایمال نکند؟

درست است که مسئولان وظیفه دارند که برای خدمت گزاری تمام هم غمشان را برای مردم خرج کنند ولی چقدر خوب است که این جمله امام خمینی (ره) را همیشه در ذهن خود مرور کنیم که:«نگوئید این انقلاب برای ما چه کرد؟ بلکه بگویید ما برای این انقلاب چه کرده ایم؟»

اینجاست که متوجه میشویم که اگر افراد یک جامعه هر یک به وظایف خود عمل کنند و به فکر یکدیگر باشند یعنی مشکلات اجتماع را بر مشکلات شخصی خود ترجیح دهند یا به تعبیر دیگر منافع ملی را فدای منافع شخصی خود نکنند، فضای اجتماع به دور از هیاهو و جنجال رو به قانون گرایی و محبت پیش میرود و در نهایت آرامش را برای تک تک اعضای آن جامعه به ارمغان می‌آورد.

.............................................................

این مطلب را سال گذشته در وبلاگ نوشته بودم که با توجه به اهمیت آن باز نشر شد:

نظرات (۲۵)

آفرین! ملت شریف ایران را خوب به نقد کشیدی! البته این ملت شریف معایب فراوان دیگری هم دارند من جمله:پولپرستی و مادیگری حرص و طمع حسادت تقلیدی زندگی کردن بیسوادی و ... وباز البته دولت شریفه که برخاسته از همین ملت است راه ملت را ادامه خواهد داد و این میشود آنچه اکنون میبینیم!!!
........................................................................................................
چرا نمیتوانید عشق مردم به رهبر را ببینید؟
در کجای دنیا ابراز ارادت و عشق ورزیدن به شخصی عیب است؟!
شاید خوب متوجه نشدید. آنچه اکنون میبینیم این است که ایران به گفته مراکز آمار معتبر بین المللی،به عنوان اولین کشور در جهان در جهش علمی شناخته شده است.البته خیلی با آنچه که باید برسیم فاصله داریم.
چند علت دارد:
1.نبود وجدان کاری
2.نداشتن انصاف
3.مهم نبودن حق دیگران در ذهن مردم
4.تربیتی نا صحیح که دوری از وجدان را اموزش داده.
5. دوری از تربیت بی نقص اسلام ناب
6.کم اوردن در مقابل فشار های اقتصادی، اجتمائی و...
7. نبود اصل، یه سوزن به خودن یه جوالدوز به دیگران
8. خود خواهی
9.در راس همه ی این ها نبود تربیت صحیح
و
نبود ))وجدان((
امام صادق علیه السلام : چهارچیز نشانه نفاق است : سنگ دلی ، اشک نریختن ، اصرار بر گناه و حرص بر دنیا .
سلام . خیلی تحلیل زیبایی بود.دست شما درد نکنه.انشالله گوشهای شنوایی داشته باشیم
به نظرم بهترین مطلب وبلاگت همین یادداشت باشد عالی بود
مخصوصا مثال هایی که زدید در مورد طویله پونس و...
متشکرم مطالبتون عین حقیقته.به نظر من اگر همه مردم به همین یک جمله عمل کنند"هرچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و.." مهدی فاطمه(س) خواهد آمد.
کاش به جای دعا خودمان را اصلاح کنیم.
به امید آن روز
سلام
واقعا افسووووووس که انقدر ذیر شمارو پیدا کردم:(
واقعا باید کاری کرد
بیدارم کردید
ممنون
سلام.
به نطر من مهمترین کارکردی که رسانه های بیگانه دارند همین مطلب شماست.
ما ایرانی ها که کلا تو خونمون نشستن یه گوشه و انتقاد کردنه این رفتار توسط این رسانه ها تقویت میشه.
یادمه یه زمانی به شدت منتقد نظام بودم
اون زمان یه دوستی داشتم که ازم پرسید کلاسای دانشگاه رو میری یا غیبت میکنی؟
حواست باشه که پول بیت المال داره هزینه میشه.
من در جوابش گفتم کلاسا رو که معمولا نمیرم ولی تو این مملکت اینقد بخور بخوره که بیشتر از این کلاس ها باید برامون بذارند و ما نریم و تازه هنوز به گوشه ای از حقمونم نرسیدیم.
خب شما ببنید وقتی چنین تفکر رایج بشه بین دانشجوها همین ها از دانشگاه هم که بیرون میاند کار براشون به علت بی سوادی شون نیست.
خب پس دوباره شروع می کنند به نق زدن و اینکه تو مملکت همه بیکارند.
...
به وبلاگ ما هم یه سر بزنین.
باسلام
مطلب شما در وبلاگ گفتمان حقوق عمومی منتشر گردید
http://ghasemjahani.blogfa.com/post/23
  • فریاد سکوت
  • خوشمان آمد...
    زیبابود
    سلام
    در مورد قسمت اول مطلبتون و اون حدیث زیبا واقعا که آدم باید ایمان خیلی قوی داشته باشه تا بتونه هر چی که برای خودش نمی پسنده برا دیگران هم نپسنده و بالعکس
    در مورد اینکه تا نقصی یک گوشه ای به وجود می آید بعضی تقصیر نظام می اندازند یک بخشش همونی است که شما گفتید ولی به نظرم باید پشت این قضیه را دقیق بررسی کرد و مردم یک درصدی حق دارند ما یک تاریخ حدود 150 تا 200 ساله یک حاکمیت نالایق داشتیم در انقلاب هم با اینکه پیشرفتهای بسیار خوبی شد باز در برهه هایی مثل اصلاحات و کارگزاران خوب به مردم خدمت نشد فکر میکنم یکی از راههایی که این تصور که همه چی تقصیر دولت یا نظامه که یک پشتوانه 200 ساله مدیریت نالایق داره ، از ذهنها پاک شه ، اجرای محکم عدالت و خدمت به مردمه تا این اوضاع کم کم اصلاح شه و ذهنیتها عوض شه
  • جام نیوز
  • با سلام.مطلب شما در سرویس جام بلاگ سایت جام نیوز منتشر رگدید.
    کد لینک خبر :
    http://jamnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=46289&Serv=37
    سلام

    حس برتر بیینی انسان ها معظلی است که همیشه انسان را دچار غرور کاذب می کند .
    پدری که برای بالا بودن مهریه دخترش ساعت ها چونه زده و آتش بیار معرکه می شود سعی می کند به همه بگوید که دخترش متفاوتر از بقیه است و هر چقدر که مهرش بیشتر باشد حقش بوده وو ارزش اجتماعیش بیشتر می شود .

    اما همین پدر وقتی برای خواستگاری پسرش می رود باز پسر خود را برتر از دیگران می بیند و می گوید پسر من با داشتن این همه شایستگی باید دختر تان را بدون هیچ صحبتی به عقد پسرم در آورید و اگر خدای ناکرده در آینده مشکلی پیش امد پسر من تاوان کم کاری یا کوته فکری دختر شما را نپردازد .

    متاسفانه در جامعه ای که ارزش های انسانی بدون توجه به معیارهای اخلاقی و دینی سنجیده شوند بی ارزشی ها غلبه کرده و بی هویتی ها جایگزین می شوند .
    سلام

    حضرت امام خمینی فرمودند:
    خود را بسازید جامعه اصلاح خواهد شد.
    ما باید از خودمن شروع کنیم!
  • پرستوی مهاجر
  • واقعا ما برای انقلاب چه کار کرده ایم ... برای اسلام چه طور ....

    و هر روز فقط در میان این سوالات روزمان را شب می کنیم بدون آنکه دوباره برای اسلام و نظام کاری بکنیم...
    سلام در جاهایی شما درست میگین ولی بعضی جاها نه. ما خیلی وقتها عادت کردیم که اعتراض نکنیم چرا که نظام رو در بر میگیرد و حقمون رو نگرفته ایم و بعضی از مسئولین هم سوئ استفاده کردن.البته اونها میخواستن ما اعتراض کنیم و همون ماجراهایی که نوشتینپیش بیاد.جملات قشنگی بود .واقعی.
  • ف.کنعانی
  • sسلام خوب بود ممنوع الاینترنت بودم یه مدت
  • مهمان خدا
  • به روزم

    چی شد

    که چادری شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • درست بدانید
  • بله دوست عزیز
    مطلب جالبی نوشتید ناگفته های جامعه را شماگفتید
    بله وماباید تلاش کنیم وبایدکارکنیم ولی مسئولین هم جزو همین جامعه هستند
    وجدای ازمردم نیستن
  • کوچه امید
  • سلام
    احسنت به قلمت خیلی زیبا بیان کردید یک پونز به خودمون و یک میخ طویله به دیگرون

    ما ملت ایران همیشه مرگ رو برای همسایه می خواهیم اگه کمی به خودمون هم فکر کنیم می بینیم که انتظاراتی و توقعاتی که از اطرافیان داریم خیلی بی جاس .

    نسنجیده حرفی رو می زنیم بعد آخر سر هم می گیم که مملکت داریم ما!!

    ی چیزی دیگه این قضیه مهریه رو خیلی خوب اومدید

    دوست خوبم ممنونم که خبرم کردید
    با سلام
    در نظام ما یک عامل وحدت بخش و هماهنگ کننده ای وجود دارد به نام ولایت فقیه که با اشرافی که بر قوای حکومتی دارد، بین آنها هماهنگی و انسجام ایجاد می کند و به عنوان محور نظام از ایجاد بحران جلوگیری می کند.

    منتظر نظرات پربارتان در این باره هستیم.

    التماس دعا
    یاحق
  • مهمان خدا
  • سلام خیلی خوب بود منتهاخلاصه تر بهتر بود

    در مجموع استفاده کردیم
    جملات آغازین شروع خیلی خوبی بود............

    علی علی
    به داده و نداده و گرفته ات شکر
    که داده ات نعمت است ونداده ات حکمت وگرفته ات امتحان

    ==============
    سلام خیلی جالب و مفید بود واقعا استفاده کردم
  • اشاره نشانه ها
  • سلام
    انچه بیان گردید فقط نقطه کوچکی از عظمت افرینش خداوند بود ان شاء الله در پستهای بعدی به نکات شگفت انگیزتری اشاره خواهد شد که دهان حیرت باز خواهد ماند از اینهمه قدرت نمایی خداوند بلند مرتبه مهربان.

    مگر نمیدانید؟؟
    مگر نمیدانید که ما همیشه خودمان لنگ میزنیم و کار دیگری رو مورد انتقاد قرار میدهیم.
    مگر نمیدانید اگر هر کداممان سر جای خودمان درست عمل کنیم انوقت بهتر از اینست که به دیگرانی عیب کنیم که جای انها نیستیم تا اوضاع را عوض کنیم اما همیشه همینیم.
    اینجاباید یاد بگیریم خودبین بودن بهتر است تا دیگر بین باشیم

    موفق باشید
  • آه مجنون بوی لیلا می دهد...
  • با احترام لینک شدید./
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">