باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

خدایا ببخش مرا به خاطره آن مطلب هایی که بخاطر تو ننوشتم

ببخش مرا به خاطره کامنت هایی که تو در آن نبودی

ببخش مرا از اینکه با مطلبم بنده ای را از خدا دور کرده ام

ببخش مرا که میتوانستم با اطلاع بیشتر بنویسم اما کم کاری کردم

ببخش مرا که وقتی مطلبم پرنظر و یا وبلاگم پر بازدید شد گمان کردم که از سعی تلاش خودم است و تو را فراموش کردم.

ببخش مرا که در وبلاگی مطلبی به چشمم خورد که تو در آن بودی ولی در آن تأمل و درنگ نکردم

ببخش مرا به خاطر اینکه به دوستی در وبلاگی بی ادبی و یا بی اعتنایی کردم

ببخش مرا به خاطر اینکه شکر این نعمت را بجا نیاوردم

ببخش مرا برای اینکه بدون قصد قربت و بدون وضو پشت میز کار نشستم

ببخش مرا که گاهی اوقات به جای وظیفه و تکلیف به سلیقه خود نوشتم و نظر گذاشتم

خدایا من را ببخش که کلبه ام آماده پذیرایی از حضرت ولی عصر (عج)نبود چرا که برای خود مینوشتم نه برای او...

خدایا از (تو) نوشتن را به من آموختی (برای تو) نوشتن هم به من بیاموز که چه سخت و چه شیرین است (برای تو) نوشتن...

طبقه بندی موضوعی

علی اصغر های قرن 21

شنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۰، ۰۶:۴۱ ق.ظ

 

علی اصغر های قرن 21

           

 پدر به سرعت از تاکسی پیاد می‌شود، گل و شیرینی را به زمین می‌اندازد و دوان دوان به سمت به خانه‌اش می‌دود. گازهای سمی همه جا را فرا گرفته است.چشمش به بدن بی حس همسر و و چشمان بسته و معصوم فرزندش می‌افتد...

 

اپیزود اول:

فرمانده‌اش به او دستور می‌دهد تا به مردم شلیک کند، اما جواد این کار را انجام نمی‌دهد. فرمانده‌اش او را تهدید می‌کند که اگر شلیک نکند او را به زندان خواهد فرستاد. ولی جواد باز هم شلیک نمی‌کند چرا که نقطه‌ای که فرمانده به او گفته بود تا شلیک کند، کودکی بود که در آغوش مادرش خوابیده بود.

جواد سه ماه است که در زندان به سر می‌برد. او در روز عاشورا متوجه می‌شود که همسر باردارش دختری را به دنیا آورده است. خیلی تلاش می‌کند تا هنگام بدنیا آمدن فرزندنش کنار همسرش باشد، اما مدت زندان او تا 5 روز دیگر ادامه داشت. جواد لحظه شماری می‌کند تا این پنج روز هم به پایان برسد و چهره میوه دلش را از نزدیک مشاهده کند. روز موعد فرا می‌رسد. وسایلش را داخل کیفش می‌گذارد و به سمت خانه می‌رود.

 

اپیزود دوم:

مادر آن شب نتوانست بخوابد چرا که مشتاقانه منتظر همسرش بود تا اشتیاق پدری را بعد از دیدن دخترش ببیند. فردا صبح صدای شلیک گلوله‌ها فضای محله «بلاد القدیم» را پر می‌کند. مادر از خانه بیرون نمی‌آید تا مبادا فرزندش آسیبی ببیند. اما نیروهای آل خلیفه با شلیک گاز های سمی فضای خانه را آلوده می‌کنند.

گازها هر لحظه بیشتر بیشتر می‌شود. مادر سراسیمه و نگران پارچه‌ای را روی صورت ساجده 5 روزه می‌اندازد تا این گازها کمتر به او آسیب برساند، اما شدت گاز های سمی به حدی است که دیگر خود مادر هم دچار سرفه های شدید می‌شود. مادر اشک می‌ریزد و دعا می‌خواند. صدای گریه‌های ساجده گاهی قطع می‌شود، مادر ترسیده بود، مادر فریاد می‌زد، کودک 5 ساله تاب این گازهای سمی را نداشت.

ساجده چشمانش را به مادر می‌دوزد و آرام آن را می‌بندد، مادر سراسیمه سرش را بر روی قلب کودک می‌گذراد، صدای تپش‌های ریز و تند قلب ساجده را نمی‌شنود، مادر از حال می‌رود.

 

دو ساعت بعد:

پدربا جعبه‌ای شیرنی و یک دسته گل سوار بر تاکسی می‌شود تا زودتر به خانه بیاید. جواد در طول مسیر مدام به این فکر می‌کند که دخترش بیشتر شبیه به خودش میباشد یا شبیه  یه همسرش. کمی نزدیک که می‌شود از لا به لای تجمع مردم، دودی را در اطراف خانه خود مشاهده می‌کند؛ دلش شور میزند.

به سرعت از تاکسی پیاد می‌شود، گل و شیرینی را به زمین می‌اندازد و دوان دوان به سمت به خانه‌اش می‌دود. دود همه جا را فرا گرفته است. پدر با سختی وارد خانه می‌شود.

چشمش به بدن بی حس همسر و و چشمان بسته و معصوم فرزندش می‌افتد...

 

فردای آن روز:

مادربه همرا پدر با اشک هایشان ساجده عزیزشان را غسل میکنند و کفن کوچکی را به دور میوه عمرشان می‌پیچند.

پدر و مادرساجده قبل از به خاک سپردن ساجده، بالای سر فرزندشان می‌نشینند و زیارت عاشورا میخوانند...اسلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین...

 

کل یوم عاشورا:

این داستان واقعی، روایتی است از حمله نیروهای آل خلیفه به شیعیان بی گناه  بحرینی‌.

ساجده فیصل  5 روز بعد از به دنیا آمدنش در 15 محرم سال1390، بر اثر گازهای سمی نیروهای آل خلیفه به شهادت می‌رسد.تا نشان دهد که هنوز عاشورا جاری است و نبرد یزدیان و حسینیان زمان هر روز تکرار می‌شود.

او به شهادت رسید تا به جهانیان بگوید که حقوق بشر از نگاه غرب، تنها به انقراض رسیدن فلان حشره و یا کشته شدن سگ حاکمان غربی واکنش و بیانیه صادر می‌کند و در مقابل کشته شدن هزاران کودک فلسطینی، عراقی، افغانی، بحرینی و دیگر مناطق جهان، سکوت را بر فریاد ترجیح می‌دهد و خم ابرو نمی‌آورد.

او به شهادت رسید تا نشان دهد که فدائیان علی اصغر در قرن 21، زیر بار ذلت دشمنان استعمارگر نمی‌روند و تا آخرین قطره خون برای پیروزی حق بر باطل تلاش می‌کنند.

«الهم عجل لولیک الفرج»      

حسن عبدالصمد

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۰/۰۹/۲۶
  • ۱۲۱ نمایش

نظرات (۲۷)

سلام
سبک نوشتنتون خاصه!!!!!!!!!
تقریبا همه ی مطلبارو خوندم
برام جالب بود
اگه مایل به تبادل لینک هستید منو با نام وبم لینک کنید
با اجازه من شمارو با نام وبتون لینک میکنم
منتظرم
سلام التماس دعا.
سلام وعرض ادب. وبلاگت خیلی زیبا و پر محتوا بود. همچنین مطالبی که نوشتی خیلی قشنگ است................. به مادیگه سر نمی زنی؟............ التماس دعا..............
خدا لعنت کنه این سران دیکتاتورو
خوب بود
مرسی
ما چله نشین شب یلدا حسینیم

ماتم زدگان غم عظمای حسینیم

ما غرق عزای پسر فاطمه هستیم

ما تا به سحر محو تماشای حسینیم
خیلی تکان دهنده بود
  • خادم الزهرا
  • یا رب
    سلام
    وبلاگ معنوی و خوبی دارین
    خوشحال میشم به منم سری بزنید و نظرتون رو در مورد تبادل لینک بگین
    التماس دعای شدید
    یازهـــــــــــــــــرا
  • سجاد شاکریــــ
  • میدانی غریب کیست؟
    غریب، پدر مظلوم من حسین بود . . .
    .
    .
    سلام و نور
    مثل همیشه عالی هستی داش حسن
    با " غریب الغرباء " بروزم
    شما هم دعوتید
  • سفیر رحمت(خادم الحسین)
  • از برکت صلوات

    در کتاب ریاض الاذهان آورده اند، که زنى دختر خود را بعد از مردن در خواب دید که به عقاب الیم گرفتار است ، بیدار گشته ناله و زارى بسیار کرد، بعد از یک شبانه روز دیگر، نیز او را در خواب دید، که خوش و شادان و در روضه رضوان مى خرامید، پرسید: که اى دختر چه حال بود که یک وقت تو را در خواب دیدم در عذاب و شدت بودى و امروز در فراهت و راحت هستى ، دختر گفت : اى مادر به جهت جرایم خود، در عذاب بودم اما در این روزها مؤ منى صالح بر قبرستان ما گذر نموده و چند مرتبه صلوات ذکر کرد و ثوابش را به اهل قبور بخشید، حق تعالى به برکت صلواتها عذاب را از اهل قبور برداشت و به نعمت و سرور مبدل فرمود
  • اشاره نشانه ها
  • چگونه من در تک تک پدیده های اطرافم بنگرم و تورا نبینم؟

    مگر میشود با چشمی که تو دادی نگریست به

    آنچه تو آفریدی ولی تورا ندید؟

    سلام

    این بزرگهای کوچک همیشه سند مظلومیت ظالمان تاریخند.

    موفق باشید
    سلام آفرین بابا
    موفق باشین
  • من یک مسافرم
  • عالی بود
  • من یک مسافرم
  • کودک 5 ساله تاب این !!
    کودک 5 روزه
    سلام
    با دیدن اینا از خودمون باید شرمنده بشیم و خجلت زده ما چه کردیم برای اسلام و انقلابمان؟!

    ...::::::: با "حقیقتا ولایت فقیه را پذیرفته ایم ؟!" به روزم
    سلام

    عالی بود وب جالب و پر محتوایی دارید ولی نفهمیدم دغدغه اصلی تون چیه
    بیشتر در چه موردی مطلب میذارید اگه مایل به تبادل بودید خبر بدین
    ممنون موفق باشید
    سلام و درود؛
    دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
    http://www.ammarname.ir/link/5924
    ما را با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
    موفق و پیروز باشید .
    عمارنامه http://ammarname.ir/—- info@ammarname.ir
    یا علی
    سلام
    با ادامه ی وبلاگ شعرهای یک شاعر غیر حرفه ای در یک وبلاگ جدید به روزم و منتظر !
    همیشه همین بوده. ظلم حاکمان ظالم و خون مردم بی گناه
    سلام...خداقوت...وای امان از دل رباب...علی اصغرش کجاست...خیلی خوب نوشتید....چه مظلوم بود ساجده....و چه بی رحم هست دشمن....

    "چهل شب در مکانی که الان مزار اوست زیارت عاشورا می‌خواند....... حتی عکسی هست که درآن رضا با دست این محل را نشان می‌دهد، دوستانش می‌گویند: رضا می‌گفته اینجا محل دفن من است.........."
    به روزم
    یاعلی
    سلام

    شما چی؟

    ok میزنی یا no ؟

    بروزم و منتظر نظرات خوبتان هستم.
    با سلام.مطلب شما در سرویس جام بلاگ سایت جام نیوز منتشر گردید.
  • حسین میری
  • سلام
    ما چه کرده ایم چرا کسی حکم نداد به مصلحت نبود؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    دستت درد نکنه تلنگر خوبیه
  • پرستوی مهاجر
  • اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.


    این خط گویا مشکل تایپی داشته " کودک 5 ساله تاب این گازهای سمی را نداشت." به نظر باید کودک 5 روزه باشد
    کل یوم عاشورا....
    علیکم السلام

    از صمیم قلب میگم اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد(ص)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">