باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

هر مسلمان یک سازمان تبلیغات اسلامی

باید کاری کرد

خدایا ببخش مرا به خاطره آن مطلب هایی که بخاطر تو ننوشتم

ببخش مرا به خاطره کامنت هایی که تو در آن نبودی

ببخش مرا از اینکه با مطلبم بنده ای را از خدا دور کرده ام

ببخش مرا که میتوانستم با اطلاع بیشتر بنویسم اما کم کاری کردم

ببخش مرا که وقتی مطلبم پرنظر و یا وبلاگم پر بازدید شد گمان کردم که از سعی تلاش خودم است و تو را فراموش کردم.

ببخش مرا که در وبلاگی مطلبی به چشمم خورد که تو در آن بودی ولی در آن تأمل و درنگ نکردم

ببخش مرا به خاطر اینکه به دوستی در وبلاگی بی ادبی و یا بی اعتنایی کردم

ببخش مرا به خاطر اینکه شکر این نعمت را بجا نیاوردم

ببخش مرا برای اینکه بدون قصد قربت و بدون وضو پشت میز کار نشستم

ببخش مرا که گاهی اوقات به جای وظیفه و تکلیف به سلیقه خود نوشتم و نظر گذاشتم

خدایا من را ببخش که کلبه ام آماده پذیرایی از حضرت ولی عصر (عج)نبود چرا که برای خود مینوشتم نه برای او...

خدایا از (تو) نوشتن را به من آموختی (برای تو) نوشتن هم به من بیاموز که چه سخت و چه شیرین است (برای تو) نوشتن...

طبقه بندی موضوعی

خاطرات سفر 2

سه شنبه, ۱۸ آبان ۱۳۸۹، ۰۳:۴۸ ب.ظ

 

 

سفری بر بال فرشته های ۲

 

بعد از دیدن گنبد خضرا های های گریه کردم دست پام می لرزید خدایا خودت بهم رحم کن یعنی به داخل مسجد می رسم دیگه توان راه رفتن نداشتم ولی مگه می شه وایساد رفتیم جلو همه شروع کردیم سلام دادن

هیچ وقت فکرشم نمی کردم اینجا رو از نزدیک ببینم خداااااااااااااااااااااااااااااایا شکرت کاش می تونستم فریاد بزنم بگم منو خلاصم کنید داد بزنم بگم خدایا تورو قسمت می دم به خاتم النبیین خودت رحم کن به من روزی که هیچ کس به دیگری رحم نمی کنه خدایا رحم کن به هممون روزی که جز تو کسی نمی تونه کمکمون کنه .

رفتیم جلو تا رسیدیم به مسجد پیامبر دوستانم گفتن ما داریم می ریم وضو بگریم گفتم بریم رفتیم من که همیشه عادت دارم به سعت کارهامو انجام میدم از همه جلو تر اومدم بیرون خلاصه کسی رو پیدا نکردم دیدم ظائرای سیستان دارن میرن من هم پرسیدم کجا ؟ گفتن می ریم روضه رضوان گفتم بچه ما هم میان اونجا دیگه با هاشون رفتم

آقا جون اینجا کجاست به من گفته بودن بین قبر پیامبر تا محراب یک قطعه از بهشته هر کس اونجا نماز بخونه  هر رکعت معادل 1000 رکعته

روضه چون خیلی کوچیکه هر کشور جداگانه داخل می رن پس باید منتظر بمونی تا اعلام کنن که نوبت کدوم کشور تا ما رسیدیم گفتن: جمهوری اسلامی ایران

منم که تنها بودم دوستام هیچ کدوم نبودن رفتم تو سر نماز اینقدر گریه کردم که نمازم رو به زور می خوندم تازه فهمیدم عبادت یعنی چی خلاصه جاتون خالی چند تا نماز به نیابت از همه خوندم و دیگه وقت ایران تموم شد مگه می شه رفت بیرون یا خدا کمک کن دوباره بیام

رفتم بیرون تازه فهمیدم گم شدم نه جایی رو می شناسم نه کسی رو یادم اومد دیشب  یکی از بچه ها گوشیش رو گم کرد با گوشیه من زنگ زد به خودش شمارشو اتفاقی توی گوشیم دارشتم زنگ زدم به سر پرستمون گفته بود اونم اومد دنبالم بعد از اومدنش فهمیدم اونجا که من ازشون جدا شدم اونا رفته بودن بقیع ولی بقیع تا ساعت 4 بعد از ظهر بسته بود وکسی نتونسته بود زیارت کنه همون جا بود که با خودم گفتم خدایا شکرت رسول الله بد جوری دوستم داره که منو روز اول خواسته ...

ادامه دارد...

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۸۹/۰۸/۱۸
  • ۲۰۳ نمایش

نظرات (۲)

  • یاداشتهای نفیس
  • با سلام و عرض ادب و تهنیت

    بسیار مفید واقع شد خوشمان آمد.
    با یه سری روایتهای مذهبی پزشکی از ائمه بروز نمودم
    حضورتان مزید امتنان است
    یا علی
  • سبزعلویان
  • " امام خامنه ای ، امام علی (ع) نیست ؛ امام سید علی است " چون وقتی که دشمن علی (ع) قرآن را به نیزه کرد، سرداران سپاه ، علی(ع) را وادار کردند تا تن به حکمیت دهد ، ولی وقتی پس از به نیزه رفتن رنگ سبز سادات، یکی از سرداران سابق لشگر آقای ما نامه حکمیت نوشت ، امت توی دهنش زدند و تن به حکمیت ندادند....ادامه مطلب رابخوانید.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">